eitaa logo
بیداری طلاب
59.1هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.8هزار ویدیو
87 فایل
🔻قال عیسی علیه السلام کونوا نقّاد الکلام 🔻پایگاه مستقل خبری تحلیلی بیداری طلاب 🔻نشر نظرات تاییدشان نیست 🔁راه ارتباطی https://eitaa.com/hhh111 سوابق و شرایط تبلیغات https://eitaa.com/t_khabar 👈 👈سفارش تبلیغ https://eitaa.com/hhh111
مشاهده در ایتا
دانلود
جوابیه استاد عالی به استاد علیدوست بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم بجاست برخی بزرگواران که بیشتر دستی در فقه و اصول دارند بهتر با مواضع فکری رهبربزرگوارمان آشنا شوند تا دوستانی که در میدان مقابله با مفاسد سیاسی و اجتماعی صدایشان بلند است و در مقابل سیاه نمایی ها و بی اعتمادسازی های دشمن امیدآفرینی میکنند را نکوبند و بیشتر کمک بدهند و در میدان باشند. رهبر عزیزمان در بیاناتشان در جمع علما و روحانیون تبریز(۷۲/۵/۵) میفرمایند:《این درست است که تا در یک گوشه مختصر نابسامانی به عقیده و سلیقه کسی پیدا شود او ریش بجنباند و بنا کند اعتراض و اشکال کردن؟! تا یک مشکل در اداره ای برایش پیدا شد یا یک مامور دولتی،چپ نگاهش کرد،یاوه بسراید که حالا هم مثل زمان فلان است؟! این ناشی از نفهمیدن آنچه واقع شده است نیست؟ این ناشی از عدم معرفت نعمت خدا نیست؟یا خدای نکرده ناشی از انکار نعمت خداست؟ یعرفون نعمه الله ثم ینکرونها این جفا نیست به این حرکت به این عظمت؟مگر وقتی حکومت درست شد، صحیح شد، موازین حکومت موازین کاملی شد،در سراسر این حکومت همه کارها درست خواهد بود؟! از کجا چنین چیزی ثابت شده است؟ در زمان امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام که مثال عدل و تقواست، دیگر شما از امیرالمومنین که کسی را عادلتر و با تقواتر سراغ ندارید، مگر حکامی که بر ولایات مسلط بودند و خود امیرالمومنین علیه الصلاه والسلام فرستاده بود، همه ابوذر و سلمان بودند؟!خیر چهار نفر مثل ابوذر و سلمان و عمار و فلان داشت، مابقی آدمهای عوضی بودند. تاریخ را بردارید نگاه کنید،این تاریخ است یکی از استانداران امیرالمومنین، زیاد ابن ابیه، بر منطقه وسیعی حاکم بود، بسیاری از این قبیل در اطراف و اکناف بلاد اسلامی بودند. امام حسن مجتبی علیه الصلاه و السلام سردار بزرگ جنگش عبیدالله ابن عباس بود که میدانید چه کار کرد.شبانه رفت با معاویه مذاکره کرد، پول گرفت لشگرگاه خودش را ترک کرد و به معاویه پناهنده شد...در راس کار چه کسی بود؟ امام حسن مجتبی علیه الصلاه والسلام. در بیانیه گام دوم هم رهبر بزرگوار به وجود فساد در دولت امام معصوم اشاره کردند و فرمودند نسبت فساد در میان کارگزاران حکومت جمهوری اسلامی در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر و بخصوص با رژیم طاغوت که سرتاپا فساد و فسادپرور بود بسی کمتر است و بحمدالله مامورین این نظام غالبا سلامت خود را نگه داشته اند. جناب علیدوست میفرمایند: حضراتی که این اندک تخلفات را برای برخی توجیهات جسیم میکنند از برخورد حضرت هم با امثال ابن هرمه بگویند!... چه خوب است ایشان هم متوجه برخوردهای نظام در حد اعدام برخی سلطانها و احکام سنگین برای برخی گردن کلفتها در حد مهدی و فائزه هاشمی، طبری، سیف و.... هم باشند و از آن هم بگویند که نشان از غیر سیستمی بودن فساد در نظام است. گفته اند: در مقایسه و تشبیه باید به همه اقتضائات تشبیه توجه کرد!... آیا ایشان از جمله مصطلح حوزویان که تشبیه از وجهی مقرب و از وجهی مبعّد است، غفلت نکرده اند؟! که وجه شبه در دو حکومت وجود فساد و یا افراد فاسد بصورت فی الجمله هست در عین اینکه باز به دلیل ریل گذاری صحیح در هردو حکومت آن مقدار فساد هیچیک از دو حکومت را از اسلامی بودن خارج نمیکند و نباید به صرف دیدن برخی فسادها یا فاسدان فریاد وااسلاما سر داد و حکومت را غیر اسلامی نامید. میفرمایند: برخی مفاسد(حدود ۳۰فساد) هیچ ربطی به امام نداشته و میراث حاکمان قبل بوده... و حضرت نمیتوانستند با سرعت و به راحتی آنها را ریشه کن کنند.. مگر کسی ادعا کرده فسادهای در زمان حضرت، معاذالله ناشی از عملکرد ایشان بوده؟!! شکی نیست که یا ناشی از حکومتهای قبل بوده یا افسادهایی که نفوذیهای معاویه در حکمرانی حضرت انجام میدادند که در کتاب الغارات به برخی از آنها اشاره شده است. در زمان ما هم فسادهای درون حاکمیت از حاکم عادل، مومنین یا نفس انقلاب نیست. همه یا میراث رژیم طاغوت یا