eitaa logo
{سیرک‌کوچک‌آقای‌دلقک}
80 دنبال‌کننده
139 عکس
247 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بازهم میبینمش...شاید هم فکر میکنم میبینمش شاید این فقط توهمی زیباست. اما میبینمش دختری با موهای آبی رنگ و چشمانی مشکی پوستی رنگ پریده و لب هایی به سرخی خون لبخندی میزند و سرش را کج میکند. خدایمن!ایا واقعا او اینجاست؟بالای برج ساعت کنار من؟خم میشوم تا سرم را روی شانه اش بگذارم در کمال تعجب توهم نیست...او اینجاست درست کنار من؛ارام زیر لب میگوید"سلام ام."شنیدن لقبم دوباره با صدای او و از میان لب هایش...حس مورد علاقه ام.بزور نام مورد علاقم را با چشمان خیسم بر زبان می آورم"او...اولیویای من"خنده ی غمگینی میکند."هیس..."چیزی در جوابش نمیگویم دستش را میگیرم و بوسه ای ارام بر بند انگشتانش میزنم. هنوز هم نمیدانم توهم است یا واقعیت اما اگر توهم باشد زیباترین توهم است و من میخاهم تاابد در همین توهم زندگی کنم. دقایقی را با بوی خوش موهایش میگذرانم سپس بلند میشود و من هم کنارش بلند میشوم،کمرم را میگیرد و من را میبوسد باران شدت میگیرد و وقتی از من جدا میشود لبخندی بر لب دارد."ای کاش برای همیشه بود...ای کاش مجبور به ترک کردنت نبودم."لبخندی در جوابش میزنم. دستش را میگیرم و از او میپرسم."پس میخاهی برای همیشه باشد؟"با چشمانی اشک آلود جوابم را میدهد."بیشتر از هرچیزی." همان طور که دستش را گرفتم پایین میپریم از برج ساعت پایین میپریم و کف خیابان فرود میاییم لحظه ای کنارم را نگاه میکنم و میبینمش درحالی که لبخندی برلب دارد و سپس همه چیز تار میشود برایم مهم نیست حتی اگر توهمی بود و پس از مرگ زندگی ای نباشد مهم همین است که اخرین سکانس زندگی من لبخند او بود.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۰ بار بیشتر فدای خانومی‌.