✨
امام رضا علیه السلام درباره مصرف انگور میفرمایند: «انگور را دانه دانه بخورید که گوارا و هضمکننده میشود.»
✅ توصیه طب سنتی درباره خواص درمانی انگور: بسیار مقوی و مغذی، دفع کننده سوداوی و سوخته، درمان کننده یبوست، التهاب معده و روده، مفید برای سل ریوی، احتقان کبد و طحال، کم خونی، نقرس، دارای خاصیت ضد سرطانی (به دلیل وجود ماده فلاوندئید در آن) دارای توانایی زیاد بر ضد ویروس پولیو که عامل بیماری زای عفونت حاد مادهی خاکستری نخاع است؛ و در اطفال به صورت فلج اطفال ظاهر میشود توجه شود که برای این مواد باید انگور رسیده با پوست نازک مصرف شود و خوردن آب سرد بعد از انگور باعث فساد آن در معده و ایجاد استسقاء میگردد.
برگ مو: قابض، ادرار آور، قطع کننده اسهال، ضد نقرس، زردی، استفراغ، اختلالات گردش خون مربوط به زمان بلوغ و یائسگی.
قسم به روح خمینی،قسم به سیدعلی
به امر رهبر و فرمودهای شخص ولی
قسم به عارف جبهه،به مصطفی چمران
به گریه دردل سنگر،تلاوت قرآن
قسم به ترکش وقطع نخاع وجانبازی
قنوت ودست جدای حسین خرازی
قسم به جوخه اعدام وسینه نواب
به عالمان شهید فتاده در محراب
به انتهای افق،سرگذشت حاج احمد
خوراک کوسه شدن درتلاطم اروند
قسم یه پیکربی سر،قسم به حاج همت
به چادر و به حجاب زنان باعفت
به صبح دوکوهه،به دردوصبراز رنج
غروب دشت شلمچه،به کربلای پنج
قسم یه سیدحسن شیرمردحزب الله
به جنگ سی وسه روزه،نبردحزب الله
قسم به حنجرلگدشده حجاج درمکه
به رمل های روان و به مقتل فکه
قسم به باکری وباقری وزین الدین
به غرش نهم دی به فتنه رنگین
قسم به تنگه مرصادوعقده ازصیاد
به غربت اسرا و شکنجه و فریاد
قسم به روح هنر از نگاه آوینی
به جنگ معتقدان ضدرنگ بی دینی
قسم به قدرت خون دربرابر شمشیر
به یک پدرکه نیامدپسر، اوشدپیر
به مادرسه شهیدی که خم نکرد ابرو
به تکه تکه شدن در مصاف رو در رو
به دست خالی رزمنده ای که میجنگید
به آن جنازه که باچشم بازمیخندید
قسم به خون خلیلی شهید راه حیا
به ندبه وبه کمیل و زیارت عاشورا
که تارمق به تنم هست مکتبی هستم
حسینی ام وفدایی سیدعلی هستم
🌹به برکت صلوات برمحمدوال محمد(ص)
@keyfonas
پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که عشق کورش کرده بود رو به دختر کرد و گفت: تو نگران چی هستی؟
دختر جوان و خام هم حرف دلش را زد:
همون طور که خودت میدونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره...
باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان....
پسر جوان آهی کشید و برای وصال به ناچار شرط دختر را پذیرفت...
هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.
پسر جوان که خسته شده بود و وقت نگهداری از همسرش را نداشت رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟
مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمینگیر نشدم ازش مراقبت میکنم
پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد...
زن جوان انگار با نگاهش به او میگفت:
شرط ضمن عقد رو باطل کن🍁
@keyfonas
.
🔶تصویر نماز آیت الله العظمی بهجت بر پیکر شهید حاج حسین دخانچی رضوان الله تعالی علیهما
.