نفوذیها و غربزده ها یا افراد فرصت طلب است. پس شما هم پذیرفته اید که به هر دلیل فی الجمله در حکومت حضرت فسادهایی بوده که نمیشد با آنها به سرعت مقابله کرد. سخن دوستان هم همین است. بعد هم بحث سندی درباره یک روایت کرده اند و کتب تاریخ که پر است از مواردی از فسادهای موردی در محدوده حکومتی حضرت امیر علیه السلام را نادیده گرفته اند(که در بیانات فوق‌الذکر رهبری هم به کتب تاریخی استناد شده بود و توصیه ایشان هم به خواندن تاریخ بود.) در هرحال بجاست ایشان متوجه روح مطالب دوستان انقلابی که در مقابل انبوه سیاه نمایی و اعتماد زدایی، امید آفرینی میکنند و حرفشان هم بیشتر با محتوای کلام رهبر بزرگوار همخوانی دارد، باشند و با تعابیر: "عقیم بودن و خلاف واقع و راست ناقص و کم از کذب ناموجه بودن"، آنها را متهم نسازند. ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا مسعود عالی ۱۴۰۲/۵/۱۴ ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
♨️«نقدهایی عقیم» به «مدافعان حریم» ✍احمدحسین شریفی یکی از اساتید فقه، که پیشتر با کنایه و در لفافه در دفاع از بی‌حجابی سخنانی گفته بود و وقتی مورد نقد ناقدان قرار گرفت، برخوردی عالمانه و فقیهانه از خود نشان نداد؛ اخیراً نیز در قالب کوتاه‌نوشتی، «احساس تکلیف» کرده است که به جای ارائه دفاعی درست از انقلاب و نظام اسلامی، به زعم خود به نقد برخی از دفاعهای نادرست «مجاهدان عرصه تبیین» از نظام و انقلاب اسلامی بپردازد! در این میان نکاتی گفته است که این بنده هم «احساس تکلیف» کردم! که به اختصار ملاحظاتی را درباره آنها بیان کنم: 1⃣ گفته‌اند کسانی که اندک تخلفات زمان امیرمؤمنان(ع) را برای توجیه تخلفات مسؤولان نظام جمهوری اسلامی «جسیم» می‌کنند، خوب است «از برخورد قاطع، روشن، سریع و عبرت‌آموز حضرت هم بگویند ... رفتار امام را با ابن‌هرمه مطالعه کنند» ای کاش، برای اینکه نقد دلسوزانه ایشان به سیاه‌نمایی و امیدکُشی و بدبین‌سازی مخاطبان نسبت به انقلاب منجر نشود، می‌افزودند: و کسانی که اندک تخلفات موجود در جمهوری اسلامی را همگام و همزبان با دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی «جسیم» می‌کنند و چنین وانمود می‌کنند که همه مسؤولان نظام فاسد و ناکارآمد و ناتوان‌اند، خوب است از کارآمدی‌های افتخارآمیز و پیشرفت‌های اعجاب‌انگیز نظام مقدس جمهوری اسلامی و عدالت‌گستری آن و همچنین از برخوردهای قاطع، روشن و علنی آن با مفسدان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، در هر سطح و مرتبه‌ای که باشند، هم بگویند و در این باره هم مطالعه کنند. اعدام مفسدانی مثل فاضل خداداد، مه‌آفرید خسروی و امیرمنصور آریا؛ برخوردهای عبرت‌آموز با مفسدانی مثل غلامحسین کرباسچی، مرتضی رفیقدوست، بابک زنجانی، محمدرضا رحیمی، حمید بقایی، حسین فریدون، شهرام جزایری، مهدی هاشمی، فائزه هاشمی، اکبر طبری، .... و ده‌ها گردن‌کلفت دیگر را هم ببینند و بدانند که نظام مقدس جمهوری اسلامی هرگز دربرابر فساد و مفسد کوتاه نیامده و نمی‌آید. 2⃣ گفته‌اند فسادهایی که در زمان امیرمؤمنان بود «هیچ ربطی به امام نداشته و میراثی بوده که از حاکمان و حاکمیت ناتوان و فاسد قبل به ارث رسیده است و حضرت نمی‌توانستند با سرعت و به راحتی آنها را ریشه‌کن کنند» ای کاش این را هم می‌افزودند: همچنین فسادهایی که در جمهوری اسلامی وجود دارد هیچ ربطی به نظام جمهوری اسلامی و رهبران آن ندارد؛ بلکه میراثی بوده که از حاکمان و حاکمیت‌ ناتوان و فاسد قبلی به ارث رسیده یا محصول ناکارآمدی مدیران غرب‌زده و دلباختگان و دلدادگان کدخدا بوده و ریشه‌کنی همه این فسادها به راحتی و با سرعت ممکن نیست. 3⃣ اما عجیب‌ترین جمله آن نوشته که اگر نویسنده محترم آن را با توجه نوشته باشد و به لوازم آن آگاه بوده باشد، نشانه‌های خوبی را منعکس نکرده است، این است که نوشته‌اند: «دفاع از انقلاب و نظام البته با پذیرش برخی کاستی‌ها، خود تحریمی و … راه دیگری دارد که صاحبان احساس تکلیف در اینباره باید به آن بپردازند» درباره این جمله دو ملاحظه کوتاه را بیان می‌کنم: أ‌.واژه «خودتحریمی» از اصطلاحاتی است که مخالفان انقلاب و دشمنان ولایت برای بیان هزینه‌های «مقاومت در برابر استکبار» و احمقانه بودن «مقاومت و ایستادگی» دربرابر آمریکا و استکبار جعل کرده‌اند؛ آیا نویسنده محترم ما نیز همین معنا را مراد کرده‌اند؟! آیا مقاومت در برابر استکبار و آمریکای جنایت‌کار و دفاع از استقلال را کاری احمقانه می‌دانند؟! اگر چنین نیست، لطفاً بفرمایند منظورشان از خودتحریمی نظام و انقلاب که آن را قابل دفاع نمی‌دانند، چیست؟ ب‌.فقیه محترم ما، با بیانی کنایه‌آلود چنین نوشته‌اند: «دفاع از انقلاب و نظام…راه دیگری دارد که صاحبان احساس تکلیف در اینباره باید به آن بپردازند». صرف نظر از نیشی که در این عبارت به مدافعان انقلاب و نظام زده شده است، این جمله مشعر به آن است که خود ایشان تکلیفی برای دفاع از انقلاب و نظام اسلامی بر دوش خویش احساس نمی‌کنند! آیا غیر از این است؟! اگر چنین باشد، آیا خود را در جبهه «ساکتان» قرار نداده‌اند؟ و آیا سکوت، در هنگامه‌ای که همه گرگ‌های عالم چنگ و دندان‌های خود را برای دریدن این نظام مقدس اسلامی که ثمره خود صدها هزار شهید است، تیز کرده‌اند، کمتر از «خیانت» است؟ آیا گناه چنین سکوتی در پیشگاه الهی بخشیدنی است؟ 4⃣ و بالاخره اینکه نویسنده محترم ما، در پایان نوشته خود چنین توصیه می‌کند: «خوب است کسانی که وظیفه خطیر و ظریف دفاع از انقلاب اسلامی را بر دوش می‌گیرند، اَبرو را طوری آرایش نکنند که چیزی از چشم باقی نماند! و بُن همان شاخه‌ای را که بر آن نشسته‌اند، به دست اره نسپارند» توصیه نیکویی است که امیدوارم خود ایشان الگوی حکیمانه‌ای از «دفاع درست» از «انقلاب» و «نظام اسلامی»، و بنیان‌های انسان‌شناختی، ارزش‌شناختی، سیاسی و اجتماعی نظام مردم‌سالاری دینی ارائه دهند. ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
🔻نقدی بر یادداشت استاد علیدوست با عنوان "دفاعی عقیم و پرهزینه" درباره مقایسه وضعیت حکومتی امیرالمومنین (ع) و نظام جمهوری اسلامی حکومت اسلامي و عدل امیرالمومنین (ع) از بهترین الگوها و معیارها برای حکومتهای مبتنی بر اسلام از جمله نظام جمهوری اسلامی است. بر این اساس، برخلاف آنچه آیت الله علیدوست در یادداشت خود با عنوان "دفاعی عقیم و پرهزینه" نوشته اند، پاسخ به برخي شبهات وارده به نظام جمهوری اسلامی با تمسک به وضعیت حکومتی و سیره حضرت امیرالمومنین (ع)، امری صحیح و منطبق با موازین عقلی و شرعی است؛ البته این تمسک و مقایسه، باید همراه با دقت و بدون مبالغه باشد. بخشی از شبهات و ایرادات وارده به نظام جمهوری اسلامی، از سوي افراد و گروه هایی است که عنایت ویژه ای به ائمه معصومین و حکومت امیرالمومنین (ع) دارند؛ به همین جهت بهترین پاسخ به اشکالات این جریان، وضعیت شناسی حکومت حضرت امیر است. " وجود عاملان فاسد و ناکارآمد" و "اقدام بر اساس مصالح ثانوی" در حکومت امیرالمومنین (ع)، نه شاذ و نادر، بلکه دارای مصادیق و موارد متعددی بود که در منابع تاریخی متعدد آمده است: ابقای ابوموسی اشعری در حکومت کوفه (تاریخ طبری، ج4، ص499)، ابقای شریح قاضی در منصب قضاوت کوفه (الاصابه، ج3، ص270)، ابقای اشعث بن قیس در حکومت آذربایجان (انساب الاشراف، ج2، ص۱۵۹)، نصب کمیل به منطقه هیت و توبیخ وی پس از شکست در مقابل قوای معاویه (انساب الاشراف بلاذری، ج2، ص473)، نارضایتی حضرت از حکومت محمدبن ابی بکر بر مصر (الغارات ثقفی، ج1، ص227-228)، نصب زیاد بن ابیه به حکومت فارس (الغارات ثقفی، ج2، ص636)، نصب ابن عباس به حکومت بصره و دزدی وی (بنابر برخي گزارشها) از بیت المال (انساب الاشراف، ج2، ص169-172) و خیانتهای منذر بن جارود حاکم فارس (الغارات ثقفی، ج2، ص522)، یزید بن حجیه حاکم ری (الغارات ثقفی، ج2، ص525) و قعقاع بن شور حاکم کَسکَر (الغارات ثقفی، ج2، ص531)، نمونه ها و مواردی است که بیانگر "وجود عاملان فاسد و ناکارآمد" و "اقدام بر اساس مصالح ثانوی" در حکومت امیرالمومنین (ع) است. روشن است که این همه، به هیچ وجه ریشه در شخص امیرالمومنین (ع) نداشت؛ بلکه از اقتضائات "حکومتداری غیرمبتنی بر اعجاز"، "انحراف ۲۵ ساله در جامعه اسلامي" و "اقدامات شیطانی معاویه" بود. ✍علیرضا جوادزاده استادیار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی (ره) 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
رابطه نخبگان و کارگزاران با امیرالمومنین ع در مبارزه با ظلم و فساد-شبان.pdf
266.4K
