💥حکايتي شگرف از مقدس اردبيلي💥
☘مير فيض الله تفرشي ، که از شاگردان مرحوم مقدس اردبيلي بود، براي انجام کاري شبانه از خانه بيرون مي رود. هنوز به در خانه مقدس اردبيلي نرسيده بود که مقدس از خانه بيرون آمد و متوجه روضه ي مقدسه علويه (ع)شد. حس کنجکاوي مير فضل الله او را به دنبال مقدس کشاند. نيمه شب بود و آسمان روشن از مهتاب، لطف ديگري داشت. کوچه هاي نجف خلوت و خالي بودند، سکوت سنگيني بر گرده شهر سايه انداخته بود. گاه سکوت نشسته را صداي گريه ي کودکي يا ناله ي مرغي مي شکست.
🌸مقدس آهسته قدم بر مي داشت. سايه قامت رشيدش به روي ديوارهاي گلي مي افتاد و همراه او حرکت مي کرد. مير فيض الله دنبال مقدس راه افتاده بود و در تعقيب او سر از پا نمي شناخت. در پشت نخل ها و ديوارها پنهان مي شد تا اگر مقدس نگاهي به عقب انداخت او را نبيند. هميشه آرزو کرده بود که شبي شاهد خلوت او با خدايش باشد و آن شب که به پندار خود، چنين فرصتي دست داده بود چقدر خوشحال بود. دلش در انتظار مشاهده ي وصال عارفانه استادش لحظه اي از تپش نمي ايستاد.
🌸مقدس تا به صحن حرم رسيد، درها گشوده شد. درکنار ضريح ايستاد و سلام کرد، صداي جواب زمزمه وار به گوش مير فيض الله رسيد و او گوش تيز کرد که ديگر چه خواهد گذشت و مقدس چه خواهد گفت و چه جوابي خواهد شنيد. اما مقدس تنها دست به ضريح مقدس برد و صورت بدانجا گذاشت و آرام چيزهايي زمزمه کرد و لحظاتي بيرون آمد وبه سوي مسجد کوفه رهسپار شد.
☘مير فيض الله باز از پي او راه افتاد و او را مشاهده کرد که داخل مسجد شد و به طرف محراب رفت . مير فيض الله از لاي در مسجد، چشم به طرف محراب دوخت. توي محراب کسي رو به قبله نشسته بود. مقدس نزديک شد و در کنار آن شخص زانوي ادب زد و خاضعانه شروع به سخن گفتن با او کرد. مير فيض الله از ديدن اين صحنه به تعجب و حيرت افتاد و با خود مي گفت:
⁉️اين کيست خدايا؟مگر داناتر از مولاي ما مقدس نيز کسي در اين شهر وجود دارد که مولاي ما خاضعانه در مقابل او زانو مي زند و از او سوال مي کند؟
💔قلبش تپيد و بدنش لرزيد . هنوز از تماشاي صحنه نگاه بر نگرفته بود که مقدس بلند شد و بيرون آمد . مير فيض الله به کناري رفت و پنهان شد و مخفيانه باز به تعقيب مقدس پرداخت . مقدس خوشحال و قبراق راه مي رفت . نزديک حرم مطهر رسيده بودند که مير فيض الله تنحنحي (سرفه اي )کرد و مقدس فورا سر به عقب گرداند:
🌱مير فيض اللهً ! اينجا چه کار مي کني؟
عرق شرم بر پيشاني مير فيض الله نشست و از خجالت سر به زير انداخت و خاموش شد. مقدس خودش را به او رساند و ملاطفت کرد ودوباره سوال فرمود:
- تو با من بودي اولاد پيغمبر؟!
- بلي !براي پرسيدن سوالي به طرف خانه شما راه افتاده بودم . وقتي به نزديکي هاي در رسيدم شما از خانه بيرون آمده بوديد نخواستم مزاحم بشوم . اما حس کنجکاوي مجبورم کرد که دنبال تو بيايم و ببينم کجا مي روي ؟
☘ملايمت و ملاطفت آخوند شرم و خجلت را از وجود فيض الله برگرفت و ميرفيض الله جرات کرد او را سوگند دهد که وي را خبر دهد از آنچه مشاهده کرده بود . مقدس قبول کرد و فرمود:
🌱مسئله اي از مسائل دين بر من مشکل شده بود، آمدم به خدمت حضرت اميرالمومنين(ع) و از آن حضرت پرسيدم. آن حضرت فرمود :« امروز امام زمان تو حضرت صاحب الامر (عج)در اين شهر است ، برو به مسجد کوفه از آن حضرت سوال کن.» پس رفتم به نزد محراب مسجد و آن مساله را از آن حضرت سوال نمودم و جواب شنيدم.
🌹السلام علیک یا علی بن ابی طالب(ع)
🌹السلام علیک یاحجت ابن الحسن العسکری(عج)
#داستانک
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
#کلام_بزرگان🌱
✅داروی تمام مشکلات #استغفار است
✍️ خدمت آیت الله جاودان نشسته بودیم ؛ صحبت در مورد صلوات و استغفار شد. ایشان فرمودند : صلوات مانند عسل است (شیرین و لذتبخش) ؛ استغفار مانند دارو است و انسان مریض باید دارو مصرف کند تا خوب شود و امثال ما معمولا مریض هستیم.
در ادامه فرمودند: مشهد ، خدمت آیت الله بهجت بودیم ایشان در جواب نامهای که در مورد اختلاف زن و شوهری بود توصیه به استغفار میکردند و در همان حین شخصی نزد ایشان آمد و برای گشایش رزق درخواست ذکری کرد که ایشان در جواب به او نیز فرمودند:
زیاد استغفار کن.
