خیلی
فـــرق است
بین اینڪه سرت را
روی دامان دخترت بگذاری
یا سرت را روے دامان دخترت بگذارند...
#یا_رقیه_خاتون(س)💔
🌐 @khademalshohada72
الشہـ ڂادم ـداء
🎈♥️ #شهیدانھ تلاش ڪنیـد تا مشمول صلوات و رحمـت خدا قرار بگیرید، اگر شمـا مشمول رحمت خدا قرار بگیری
🌸✨🌸✨🌸✨🌸
#تاشہدا.....ღ
💌| چه آرزوهای قشنگی می کردند
و چقدر زیبا اجابت می شد...
#حاج_احمد آرزو کرده بود:
"به دست شقی ترین انسانهای روی زمین یعنی #اسرائیل_ها کشته بشم"
و حالا دست اونهاست...
#حاج_همت از خدا خواسته بود:
"مثل مولایم بدون سر وارد #بهشت بشم"
ترکش خمپاره سرش رو برد...
#شهید_برونسی همیشه می گفت:
"دوست دارم مثل حضرت زهرا گمنام باشم"
سالها پیکرش #مفقود بود...
#آقا_مهدی_باکری می گفت از خدا خواستم:
"بدنم حتی یک وجب از خاک زمین رو اشغال نکنه"
آب دجله او رو برای همیشه با خودش برد...
#حاج_آقا_ابوترابی در مسیر پیاده روی مشهد می گفت آرزو دارم: "در جاده #عشق (مشهد) از دنیا برم"
تو همون مسیر خدا بردش و روز شهادت امام رضا در جوار امام رضا دفن شد...
حاج حسین یکتا:
میخواستن؛ میشد...
میخوایم! نمیشه..
چه کار کردیم با این دل ها..
#بدون_شرح_عشق❤️🍃
🌸✨| @khademalshohada72
#خاطرات_شهید_محمدرضا_دهقان_امیری
#قسمت_سوم
در مسیر خانه تا مدرسه کیفش را به هوا پرتاب میکرد این کار برایش نوعی تفریح محسوب میشد. دوم ابتدایی بود که در مسر برگشت به خاطر حواس پرتی اش تصادف کرد وپایش شکست.چندروزی در خانه بستری شد
راوی : مادر شهید
@khademalshohada72
الشہـ ڂادم ـداء
👇👇👇
محمدحسین را در سوریه به نام مستعار «حاج عمار» میشناختند. حاج قاسم سلیمانی نگاه ویژهای به محمدحسین داشت و در یکی از دیدارهایش گفته بود: «عمار برای من مثل «همت» بود
دلنوشته مادر شهید محمدخانی، در #اولین روز ماه مبارک رمضان:
پســـرم این شبــہـا جاے خالیت را بیشتر احســـاس مے ڪنم، و دلم بیشتر مے گیرد، زیرا بہ بودنت عادت داشتم، نبودے تا ڪنار سفره افطـــار برایــــمان دعاے سفره بخوانے.
یادش بخیر شبــــہــایے را ڪہ با هم بہ مسجد ارڪ مے رفـتـیـم، و تو اصرار داشتے تـا لحظات آخر مناجات حضور داشتہ باشیم،
وقتے بہ خانہ برمے گشتیم تو چہ زیبا مشغول نماز شب مے شدے، و بعد با هم سحرے مےخوردیم
حالا تو سر سفره ارباب 🌹"عـــنــــد ربــــہــــم يـــرزقــــون"🌹 هستے و من بہ حال تو غبطہ مے خورم
@khademalshohada72