🔰رابطه نخبگان و کارگزاران با امیرالمومنین در مبارزه با ظلم و فساد🔰 (پاسخی به یادداشت «حکومت علوی، بعثت عدالت») 👇🏽بخشی از یادداشت👇🏽 ✅فساد نخبگان و کارگزاران در دستگاه حاکمیت امیرالمومنین که برخی عزل و برخی ابقاء می شدند ◀️کارگزارانی که به خاطر فساد عزل شدند: جبیره شیبانی؛یزید بن حجیه؛نجاشی؛عربی از قبیله کنده؛ابن هرمه؛ابوموسی اشعری؛منذر بن جارود؛ابوالاسود دوئلی؛قیس بن سعد؛عمروبن ابی سلمه؛قعقاع بن شور ◀️کارگزارانی که از حاکمیتهای قبلی ابقا شدند: نمونه بارز آن زیادبن ابیه است که با وجود حرامزادگی به حکومت کرمان و فارس ابقا شد و قائل به برتری حضرت امیر بر معاویه در جنگ صفین بود و البته بعدها تحت نیرنگ معاویه به اردوگاه معاویه پیوست و در حاکمیت بصره و کوفه به شیعیان سخت گرفت ✅کندروی ها و تندرویهای نخبگان در رابطه با امیرالمومنین 🔶این افراد چنانچه وقایعی را می دیدند که به زعم خودشان و دید اولیه، بی عدالتی است، سریع در مقابل آن موضع می گیرند و و بدون سنجش دیگر مسائل و مصالح و بدون تحلیل درست از اوضاع زمانی و مکانی، در مقابل حرف ولی می ایستند با این توجیه که حق تنها همینی است که ما به آن رسیده ایم 🔶نمونه کندروها: اسامه بن زید یاران و شاگردان عبدالله بن مسعود عبدالله عمر برخی خواص کوفه 🔶نمونه تندروها: عبدالله بن وهب(بعدها از سران خوارج شد) مالک بن حبیب(رئیس نیروی نظامی حضرت)(این دو قاعدین جنگ جمل را مستوجب قتل دانستند) مالک اشتر(مخالفت با عزل ابوموسی اشعری) ⭕️تفصیل بحث و داستان هر کدام شخصیتها را در فایل پیوست ببینید @m_shaban 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
♨️نقد استاد متن کوتاه آقای علیدوست چه نکته ویژه ای داشت؟ هیچ ، بیان یک دغدغه بود. اینکه مراقب باشید ضعفهای موجود امروزمان باعث نشود نظام حکمرانی امیرالمومنین ع را هم ضعیف و ناکارآمد جلوه دهید. در خود متن ایشان پذیرفته اند که در دستگاه حکمرانی امیرالمومنین ع نیز فسادهایی بوده ولی خوب حجمش خیلی نبوده و با آنها برخورد میشده. خوب پس چرا این مقدار سخن ایشان نقد شد؟ حرف ایشان بیان یک دغدغه بود دیگر. نکته علمی خاصی که نداشت. حرف ویژه ای که نبود. پس چه ؟ قضیه مربوط میشود به دو ساحت از متن که در اشارات کلمات ایشان وجود دارد یک ساحت فهم کلامی ایشان است و ساحت دیگر نظارت و اراده ایشان نسبت به واقعیت امروز. به لحاظ کلامی ایشان ویژگی برتری امام را چه در گذشته تاریخ و چه در آینده آن با ویژگی برتری دستگاه و نظام امام و امت خلط کرده اند. آنچه حرکت تاریخ و رشد دستگاه حاکمیت و جوامع را رقم میزند فقط راس آن جامعه نیست بلکه بدنه امت هم هست. پیامبر اکرم ص سید ولد الادم است اما در جنگ احد سپاهش در مقطعی شکست میخورد چرا که سه خطای راهبردی تنازعتم و عصیتم و فشلتم را رقم زدند. امت ها در حال رشد و تربیتند و امروز هم امام عصر عج با غیبت خود در حال هدایت و رشد جبهه حق و امت خود میباشد. غیبت یک رفتار هدایتگرانه امام است نه رها کردن امت و ظهور البته زمانی رخ میدهد که همین امت در بستر غیبت ارتقا پیدا میکند و به دلیل ارتقای امت است که عالم را عدل و قسط پر میکند و وضعیت غیبت به وضعیت ظهور انسان کامل منتهی میشود. فهم رشد تاریخی بشر و نسبت آن با هدایت امام باعث خواهد شد نگاهی عمیق تر به تاریخ داشته باشیم و با روش های خرد و جزیی استنباطی آن خط کلی را خراب نکنیم. البته امروز گفتمانهای از جنس عصر حیرت و حجتیه و امثالهم در فضای حوزه گاهی تنفس میکند اما قطعا دامن استاد بزرگوار ما از آنها مبری است لکن جا دارد استاد عزیز خط و مبنای اندیشه کلامی خود را به وضوح بیشتری از آن جریان جدا کند. اما ساحت دوم اشکال ایشان عدم شناخت از واقعیت صحنه حرکت مردم و نظام اسلامی ما است. سطح درگیری با دشمن مستکبر و میزان تاب آوری مردم و نظام و قدرت مدیریت صحنه که در چشم ایشان کاملا معکوس و زیر و رو فهمیده شده. نشان دهنده میزان فاصله داشتن برخی از اساتید فقهی اصولی ما از عینیت جامعه است. ایشان متوجه نشده که ما اساسا در وضعیت انفعال و ناامیدی و انسداد نیستیم بلکه چهار دهه پر افتخار را با پیروزی و موفقیت پشت سر گذاشته ایم و اگر این قدرت خیره کننده نبود اساسا چرا باید همه دشمنان با هم دست به یکی کنند و کشور را در تحریم قرار دهند. امیدوارم ایشان متوجه باشند که درباره کشوری سخن میگویند که از سخت ترین فشارها و مشکلات با ایمان مردمش عبور کرده و عامل حفظ این ایمان چیست به جز نظام اسلامی که به تعبیر حضرت امام فلسفه عملی همه فقه است. در همین حوزه در دوران دهه شصت شیخ ساده لوح فقیهی بود که ایران را متهم به ناکارآمدی و شکست میکرد، او البته تحت تاثیر تحلیلهای لیبرالها قرار گرفته بود و امام عزیز در منشور روحانیت خطای محاسباتی او را نمایان نمود. باید مراقبت نمود همه ما؛ چه اساتید و چه طلاب که خدای نکرده به تحلیلهایی دچار نشویم که خروجیش «سکوت» و «ملاحظه کاری» است. آنهم در ایامی که باید در میان میدان «تبلیغ تهاجمی» و «جهاد تبیین» حضور داشته باشیم. نکند خدای نکرده اطرافیان و دوستان ما ذهنمان را تحت تاثیر قرار دهند امروز همه ما کوچک و بزرگ باید در وسط میدان انقلاب قرار بگیریم تا فهم واقعی تری از عینیت بدست آورده و سخنی نگوییم که فرسنگها از واقعیت کشور دور است. والسلام. شیخ علی مهدیان 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