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
5.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرزنش ممنوع و داستانی زیبا از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
🎙استاد پناهیان
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ «ذکر دائم»
👤 استاد #عالی
🔸 سعی کنید دائم به یاد امام زمان باشید...
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
#کلام_بزرگان🌱
#جرعهای_از_معرفت
💠آیت الله مجتهدی تهرانی رحمة الله
🔸ماها کار خوب زیاد انجام میدهیم ثواب هم زیاد است ولی ثواب دان سوراخ است ، یعنی فلان عمل را به خوبی به جا میاوریم ، ودر عوض به ما ثواب هم میدهند ، ولی عمل حرام دیگری را انجام میدهیم ، مثلا غیبت میکنیم و ثواب هم می ریزد و ازبین میرود...
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
6.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💌 #شهیدانه🕊
جون میزارم برا کشورم
من رگ و خونم ایرانیه
#اللهم_ارزقنا_الشهاده🌱🌷
🌙 #شبتون_شهدایی 🌷🌹🌷🌹
┈✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾┈┈
ڪشکول_معنوی👇🔰
🆔️🔜 @kashkoolmanavi 🔝™
"🖤🌱" داستان شرابی که برای حفظ آبرو، به شیر تبدیل شد😳👇
https://eitaa.com/joinchat/3204776047C8c932d7f8f
😱سوتی بزرگ مداح وسط برنامه زنده😂☝️
https://eitaa.com/joinchat/3204776047C8c932d7f8f
📌⛔️توهین مجری من وتو به امام حسین (ع) تو دهنی رهبر به مجری😱♨️‼️
❣#سلام_امام_زمانم❣
🔅السَّلامُ عَلَيْكَ يا غَوْثَ الْمُسْتَغيثينَ...
🌱سلام بر تو ای مولایی که دستگیر درماندگانی.
🌱بشتاب ای پناه عالم که زمین و زمان درمانده شده!
📚 صحیفه مهدیه، زیارت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در سختیها
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#امام_زمان
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
#داستانک📚
✍در یکی از شهرهای خراسان رسم بود که هر کسی از دنیا میرفت، چهل نفر به منزل او میآمدند و میگفتند: روحش شاد، مرد یا زن خوبی بود. آنها باور داشتند خداوند به خاطر رضایت این چهل نفر از متوفی، او را میآمرزد. مردی به نام مراد بود که مردم روستا او را به خساست میشناختند؛ برای همین زمانی که او از دنیا رفت کسی در منزلش حاضر نشد، جز تعدادی به اندازۀ انگشتان دست! پسر او خیلی ناراحت شد. پس برای حضور مردم در منزل و اظهار رضایت از پدر، ولیمهای داد. مردم ولیمه را خوردند و همگی با صدای بلند گفتند: مشهدی مراد چگونه مردی بود؟! همۀ چهل نفر با هم گفتند: ما از او راضی بودیم، خداوند نیز از او راضی باشد. در میان این مردم، رهگذری غریب از روستا آمده بود که در آن مجلس حاضر شده و غذا خورد و رفت. هنگام شب، پدر به خواب پسر آمد و گفت: خدا خیرت دهد ولیمهای دادی و مرا اندکی از آتش رها نمودی. پسر گمان کرد از رضایت آن چهل نفر از پدرش، او از آتش رها شده است. پدر به پسر گفت: همۀ میهمانان را رها کن. آنان به دنبال رضایت شکم خود بودند تا نانی از ما بخورند و از ما راضی شوند. رضایتشان از ما در نزد خداوند، سرسوزنی ارزش نداشت. پسرم! رهگذری غریبه بود که تو او را ندیدی و نشناختی و قبل از ورود میهمانان از تو طعامی خواست و تو در حیاط منزل، زیر درخت به او ظرفی غذا بخشیدی. فقط آن اطعام مرا نجات داد. پسرم! بدان هر کجا رضایت خلایق باشد؛ رضایت خدا الزاما در آنجا نیست.
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
#درمحضراهل_بیت📜
امیرالمومنین علی عليه السلام:
لَيس مَن جالَسَ الجاهِلَ بِذي مَعْقولٍ، مَن جالَسَ الجاهِلَ فلْيَستَعِدَّ لقِيلٍ و قالٍ
🔹كسى كه با نادان بنشيند، خردمند نيست. كسى كه با نادان بنشيند بايد خود را آماده قيل و قال كند
ميزان الحكمه جلد2 صفحه 232
🌸 گل پسر ، گل دختر ، بخاطر خودت هم که شده ، بیا به حرف مولا گوش کن...
رفیقت رو درست انتخاب کن
با هر کسی نشست و برخاست داشته باشی، رنگ و بوی همون فرد رو به خودت میگیری
رفیقت اگه رفیق ایمانی باشه، تو هم تو معنویت قوی تر میشی
ولی اگه رفیقت، رنگ خدایی نداشته باشه،
تو رو از خدا دورتر و دورتر میکنه
حالا خود دانی که چه رفیقی انتخاب کنی 👌
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 به خدا دل ببند نه کارفرما
🎙 آیتالله مجتهدی(ره)
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋
5.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عنایت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به دختر اهل سنت به خاطر حضرت زهرا سلام الله علیها
🎙استاد عالی
🔻کانال کشکول معنوی🔻↙️
🕋 @kashkoolmanavi 🕋