🔺⚪️🔻⚪️🔺
#تمثیلات
⭕️مثل الاکلنگ!
الاکلنگ دو طرف دارد.↔️
〽️ یک طرف یکی نشسته است که خود
را پایین میکشد تا طرف مقابل بالا برود؛
آنگاه طرف مقابل هم متقابلاً چنین رفتاري خواهد کرد.✔️
یعنی هر کدام تلاش میکنند تا دیگري را بالا ببرند، 🆙
و اینجاست که بازي معنا پیدا میکند و
لذتبخش میشود.🤗
Ⓜ️میخواهم بگویم زندگی همچنین وضعیتی دارد.
💑 چه یک زن و شوهر،
چه دو تا رفیق چه دو تا همکار، 👥
✴️اگر هر کدام تلاش کند دیگري رشد و ارتقاء پیدا کند،🈷
آن دیگري هم همین کوشش را خواهد کرد؛✔️
🙏 یعنی احترام ، احترام میآورد، همانطور که
بی حرمتی هم بی حرمتی به دنبال
خواهد داشت.💯
💯🔅💯🔅💯🔅💯
با تمثیلات همراه باشید👇
🆔➯ @kashkoolmanavi
📮نشر دهید و رسانه باشید📡
#حافظ
چشم آلوده نظر، از رخ جانان دوراست
بر رخ او، نظر از آينه پاك انداز
🍃آیت الله سعادت پرور ره: آن دلى كه به تعلّقات عالم طبيعت آلوده گشته، كجا قابل آن است كه جمال دلدار در آن جلوه كند و ديدار او و در نتيجه معرفت نَفْس برايش حاصل شود؟! پس يار را به ديده و آينه پاك دل مى توان ديد.
📗جمال آفتاب ؛ج6
#کلام_بزرگان
--------------------------
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™
کی خانومای چادری ما اینجوری بودن! چادر مگه برای این نبود که خیالت راحت باشه یه درصد امکان نداره نامحرم برجستگیهای بدنتو ببینه؟ ما مدعی هستیم وارث کسی هستیم که حاضر نشد حتی برجستگیهای بدن بیجانشو نامحرم ببینه! اونوقت خودمون با برجستگیهای بدنمون پول درمیاریم! هیهات! هیهات! به خودمون بیایم!
#حیا
#حجاب
#عفاف_و_حجاب
--------------------------
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™
16.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 عارف توحیدی مرحوم سید هاشم حداد از شاگردان برجسته آیت الله سید علی قاضی است
👈جهت بهره مندی از روح پر فتوحش فاتحه ای قرائت بفرمایید.
✅سيره تربيتی وسلوکی ايشان را در #کلیپ ببينيد
--------------------------
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™
#کلام_بزرگان
✅ تأثیر #روزه و #نماز_شب، با دست کشیدن از #گناه و دوری از محرمات حاصل میشود؛ و الا روزهای که تنها گرسنگی باشد و نماز شبی که فقط بیداری و پساز آن گناهان گوناگون و با فخر و تکبر و خودنمایی باشد، هیچ ارزشی ندارد.
آیةاللهالعظمی بهاءالدینی (ره)
--------------------------
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™
...خیلی خوشم آمد
🔶اکثر اوقات شب و روزِ آیت الله العظمی بهاءالدینی(ره) به تفکر می گذشت. حتی سحر ها- بعد از این که #نماز_شب می خواند- به تفکر می پرداخت. می فرمود: «من روی یک جمله صحیفه سجادیه چندین سال فکر کردم» و کراراً می فرمود: «همین فکر کردن، دریچه هایی را روی انسان باز می کند؛ ولی طول می کشد».
.
🔶یکی از شاگردان نقل می کند:
گاهی که با او از محلی عبور می کردیم، اگر مکانی مناسبی همچون سایه یک دیوار یافت می شد، آقا می فرمود: «همین جا قدری بنشینیم و استراحت کنیم» عرض می کردم: «آقا اینجا مناسب شأن شما نیست، مردم در رفت و آمدند». آقا می فرمود: «این حرف ها چیست؟! همین جا خوب است. اگر ما بخواهیم این مسائل را مراعات کنیم و این گونه ملاحظات داشته باشیم، اگر چیزی هم داشته باشیم، از ما می گیرند».
.
🔶مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی می فرمود:
درس رسائل می گفتم و شاگردان زیادی داشتم یک روز که آمدم پشت در، نگاه کردم دیدم جمعیت شاگردان زیاد است؛ خیلی خوشم آمد. همان جا تصمیم گرفتم درسی را که هوای نفس در آن است، تعطیل کنم؛ لذا درس را به خانه منتقل کردم و عده ای از شاگردان می آمدند خانه.
--------------------------
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️➻ @kashkoolmanavi ◆ ™
#مناجات
إلهی، خودت گفته ای (ولا تَیأسُوا مِن رَوحِ الله- یوسف/87)، نا امید چون باشم؟
إلهی، انگشتری سلیمانی ام دادی، انگشت سلیمانی ام ده!
إلهی، سرمایۀ كسبم دادی، توفیق كسبم ده!
إلهی، اگر ستّارالعیوب نبودی، ما از رسوایی چه می كردیم؟
إلهی، من «الله الله» گویم، اگر چه «لا إله إلا الله» گویم.
#الهی_نامه_علامه_حسن_زاده_آملی
┈✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾┈┈
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️🔜 @kashkoolmanavi 🔝™
┄┅═══••✾❀✾••═══┅┄
#داستانک
✅بازرگان
آورده اند بازرگاني بود اندک مايه که قصد سفر داشت. صد من آهن داشت که در خانه دوستي به رسم امانت گذاشت و رفت.اما دوست اين امانت را فروخت و پولش را خرج کرد.بازرگان، روزي به طلب آهن نزد وي رفت.مرد گفت:آهن تو را در انبار خانه نهادم و مراقبت تمام کرده بودم اما آنجا موشي زندگي مي کرد که تا من آگاه شوم همه را بخورد.بازرگان گفت:راست مي گويي!موش خيلي آهن دوست دارد و دندان او برخوردن آن قادر است.دوست اش خوشحال شد و پنداشت که بازرگان قانع گشته و دل از آهن برداشته.پس گفت:امروزبه خانه من مهمان باش.بازرگان گفت:فردا باز آيم.رفت و چون به سر کوي رسيد پسر مرد را با خود برد و پنهان کرد.چون بجستند از پسر اثري نشد.پس ندا در شهر دادند.بازرگان گفت:من عقابي ديدم که کودکي مي برد.مرد فرياد برداشت که دروغ و محال است،چگونه مي گويي عقاب کودکي را ببرد؟بازرگان خنديد و گفت:در شهري که موش صد من آهن بتواند بخورد،عقابي کودکي بيست کيلويي را نتواند گرفت؟مرد دانست که قصه چيست،گفت:آري موش نخورده است!پسر باز ده وآهن بستان.هيچ چيز بدتر از آن نيست که در سخن ، کريم و بخشنده باشي ودر هنگام عمل سرافکنده و خجل.
📚با #داستانک های مذهبی ما همراه باشید
ڪشکول_معنوی👇
➠ @kashkoolmanavi ◆