🔻جوابیه حجت‌الاسلام سیداحمد غفاری به بیانیه استاد علیدوست ✍یکی از اساتید محترم فقه و اصول، بیانیه‌ای نگاشته است تحت عنوان «دفاعی عقیم و پرهزینه» و در آن بیانیه، به برخی از سخنرانان محترم و مدافعان حریم اندیشه‌ی حسینی، با نیش‌ها و طعنه‌های متعدد، عتاب نموده است. ⚜️ روح سخن این استاد محترم، که در ایام اغتشاش سال قبل، اعتراضی به اغتشاشگران نکرد و در واقعه‌ی کشف حجاب اخیر، واکنشی ناشایست از خود نشان داد، این است که برای دفاع از انقلاب اسلامی و برای توجیه مفاسد موجود در حکومت اسلامی کنونی، از دوران حکومت حضرت علی علیه‌السلام، بدگویی و سیاه‌نمایی نکنید. نکته اول: ایشان نوشته است: «مدتیست برخی مبلغان و واعظان محترم و مشهور کشور، در دفاع و توجیه مشکلات موجود کشور، ....» : هیچ عاقلی در صدد دفاع یا توجیه مفاسد اقتصادی و سیاسی کنونی نیست. برعکس، همه‌ی واعظان خبیر منابر حسینی، شاکیان و معترضان اول نسبت به فساد و رانت و ربا هستند. بلکه این، خود شما استاد محترم و سایر دوستان هم‌سلیقه‌ی شما هستید که هیچ‌گاه به دلیل گرایش به دولت سابق، حاضر به اعتراض علنی به مفاسد اقتصادی و سیاسی در دولت قبل نشدید، که باعث تلنبار بدهی سنگین برای دولت فعلی شد. نکته‌ی اصلی که این سخنرانان محترم تلاش کرده‌اند آن را به مخاطب بفهمانند و ظاهراً این استاد محترم، دریافت نکرده است، این است که سهل‌انگاری یا ، که قطعاً امری مذموم و غیرقابل اغماض و غیرقابل عبور است، نباید به نوشته بشود. در غیر این صورت، باید سهل‌انگاری یا تخلف کارگزار حکومت حضرت علی علیه‌السلام را نیز به حساب حاکمیت علوی بنویسیم. حال آنکه هیچگاه خلط بین کارگزار حکومت حضرت علی علیه‌السلام و حاکمیت علوی نمی‌کنیم. بنابراین، در جمهوری اسلامی ایران نیز، مفاسد قبیح برخی کارگزاران نظام را به حساب جمهوری اسلامی نمی‌نویسیم. ما معتقدیم همانگونه که تاکنون با مفسدان صف اوّل و گردن‌کلفت، مانند طبری‌ها و جزایری‌ها و بابک زنجانی‌ها، با قاطعیت برخورد شده است، از این به بعد نیز، باید با مفسدان درجه اول، همچون برخی دولتمردان دولت سابق، با قاطعیت باید برخورد شود و این برخورد باید ادامه داشته باشد. و این برخوردها با دانه درشت‌ها، نه تنها عیب نظام نیست، بلکه نشانه‌ی روشن سلامت نظام و است. 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
🟩برای‌ تبلیغات‌ در‌ بزرگترین‌‌ ⬜️کانال‌خبری‌تحلیلی‌حوزه‌با 🟥۹۰۰۰۰جمعیت‌روی‌‌کلمه‌‌تبلیغات‌ بزنید ❌تبلیغات‌ ۱۰صبح‌‌تمام‌خواهد‌‌شد
📣 موسسه برگزار میکند: 💠 دومین اردوی تشکیلاتی معرفتی ویژه نوجوانان ۱۵تا ۱۸ سال 💠 باموضوع: منطق تصمیم و عملکرد رهبری / روایت فتنه ۸۸ و منافقین / روایت زن در غرب / روایت زن در انقلاب اسلامی / تقابل حق و باطل / مبانی تمدن غرب / شبهات انقلاب اسلامی 👤 با حضور ارزشمند بزرگان و اساتید برجسته کشوری 💠 به همراه: نشست های صمیمانه اخلاقی و معرفتی / کرسی آزاد اندیشی توسط نوجوانان/ مباحثه و تقریر نویسی/ تحلیل فیلم / برنامه های تفریحی/ معرفی کتاب 🔻 با اهدای جوایز ارزنده به نفرات برتر دوره 🔻 زمان: از سه‌شنبه ۱۷ مرداد به مدت ۴ روزدر شهر مقدس قم 💠 (مصلحون +)،مرجع رویدادهای نوجوان عصر انقلاب 💠 @moslehoun_ir 💠 @moslehoun_plus