سیزده سالش بود که رفت جبهه توی عملیات بدر از ناحیه گردن قطع نخاع شد هفده سال روی تخت بود، ولی همواره خندان بود... بالای سرش این بیت شعر چشم نوازی می کرد:
\"چرا پای کوبم، چرا دست بازم
مرا خواجه بی دست و پا می پسندد\"
همسرش میگوید: نیم ساعت قبل از شهادتش بهم گفت: نگران نباش، جای من رو توی بهشت بهم نشون دادند...
@keyfonas
🗓🗓🗓درهمچین روزی
ساعت 🕰 هفت صبح بود که ابتدا موردلطف🚁🚁 هلی کوپتر دشمن قرار گرفته و #صورتم با ترکش راکت او پاچیده گردید و سپس مورد لطف
🚀🚀خمپاره قرارگرفتم و با اثابت ترکش آن به شکمم دیدم #رودهام ریخت بیرون که بادست خودم جمعش کردم و بعد مدتی به
🚨 برانکاد رسیدم که یکباره بارگبار تیربارچی عراقیها برانکاد رها وتیری ازکمر تا کتف مراباخود اشنا کرد وباردشدن ازکلیه و ریه و شکستن دو دنده وقطع کردن دو مهره #نخاع وشکستن کتف، درون استخوان کتف جای گرفته
وبعداز انتقال به کنارجاده با انفجار
🚑🚑 امبولانس قسمتی ازبدنم🔥🔥 #اتش گرفت و سوختگی را برایم ارمغان آورد و بعد مقداری ترمیم دردرمانگاه بقایی #فاو قرار شد با
قایق انتقالم بدهند به بیمارستان عقبه ولی در این هنگام هم با اثابت
🚀خمپاره ای به قایق مدتی مهمان
ابهای 🏊🏊 اروند شدم وبدنم با روده هایی که از شکمم زده بود بیرون من را با اب اروند اشنا کرد .
و خلاصه بعداز انتقال به بیمارستان
🚑 با نا امیدی ازطرف پزشکان من را به سرد خانه انتقال دادن و بعد از هشت ساعت بافریاد 🗣🗣 سرباز مامورسردخانه که دید هنوز زندم مجدد مورد توجه پزشکان قرار گرفتم و بعد از حدود ۳۰ و اندی عمل بالاخره بر روی #ویلچری قرار گرفتم وطی سی سال تحمل رنج به نوشتن این مطلب توفیق یافته
#خاطرات_مجروحیت_جانباز_قطع #نخاع_حاج_مصطفی_باغبانی_درسی_امین_سالگرد_مجروحیت #خود_در_صبح_بیست_و_سوم_بهمن #عملیات_والفجر_هشت_ازاد_سازی_فاو
جامانده تر از قبلم
#جاماندم_از_قافله
@keyfonas💠
🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
💢 #سرداران_گمنام
✍در سال 1339 در تهران متولد شد. دوران ڪودکی رادر خانوادهای مذهبی و مهـربان سپـری ڪرد. وی در دوران تحصیـل به علـت اخلاق پسندیده و هوش سرشار، همیشه نمونه بود. در سال 1354 به همراه خانـواده به شهرستان ڪرج مهاجرت کردند.
🍂با شروع جریان انقلاب اسلامی به مبارزه علیه رژیم پرداخت.در 17 شهریور 1357 همراه مردم انقلابی در میدان ژاله حاضر شد و بعد از آن تحولی چشمگیر در او پدید آمد. آنگونه که از وی، شخصیتی انقلابـی و پر صلابت ساخت.پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وی مدتی مسئولیت حفاظت از امام (ره) را برعهده داشت.
🍁با شروع جنگ تحمیلی داوطلبـانه به جبهه های ایلام و گیلان غرب اعزام شد. در سال 1359 وارد نهاد مقدس سپاه گشت و بعد از ورود به سپاه و پشتِ سر گذاشتن آموزش های سخت راهی جبهه جنوب شد.او در عملیاتهای زیادی شرکت نمود، و مسئولیتهای بیشماری همچون مسئولیت سازماندهی واحد بسیج سپاه کرج، فرمانده گردان تیپ المهـدی (عج)، فرماندهی عملیات، جانشین تیپ سلمانفارسی از لشگر27 محمدرسول الله (ص) را پذیرفت.
