eitaa logo
کتابان
541 دنبال‌کننده
794 عکس
167 ویدیو
0 فایل
هُوَ ٱلرَّزَّاق 🍀کلمه خون آدم است. ما اینجا: 👈کتاب خوب معرفی می‌کنیم. 👈 با بُرش‌های جذاب حالتون رو خوب می‌کنیم. 👈 شما رو می‌بریم به جهان داستان و ادبیات. 👈 و اگر کتابی خواستید براتون ارسال می‌کنیم. اگه کارمون داشتید: 👇 👨‍💻 @ketabban_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🍁 هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر مجبور نیستی كه بمانی... ولی نرو! https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 شما می‌توانید انسان فوق‌العاده‌ای باشید، به دیگران مهربانی کرده و توجه نشان دهید؛ امّا اگر فرد نامناسبی در اطراف شما حضور داشته باشد، به شخصی تبدیل می‌شوید که حتی خودتان هم او را نمی‌شناسید. بنابراین خیلی مهم است که بدانیم کسانی هم هستند که می‌توانند بدترین‌ها را در ما به‌وجود آورده و حالات منفی را موجب شوند که درنهایت موجب سرافکندگی و خجالت خودمان شوند. 📚 https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🌻از همین گوشه از حیاط دوست‌داشتنی حضرت رضا علیه‌السلام به یاد شما خوبان هستم. البته اگر قابل باشم. بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت سر خُمّ می سلامت، شکند اگر سبویی
504.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍁 وقتی مسئولیتی را پذیرفتی، دیگر خودت مطرح نیستی. آنچه مهم است وظیفه‌ای است که بر دوش گرفته‌ای. 🎙 شهید آقا مصطفی چمران https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 دل‌کندن همیشه سخت است. بار آخری که آدم می‌آید حرم شما، دلش می‌خواهد زیارت‌نامه‌خواندنش را کش بدهد. هر کلمه‌اش را توی دهنش مزه‌مزه کند. خسیسانه دعا بخواند. دلش می‌خواهد به خادم‌ها بگوید بروید بالا و آن عقربه‌های بزرگ را دست‌کاری کنید که نیاید روی ساعت حرکت قطار؛ به نقاره‌زن‌ها بگوید امروز به‌خاطر دل من زودتر از وقت همیشگی نقاره بزنید؛ به کبوترها بگوید امروز بازیگوشی نکنید و حواس من را پرت نکنید‌. 😔هی حرف‌های نگفته و جامانده از درزِ دل آدم می‌زنند بیرون. هی بغض‌های کودکانه یقه‌ی آدم را می‌گیرند و ول نمی‌کنند... وقتی که برمی‌گردی برای آخرین‌بار گنبد را تماشا کنی و سلام بدهی، همین که دست می‌گذاری روی سینه‌ات، انگار یکی گرهِ بقچه‌های دلتنگی‌ات را تازه باز کرده است. شهید نوید| صفحه ۴۴| مرضیه اعتمادی https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 قلب خانه‌ای است با دو اتاق خواب. در یکی، رنج زندگی می‌کند و در دیگری شادی. نباید خیلی بلند خندید، وگرنه رنج در اتاق دیگر بیدار می‌شود. یانوش: شادی چطور؟ از سر و صدای رنج بیدار نمی‌شود؟ نه، گوش شادی سنگین است. صدای رنج را در اتاق مجاور نمی‌شنود. 📚 گفتگو با کافکا ✍ گوستاو یانوش https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁چیزی نمونده که از سفر چندروزه در کنار حضرت برادر در مشهد به کنار حضرت خواهر در قم برسیم‌. حرکت قطار ریتم خاصی داره. بچه‌ها خوابیدن و من دارم حساب می‌کنم از زمان تولدم تا الان چندبار به مشهد رفتم؟ ⁉️رفتم یا مرا بُرد؟ 📚کتاب چندین سال توی قفسه کتابخونه‌ام قرار داشت، کنار کتاب‌های چاق و لاغر‌ عجیب که این موقع و در این سفر رفتم سراغش! علت؟ توی محل کارم همخوانی کتاب داریم و هر دفعه یک کتاب مطالعه میشه. ⁉️حالا عدل باید کتابی انتخاب می‌شد که شخصیت اصلیش اساسی امام رضایی بود؟ ⁉️آقای نوید صفری تو چیکار کردی این چند روز با من؟ و چرا من دقیقا باید در این سفر زندگیت رو ورق بزنم؟ از قلم خوب خانم نویسنده هم نگم براتون. چیزی تا قم نمونده! آیا من تغییر می‌کنم یا همون آدم سابق می‌مونم؟ احساس می‌کنم همین حالا نیاز دارم دوباره یه سر برم مشهد. اونم شب جمعه‌ای. 😔یه ارتباط خوبیه، بین توس و کرببلا دلم برات که تنگ می‌شه، میرم پیش امام رضا https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁دلش می‌خواست نباشد؛ ساكَش را بست، و تمام شهر را با خود برد. https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 پرسیدند: چگونه‌ای؟ گفت: چگونه باشد حال قومی که در دریا باشند و کِشتی بشکند و هریک بر تخته‌ای بمانند! گفتند: صعب باشد گفت: حال من هم چنین است ... https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 عده‌ای یک عمر کتاب می‌خوانند؛ ولی هرگز از حد متن فراتر نمی‌روند. آنها به صفحه می‌چسبند و نمی‌دانند که کلمات همچون سنگ‌های بستر روخانه برای رفتن به آن طرف رودخانه هستند! برای ما مهم رفتن به آن طرف رودخانه است. 📚 | صفحه ۴۵ https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁‌الحُبّ هُو أن تَجِد ألف سببًا للرّحيل فَتبقى. عشق آن است که هزار دلیل برای رفتن پیدا می‌کنی امّا می‌مانی... ‌‌‌‌‌‌‌‌ https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه
🍁 مادرش به قدر کافی خواندن و نوشتن را به او آموخته بود. کمی هم حساب بلد بود. معلوماتش از این فراتر نمی‌رفت. اگرچه به مردمی که اهلِ کتاب بودند به دیده‌ی احترام می‌نگریست؛ ولی از ناتوانی خودش در این مورد دلگیر نبود. در کشوری که مردمِ بی‌سواد به ثروت‌های بی‌حساب رسیده بودند، چه نیازی به آموختن بود؟! 📚 بربادرفته ✍ https://eitaa.com/ketabann کتابان؛ حامی کتاب و کلمه