▪️امام سجّاد (ع) : المُؤمِنُ مِن دُعائِهِ عَلى ثَلاثٍ : إمّا أن يُدَّخَرَ لَهُ و إمّا أن يُعَجَّلَ لَهُ و إمّا أن يُدفَعَ عَنهُ بَلاءٌ يُريدُ أن يُصيبَهُ ▪️امام سجّاد عليه السلام فرمود : مؤمن از خود يكى از سه نتيجه را مى گيرد : ✅️ يا برايش ذخيره مى شود ✅، يا در دنيا برآورده مى شود ✅ و يا بلايى كه مى خواست به او برسد از او برگردانده مى شود. 📚تحف العقول، ص 280 ♨️انقلاب اسلامی دریا و دریانوردی در ایران را از تعطیلی در آورد و اعتماد به نفس این دریانوردی را به شما داد 🔹 رهبر انقلاب ساعتی پیش در دیدار ناوگروه ۸۶ ارتش و خانواده‌های آنان: این اقدام شما توانست وجهه‌ی بین‌المللی ایران را بالا ببرد و ارتقا ببخشد. ارزش سیاسی کار شما از ارزش نظامی‌اش کمتر نبود، اگر نگوییم بیشتر هم بود. نفس اینکه شما توانستید یک حرکت بزرگ اینچنینی را روی دریا انجام بدهید، این قدر نیرو ایران داشت، این قدر جوان، این قدر توانایی علمی، این قدر مهارت که توانست این کار بزرگ را انجام بدهد، این برای کشور وجهه‌ی بین‌المللی ایجاد کرد. 🔹 این دریانوردی ارزش و اهمیت انقلاب اسلامی ایران را برای خود ما، برای شما، برای هر کسی از ماجرای شما مطلع بشود روشن کرد. چرا؟ چون این دانایی، این توانایی، این اعتماد به نفس را انقلاب به ما داد. این همت را، این جسارت اقدام به یک چنین کار بزرگ را انقلاب به ما داد. قبل از انقلاب این خبرها نبود. در دوره‌ی ننگین پهلویها و قاجاریها ما با این همه ساحل دریایی، با این همه امکانات دریایی دریا را نمیشناختیم، بلد نبودیم. نیروی دریایی ما هم سرش به کارهای دیگری گرم بود. انقلاب دریا را از تعطیلی در آورد، دریانوردی را از فراموشی خارج کرد. ۱۴۰۲/۰۵/۱۵ 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
🔻توضیحات استاد علیدوست پیرامون یادداشت «دفاعی عقیم و پر هزینه» باسمه تعالی اللهم صل علی محمد و اهدنا لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم 🔹انتشار یادداشتی از این جانب در تاریخ ۱۴۰۲/۵/۱۴ در فضای مجازی واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت. خلاصه یادداشت این بود: دفاع و صیانت از عملکرد جمهوری اسلامی ایران راه و رسم خود را دارد و این که پای مثل حکومت امام علی علیه السلام را به میان آورده، برخی فسادها را از آن دوران، ردیف کرده تا کاستی‌ها و ناراستی‌هایی که در نظام جمهوری اسلامی ایران هست، طبیعی و گریزناپذیر جلوه کند، صحیح نیست؛ این گونه دفاع ضمن این که در واقع دفاعی از عملکرد حاکمیت به حساب نمی‌آید، نسل جوان و دیگران را نسبت به حکومت علوی بدبین می‌سازد.در آن یادداشت اصل برخی ناراستی‌ها در حکومت حضرت مورد انکار قرار نگرفت؛ اما گفته شد: نباید بحث مربوط به حکومت علوی را ناقص گذاشت؛ باید اقتضائات زمانه را هم در نظر گرفت، از برخوردهای قاطع، سریع و عادلانه حضرت هم صحبت کرد. حکومت علوی تراث ارزشمندی است که نباید –نابحق– بسوزد و مورد بدبینی قرار گیرد. 🔹با انتشار این یادداشت موجی از موافقت‌ها و مخالفت‌ها به منصه ظهوررسید، این رفتار از مخاطبان محترم، اینجانب را واداشت تا نکاتی را بیان کنم. 🔻جهت تکمیل و توضیح بیانیه نکاتی ذکر میگردد: 1️⃣در این دو روز، بحث‌های خوبی صورت گرفت و از برخی حمله‌ها و نیت‌خوانی‌ها و ناسزاها که بگذریم – که متاسفانه آسیب اخلاق‌سوز فضای رسانه‌ای کشور به حساب می‌آید – گفتگوهای قابل تقدیر و تاملی به وجود آمد. ای کاش موضوعی مهم مثل موضوع مورد گفتگو درحد نخبگان و ترجیحا از رسانه‌های عامی مثل سیما در قالب مناظره انجام شود. و آن گونه که خداوند متعال می‌پسندد و اخلاق، مقتضی آن است، ادامه یابد. بدون این که افراد پنجه تعرض به یکدیگر بیفکنند. 2️⃣بدون شک از وظایف مهم شرعی ما است. و همان طور که در سالهای قبل بارها گفته‌ایم، روحانیت با رصد، مراقبت، هدایت، نقد و حمایت خود باید به این مهم بپردازد(https://eitaa.com/alidost_fiqh/4439) این وظیفه نباید تحت الشعاع هیچ امری قرار گیرد. 3️⃣بدون تردید کشور با فساد سازمان یافته (که عده‌ای برای فساد سرکار آمده باشند) مواجه نیست. لکن در بخش‌هایی با و موردی، اما متعدد و متکثر مواجه است؛ که بدون ناامیدی باید همگان در رفع آن بکوشند. و از اصلی‌ترین دغدغه مسئولان باید باشد اما رفع فساد راه و رسم خود را دارد که گاه برخی بی‌دقتی‌ها، آسیب‌های زیادی به بار می‌آورد. 4️⃣در نقدی که در یادداشت مورد نظر بر گفته برخی افراد داشتم، به هیچ وجه – به هیچ وجه – ناظر به شخص و شخصیت خود افراد نبودم. بزرگوارانی که حقیر را می‌شناسند، میدانند این جانب هیچ گاه نقد عملکردها و گفته‌ها را جایگزین نقد افراد نمی کنم. 5️⃣خداوند متعال و عالم به سرّ و عَلَن، می‌داند که برای این جانب، خط و فکر سیاسی افراد در نقدها، هیچ مهم نیست، البته اگر موردی پیش آید، و به نظر اینجانب قابل نقدِ لازم باشد و متکفل نداشته باشد، عهده‌دار می‌شوم؛ بنابراین نباید افرادی، موارد قابل نقدی