eitaa logo
کشکول صلوات بر محمدوآل محمدص
251 دنبال‌کننده
26.4هزار عکس
27.1هزار ویدیو
208 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم درشب #میلادحضرت_امام_حسن_عسگری_ع #پدرحضرت_صاحب_الزمان_عج #درسال_١۴٠١ این کانال درایتاراه اندازی می‌شود. #بیادشهیدبسیجی_علیرضا_فرج_زاده_وپدرمرحوممون_کربلایی_حاج_هوشنگ_فرج_زاده. که در ایام چهارمین سالگرد درگذشتش هستیم #صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 شهادتت مبارک دلاور 🔹فردی که کودکش را در بغل گرفته و به روضه حضرت علی اصغر آورده، شهید بهروز واحدی از نیروهای سپاه قدس است که بامداد روز گذشته در سوریه به فیض شهادت نائل آمد.
🚨آیین تشییع و تدفین شهید مدافع حرم ‌‌‌‌📡 به‌کانال‌اخبارویژه‌وفوری‌بپیوندید https://eitaa.com/aazhir_khabar
هدایت شده از کشکول آیه و حدیث
✨﷽✨ 💠 آیت الله فاطمی نیا فرمودند: ◽️⇦ در شب قدر چه بخواهیم؟ در حدیث داریم از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: در شب قدر چه بخواهیم؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید» ◄بیماری ضد عافیت است ◄داشتن فرزند ناصالح ضد عافیت است ◄همسایه بد ضد عافیت است ◄قرض و گرفتاری ضد عافیت است ◄بی آبروئی ضد عافیت است ◄هر چیز بدی ضد عافیت است ◄پس در عافیت خواستن همه چیز هست ↫ پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب‌های قدر طلب عافیت است همه دعاها را به همراه عافیت بخواهید 🌹💠💠 خصوصا پدرومادر شهدا کانال @kashkooleayevahadis 🍃💐🍃💐🍃💐🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞 برشی از مستند «روایت فتح» ... و کلام زیبا و آسمانی شهید آوینی در خصوص 🤲 به حق مظلومیت شهید آوینی در ، ان شاءالله که امشب، اولین شب از لیالی ، همه حاجت روا شویم. التماس دعا 🙏 ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 📜 خواندن دعای فرج .... به نیت سلامتی و تعجیـل در فرج مولایمان صاحب الزمان (عج) ٻِسمِ_اللہِ_الرَّحمَڽِ_الڔَّحِیم الهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ وضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى محَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا محَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اكْفِيانى فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى ادْرِكْنى اَدرِکنی الساعه الساعه الساعه العجل العجل العجل یاارحمن راحمین بحق محمد وآله طاهرین 🌸🌱 ↶【به ما بپیوندید 】↷ ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄
📷 زمستان ۷۹ – پادگان دوکوهه حمید داودآبادی همراه با مرحوم ابوالفضل سپهر، شاعر سروده های جاودان "اتل متل" سپهر اصرار داشت با هم کنار قلب دوکوهه (که با تعداد زیادی از بچه ها که بعدا پر کشیدند عکس گرفته بودم)، عکس بگیریم. هر وقت میومد، گیر میداد تا براش از خاطرات جبهه تعریف کنم. می نشست کنارم، سر بر شانه ام می گذاشت و با خاطرات، آرام اشک می ریخت. خدا می داند آن شب چه بر او می گذشت! فردا صبح که می آمد، با ذوق و خندان می گفت: بفرما حاجی، همه خاطراتت رو توی این اتل متل آوردم! اتل متل یه بابا دلیر و زار و خسته با صورتی حزین و دستای پینه بسته 🌱 یادش بخیر و خدا رحمتش کند ا▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️🌷▫️
🌿 به یاد جانبازان بزرگوار دوچشم و دودست به راه دوست فدا کرده، سیدمحسن محسنی و مجتبی شاکری .... چشم، چشم، دوتا چشم خُمار و نافذ و مَست مو، مو، یه خرمن قشنگ و مشکی یک‌دست خط، خط، دو ابرو مشکی‌یه و کمونی خال، خال، دو گونه گونه‌ای استخونی لب، لب، دوتا لب همین‌جوری می‌خنده قربون برم ماشالله بابام چه قد بلنده دندوناشو ببینین عینهو مرواریده بابا به این خوشگلی هیچ جا کسی ندیده دست، دست، دوتا دست چه مشکلا که حل کرد میگن که وقت رفتن مادرمو بغل کرد بابام منم بغل کرد دست بابام چه گرمه حُسن،حُسن، محاسن ریش بابام چه نرمه پا، پا، دو تا پا راهی جبهه بی‌تاب مامان با گریه می‌ریخت پشت سر بابام آب چشم، چشم، دو تا چشم  شب تا سحر بیداره مو، مو، یه خرمن پر از گرد و غباره خط، خط، دو ابرو خاکی‌یه و کمونی چشم، خال، دو گونه بارونیِ بارونی لب، لب، دو تا لب خشک و ترک‌خورده بود آبروی آب رو کام بابام برده بود پا، پا، دو تا پا خسته ولی پرتوان می‌بره حمله بابا سوی عَدو بی‌امان دست‌، دست‌، دو تا دست گره کرده و مُشته با اون دستای گرمش چه دشمنا که کُشته نیگا کنین عکسشو چقدر قشنگ و زیباست خونه عجب معطر به عطر و بوی باباست بابام کنار سنگر روی موتور نشسته محاسن خاکی‌شو رنگ حنایی بسته محاسن نرم اون تو جبهه‌ها خونی شد بابای قد بلندم راهی مهمونی شد چشم، چشم، دوتا چشم خوابیده توی صحرا تو جبهه‌ها شهید شد بابای نازِ زهرا خط‌، خط، دو ابرو قرمزه و کمونی خال، خال، دو تا خال رو گونه و پیشونی خال روی گونه‌هاش قهوه‌ای‌ و قشنگه ولی خال پیشونیش خونی و سرخ رنگه پا، پا، دو تا پا دست، دست، دو تا دست دست و پای بابا جون زیر شنی‌ها شکست قربون چشماش برم همون چشمای مَستش کدوم دست پلیدی زد و چشاشو بستش؟ اونی که دید بابا جون تو جبهه‌ها شهید شد میگه تو خاک فکه افتاد و ناپدید شد آي دونه دونه دونه نون و پنير و پونه بعد از گذشت چندسال بابام اومد به خونه چوب چوب يه تابوت كه تو كوچه روون بود جاي بابام تو تابوت يه تيكه استخون بود شاعر: مرحوم