داستان از چه قراره؟
از ابتدا که بخوایم بگیم ، الهه ها قبلاً همون انسان های عادی بودن ، بجز آلکاترا و جاستین.
چرا الهه شدن؟ چون تو زندگی وحشت هایی رو تجربه کردن که بقیه موجودات تجربه نکرده بودن.
چرا فقط بعضیا این وحشت هارو تجربه میکردن؟ چون جریان زمان روی مدار سرنوشت متقارن میشد و یه حادثه ، فاجعه یا در نهایت یه وحشت فقط برای یه موجود رو فراهم میکرد.
آرگوس در بچگی دچار حادثه میشه ؛
اون توسط یه باند ناشناخته ربوده میشه و بعد طی اتفاقاتی که توضیحش به صرفه نیست به شکل فجیعی چشماشو از دست میده.
اما آرگوس این خاطرات رو به یاد نداره تا اینکه تو جنگ میان الهگان با ضربه شمشیر حلقه های بصریش میشکنه و همه چیز تیره و تار میشه