که حقیر به دلیل داشتن بانی در نقد، مورد نقد قرار نداده‌ام، لیست کنند و آن را حمل بر سیاسی‌کاری نمایند. گزینشی این چنین شایسته کسانی است که هر چه انجام میدهند، یا بیانیه می‌نویسند، سیاسی کاری است نه مثل این جانب! در کارنامه اینجانب نقدهای متعدد به روحانیون و غیر روحانیون، با افکار مختلف می‌بینید و هرگز عدم اطلاع را حمل بر عدم وجود نباید کرد. 6️⃣ واژه «» که در بیانیه بود را به معنای حرکتی که حضور حداکثری مردم را در صحنه‌های ضرور نفی کند، به کار برده‌ام و اگر دیگران در معنای دیگری به کار برده‌اند، از عهده ما خارج است. این جانب معتقدم هیچ پشتوانه‌ای برای کشور و حاکمیت مثل حضور مردم نیست و هر حرکتی که این حضور را کمرنگ کند –حتی الامکان– نبایدصورت پذیرد. 7️⃣انتظار اینجانب –به عنوان صاحب یادداشت– این است که ناقدان، یادداشت را به طور کامل مطالعه کنند، سپس قلم به نقد بسپارند. بسیاری از نقدها، آشکارا از عدم مطالعه یادداشت خبر میدهد. 8️⃣برخی مدافعان یادداشت، حمله‌هایی به ناقدان داشتند، از دوستان می‌خواهم به هیچ وجه تعرض به افراد صورت نپذیرد. ایکاش بحث در فضایی آزاداندیشانه وبدون پرخاش پیش برود. حوزه‌های علمیه را نباید از این فضا خالی دید، هر چند برخی غیر این را بر آن بپسندند. چنان که عهده‌دار برخی اظهار نظرها –هر چند در دفاع از بیانیه این جانب صورت پذیرد- نیستم. 🔹خداوند بزرگ همه را به وظایف ، آشنا و توفیق عمل خالصانه عنایت فرماید. طبیعی است که بنای حقیر در این پیوند بر ادامه دادن نیست. ان ارید الا الاصلاح ما استطعت الحمد لله رب العالمین ۱۴۰۲/۵/۱۶ 🔻عضویت🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
♨️ضرورت و شیوه صحیح صیانت/حمایت از نظام اسلامی از دیدگاه استاد علیدوست 🔹 روحانیت در دو ساحت می‌‌تواند از اصول انقلاب اسلامی صیانت کند: یکی ساحت نظریه‌‌پردازی و دیگری ساحت رفتار و عمل است. در ساحت نظریه پردازی، باید به آن بنیان‌‌ها و اساس‌‌ها بپردازد و محکم و فنی آن‌‌ها را اثبات کند؛ یعنی شما نمی‌‌توانید یکی از اصول بنیادین این پدیده حکومت اسلامی را که بحث ولایت فقیه است، انکار کنید. ولایت فقیه را ممکن است ما گاهی به صورت سطحی، بازاری، تکراری و کلیشه‌‌ای بحث کنیم؛ منتها یک وقت می‌‌آییم اساسی، مبنایی و با نگاه هنجارهای فقه و اقتضائات زمان و مکان از آن دفاع می‌‌کنیم و این در واقع می‌‌شود صیانت از یک اصل بنیادین انقلاب و حکومت برآمده از این انقلاب. 🔹گاهی برخی‌‌ها در حوزه، انتظاری را که از یک حوزه انقلابی و یک روحانی انقلابی دارند، این است که فقط تک تیر انداز باشد! در حالی که ما یک صحنه‌‌ای را در نظر بگیریم که، تک تیرانداز می‌‌خواهد، کسی که پشت صحنه توپخانه را اداره کند می‌‌خواهد، کسی که سلاح بسازد می‌‌خواهد؛ یعنی صیانت از انقلاب به این شکل است. در ساحت نظریه‌‌پردازی نیز، فقه‌‌الاداره، فقه‌‌الحکومه، فقه‌‌المجتمع، فقه‌‌السیاسه و … هم باید بحث و گفت‌‌وگو بشود. در واقع صیانت از نظام اسلامی و انقلاب اسلامی گفت‌‌وگو از آن اصول و ریشه‌‌هایی است که حکومت روی آن تأسیس می‌‌شود. 🔹روحانیت و حوزه، چه در سطح مرجعیت، اساتید و فضلا و چه طلاب، باید‌ هادی، راصد و مراقب، مرشد، حامی و ناقد باشند. اولاً باید ‌هادی باشد برای نظام اسلامی. نمی‌‌تواند بگوید من حسابم از حساب حاکمیت جدا است. اگر ما یک حکومت سکولار داشتیم به نظرم خیلی راحت روحانیت می‌‌توانست خودش را کنار بکشد، حالا احیاناً یک نهیبی هم می‌‌زد و وساطتی هم می‌‌کرد و ارشادی هم می‌‌کرد و تمام می‌‌شد؛ اما وقتی که نظام نظام اسلامی است، روحانیت باید رفتار هدایت گونه داشته باشد فارغ از بحث دولت‌‌ها، همانند رهبر معظم انقلاب. خوب حالا که هدایت کرد، بگوید دیگر من کار ندارم. نه! این جا بحث مراقبت و رصد پیش می‌‌آید؛ باید کار و رفتار دولت و حاکمیت را رصد و مراقبت کند؛ لذا نقش دوم روحانیت در رفتار پیدا می‌‌شود که می‌‌شود راصد و مراقب. سوم؛ پس از این که رصد و مراقبت کرد، ممکن است در بعضی از جاها نیاز به راهنمایی باشد که باید راهنمایی کند و این غیر از آن هدایت اولی است که خطوط کلی را ترسیم می‌‌کند. باید بگوید مثلاً این کار اشتباه بود. این نکته هست و راهکار این است؛ لذا بحث هدایت و بحث دستگیری پیش می‌‌آید که می‌‌شود مرشد. 