🌴او بارها در عملیاتها به شدت زخمی شد ، از جمله در عملیات رمضان استخوان فکش در هم می شکند و گلولهای از دهانش وارد شده، بطور معجزهآسایی در چند میلیمتری نخاع مینشیند. و سه ماه فک و دهانش بسته می ماند، با اینحال این مجروحیت سنگین باعث نشد ذره ای از عشق او به جهاد کاسته شود و بعد از بهبودی نسبی دوباره به میدان نبرد باز می گردد.
💐سرانجام این فرمانده دلاور پس از سالهاجهاد و مبارزه،دریازدهم اسفندماه 1362 در عملیات خیبر درحالیکه فرماندهی تیپ حبیب بن مظاهر را بر عهده داشت به فیض شهادت رسید . پیکر پاک و مطهرش پس از 9 سال به خاڪ وطن بازگشت و در گلزار شهدای امامزاده محمـد حصارک کرج آرام گرفت.
#شهید_سردار_حمیدرضا_گلکار
#فرمانده_تیپ_حبیب_بن_مظاهر
#سالـــروز_شهـــادت 🕊
@keyfonas
🌴🌾🌷🌴🌾🌷🌴🌾🌷
🌹 یادی از شهید حسن محمودنژاد (●ولادت: ۱۳۳۵، قم ☆ ○شهادت: ۱۳۶۱، عملیات محرم ☆ ■مزار: گلزار شهدای علی بن جعفر"علیهالسلام" قم)
✅ سال ۶۱ در عملیات محرم با شهید حسن محمودنژاد در گردان محمد رسول الله(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) تیپ ۱۷ علی ابن ابی طالب(علیهالسلام) بودم.
🌷 وسط عملیات رو کرد به من؛
♦️ گفت: شیخ! تا به حال حمام رفتهای؟
گفتم: بله، چطور؟!
گفت: کیسه کشیدهای؟
گفتم: بله.
گفت: چه احساسی داشتی؟
گفتم: احساس سبکی!
گفت: من چنین احساسی دارم.
اندکی مکث کرد. دوباره؛
گفت: شیخ! تا به حال حمام رفتهای؟
گفتم: بله، همین الان پرسیدی!
اعتنایی نکرد.
گفت: آیا پس از شست و شو، بوی خوشی حس کردهای؟
گفتم: بله.
♦️ گفت: من الان چنین حسی دارم.
🌷 باز مکث کرد؛
گفت: شیخ! تا به حال حس کردهای که میخواهی پرواز کنی؟
نگران شدم.
گفتم: نکند میخواهی پرواز کنی؟
گفت: بله من چنین حسی دارم.
🌷 طولی نکشید،
درست دو ساعت بعد از شروع مرحله چهارم عملیات محرم با رمز يا زینب(سلاماللَّهعلیها) ترکشی به نخاع گردن او اصابت کرد.
او را به عقب بردند
و بعد از چند روز در بیمارستان آیت الله کاشانی اصفهان به درجه شهادت نائل آمد.
🎤 حجتالاسلام زارعی یزدی(همرزم شهید)
📖 منبع: کتاب پرچمداران انقلاب، ص۱۸۰
🌴🌾🌷🌴🌾🌷🌴🌾🌷
🌹نثار ارواح مطهر شهیدان "حسن و حسین محمودنژاد" صلوات🌹
@keyfonas
6.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مادر، پسر جانباز قطع نخاع شدهاش را مهیّای نماز میکند!
⭕️ به گیرندههای خود دست نزنید، این تصاویر حقیقی است ...
👈جانباز حمید حق شناس
꧁꧂🌿꧁꧂🌿꧁꧂