🔹بحث بعدی این که در بعضی از بزنگاه‌‌ها، حاکمیت نیاز به حمایت دارد؛ حالا ممکن است فشار از دشمن خارجی باشد، یا از بعضی از افراد در داخل کشور باشد؛ این جاست که نقض حمایت روحانیت از حاکمیت پیش می‌‌آید. من نمی‌‌دانم چرا بعضی‌‌ها فکر می‌‌کنند، اگر یک دولتی سرکار آمد که مخصوصاً هم فکرشان هم بود، حتماً باید تأییدش کنند و اگر کسی نقد مشفقانه داد، برنمی‌‌تابند. شما ببینید الان بحث استقلال حوزه در فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. خوب یک عده موافق این بحث هستند و یک عده هم حساس شده‌‌اند و مخالفت می‌‌کنند؛ ولی آیا اگر واقعاً ما بخواهیم این مسئله را دقیق و عاقلانه بررسی کنیم اصلاً جای نزاع دارد؟ خوب خیلی روشن است. اگر به این معنا حساب کنیم که حوزه هیچ‌‌گاه خودش را وابسته به پول دولت نکند و اگر در جایی کجی و بداندیشی دید، تذکر بدهد که اگر گوش نکرد، از مجاری قانون اقدام کند؛ خوب اگر استقلال به این معنا باشد، [خوب است]؛ اما اگر به این معنا بگوییم که استقلال یعنی عیسی به دین خود و موسی به دین خود؛ روحانی یک مسیری دارد و نظام هم یک مسیر دیگری دارد و ما کاری نداریم، خوب این قابل دفاع نیست. بالاخره نظام به این‌‌ها نیاز دارد. ✍مشکل طلاب انقلابی با ایشان این است که در دفاع از جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب از ایشان کنشی به صورت علنی ندیده اند گرچه ایشان از مواهب مختلف پول هیات علمی و تحقیقات پژوهشی و رسانه های جمهوری اسلامی رشد خوبی کرده اند. 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب
♨️جوابیه اساتید و فضلای حوزوی به بیانیه سیاسی حاشیه‌ساز جناب آقای علیدوست 🔻حضرت آقای علیدوست! راز این بدزبانی و تندگویی با دوستان و خوش‌زبانی و نرم‌گویی با کفار و دشمنان در چیست؟! جناب آقای علیدوست در بیانیه سیاسی اخیرشان نسبت به برخی چهره‌های فاضل و خدوم مکتب اسلام و دستگاه امام حسین علیه‌السلام سخنانی گفته‌اند که به‌هیچ وجه با موازین قرآنی و اخلاقی سازگار نیست. جناب آقای علیدوست از یک‌سو در پی اهانت رئیس‌جمهور مسیحی فرانسه به پیامبر؛ به پاپ فرانسیس با لطیف‌ترین و محترمانه‌ترین الفاظ نامه می‌دهد و از سوی دیگر علیه سخنان مستند یکی از فضلای به‌نام حوزه علمیه شدیدترین الفاظ را به‌کار می‌برد در حالی که از ابتدا و پس از آن روشن بود که بیانیه آقای علیدوست ربطی به سخنان آن فاضل حوزوی نداشت و تمام این هیاهو و جنجال چیزی جز سوء برداشت آقای علیدوست نبود. آقای علیدوست در این بیانیه الفاظ و نسبت‌های ناروای ذیل را با جزم‌اندیشی تمام به فضلا و مبلغان اندیشمند این کشور نسبت می‌دهد: «توجیه‌کننده وضع موجود»، «توهم دفاع داشتن»، «چوب حراج بر تراث زدن»، «خلاف واقع گفتن»، «سخن غیرثابت گفتن»، «راست ناقص گفتن»، «ارتکاب مبالغه‌ای که هیچ کم از کذب ناموجه ندارد»، «جسیم کردن تخلفات در زمان حکومت حضرت امیر»، «صاحبان احساس تکلیف»، «کور کردن چشم برای آرایش ابرو» آیا به‌راستی این نوع رفتار مصداق آیه شریفه « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم ‏»(فتح/29) است؟! آیا جناب ایشان حسن ظن به برادر مؤمن دینی و حمل بر صحت و ده‌ها قاعده دیگر که روابط اجتماعی میان مؤمنان را تقویت می‌کند کنار گذاشته و به‌صرف مشتبه شدن مسئله‌ای دست به قلم می‌شوند و بیانیه علیه این و آن صادر می‌کنند؟ آیا جناب ایشان برادران انقلابی را بدتر از عبدالکریم سروش می‌بینند که خارج از دایره اعتدال اسلامی اینچنین به مطالب و شخصیت ایشان می‌تازند؟! ایشان به‌زعم خود در مقام دفاع از سیره علوی برخاسته است اما آیا جناب ایشان این کلام گهربار حضرت امیر علیه‌السلام را ندیده :«لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَحَدٍ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مُحْتَمَلًا‌»(نهج‌البلاغة/ص479/حکمت352) گفتنی است یکی از افرادی که مورد هجمه آقای علیدوست قرار گرفته؛ پیش از این در خصوص سخنان خود توضیحات روشنی داده بود و آقای علیدوست بدون درنظر گرفتن آن توضیحات تازیانه سخن خود را علیه وی مجدداً بالا برد. آیا کتمان توضیحات وافی فردی مؤمن و تاختن به سخنان مشتبه وی امری دینی و اخلاقی است؟ در ثانی از ابتدا مشخص بود فرد دیگری که مورد عنایت آقای علیدوست قرار گرفته درصدد تخریب حکومت حضرت امیر یا توجیه مشکلات فعلی نیست و توضیحات پسینی وی نیز مؤید همین امر است. با وجود این امور صدور بیانیه تند آقای علیدوست هیچ محملی برای توجیه ندارد. 🔻🔻عضو شوید🔻🔻 ♨️بزرگترین‌کانال‌خبری‌تحلیلی‌طلاب