eitaa logo
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
18.9هزار دنبال‌کننده
16.2هزار عکس
3.5هزار ویدیو
87 فایل
ادمین محتوایی جهت ارسال گزارشات و محتوا: @KhademResane_Markazi ادمین پاسخگو جهت ارتباط و سوال در مورد خادمی، کمیته مرکزی و کمیته های استانی خادمین شهدا: @shahidanekhodaiy110
مشاهده در ایتا
دانلود
قالَ الإمامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ علیه السلام : من اراد ان یکون فى جوار نبیه و جوارعلى(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام) فلا یدع زیارة الحسین(علیه السلام). حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند: کسى که مىخواهد در همسایگى پیامبر(صلى الله علیه و آله) و در کنارعلى (علیه السلام) و فاطمه (علیها السلام) باشد زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکند. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۳۱، ح ۳۹٫ @khademinekoolebar
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از سراچه خورشید ای شهید #صبحتون_شهدایی @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ وقتی خبر را به من دادند من به یاد حافظان قرآن در افتادم..... عرض ادب و احترام به ساحت مقدس حضرت علیه السلام و تسلیت به امام زمان حضرت "عجل الله تعالی فرجه الشریف" در هشتمین روز همراه و همنوا با @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ ✨✨سالشمار زندگی سال 1337 ه . ش در اهواز سال 1343 ورود به مکتب جهت تعلیم قرآن سال 1348 در مسجد به عنوان یک مربی سال 1350حضور و فعالیت در انجمن اسلامی دبیرستان سال 1351 اولین علنی سید حسین با رژیم پهلوی با آتش زدن سیرک مصری سال 1353 برگزاری راهپیمایی در روز بر ضد رژیم پهلوی سال 1356 اولین دستگیری، ورود به زندان، توسط ساواک سال 1356 قبولی در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد سال 1356 با جلسات و در مشهد سال 1356 راه اندازی راهپیمایی در به هنگام ورود شاه به این شهر(زلزله طبس) سال 1356 تشکیل گروه در اهواز سال 1357 انفجار کنسولگری عراق در اهواز سال 1357 بمب گذاری در شهربانی کرمان و ایجاد رعب در بین مزدوران حکومت پهلوی سال 1357 دستگیری مجدد، شکنجه، محکوم به اعدام به جرم اقدام به ترور فرمانده نظامی سال 1357 (بهمن) حضور در تهران و (ره)، پیروزی انقلاب اسلامی سال 1358 عفو مامور شکنجه ساواک سال 1358 معاون آموزش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان سال 1358 عضو شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خوزستان سال 1358 برپایی نمایشگاه پیش بینی جنگ در اهواز سال 1358 تدوین و ارائه طرح پیشنهادی در پیش‌نویس قانون اساسی سال 1359 افشای ماهیت ضد انقلابی مدنی (استاندار خوزستان وکاندیدای ریاست جمهوری) سال 1359 (رمضان) برگزاری کلاسهای قرآن، نهج البلاغه و تاریخ اسلام در سپاه پاسداران،جهاد سازندگی، تربیت معلم استان خوزستان سال 1359 سخنرانی با موضوع جهاد در قرآن و سیری در نهج‌البلاغه در رادیو (پخش زنده) سال 1359 سفر تاریخی سید حسین به همراه عشایر هویزه به جماران( زیارت امام(ره)) سال 1359 (31 شهریور) آغاز تهاجم رسمی عراق به ایران سال 1359 فرماندهی سپاه هویزه سال 1359 (16 دی ماه) حماسه هویزه، سید حسین و یارانش در دشت @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ از بس تعریف سخنرانیها و کلاسهای را شنیدیم و همسایه و آشنا و غریب تعریف تمجید کردند. کلاسهای عصر بقیه ساعت خواب بود و چرتولوژی اما کلاسهای حسین نه.... یکبار با مادر راه افتادیم رفتیم با کلاس ترین کلاس حسین یعنی دانشکده ادبیات دانشگاه اهواز..... روی زمین و هوا دانشجو نشسته بود و اینقدر شلوغ که بیا و ببین؛ جمعیت هم کلّاًشده بود یک دونه گوش. کسی حرف اضافه نمی زد.... حسین، من و مادر را دیده بود. آمد خانه گفت: مادر کلاس چطور بود؟ گفت: خوب بود ولی... حسین گفت: مادر می دونم چی می خوای بگی! اونها اومدند مطالب رو گوش بدن. کسی حواسش نیست کفش کهنه ام... مادر تاب نیاورد. فردا رفت بازار یک کفش نو خرید گذاشت کف دستش و بهش گفت تو که برای خودت وقت نمی ذاری. بیا بگیر و بپوش.... حسین جا خورده بود اما گفت چشم. مثل همیشه دست مادر را بوسید و سوار بر پای افزار جدیدش بقیه کلاسها را ادامه داد. اینجوری بود داداش عجیب ما.... @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ قسمت هایی از نامه به خواهرش: خواهر عزیز ....... ما تمام تلاشمان و ناراحتی هامان و رنج ها و حتی نوع احساس هامان در اینست كه بهتر زندگی كنیم به جای اندیشیدن به اینكه چگونه باید زندگی كنیم و چرا؟ زندگی یعنی چه؟ تلاش برای چه؟ اصلا چرا زندگی كنیم؟....... خواهش می كنم این جمله را با دقت بخوان و فكر كن تا عظمت آن را درك كنی : الناس نیام اذا ماتوا انتهبوا مردم خوابند وقتی كه مردن متنبه می شوند، بیدار می شوند كه حدس می زنم این جمله زیبا از (س)آن الگوی نمونه شاهد اسوه در همه زمان ها برای همه نسل ها و همه دختران و مادران تاریخ، آن چهره زنده كه جز از وقایع مرگ او از تاریخ زندگیش چیزی نمی دانیم و او كه باید در لحظه های زندگی در تصمیم ها در انتخاب ها در جلو چشمانمان باشد تا بیاموزیم كه چگونه زندگی كنیم و چگونه بمیریم نتایجی كه من از این جمله گرفته ام به شما ارائه می دهم چه بسا كه شما فكر كنید و به نتایج عمیق تری دست یابید.... 1- خواب معمولا در شب است و از خصوصیات شب تاریكی و سیاهی و ظلمات است. 2- كسی كه خواب است از وقایعی كه در اطرافش اتفاق می افتد بی خبر است. 3- كسی كه خواب است از خود نیز بی خبر ست. 4- اگر دشمن داشته باشد بسادگی می تواند او را از بین ببرد یا در دام بیندازد. 5- هنگامیكه خورشید كه مظهر نور است و روشنایی طلوع كرد انسان از خواب بیدار می شود. 6- كلمه ناس بكار رفته به معنای توده مردم. 7- چه كسی متنبه می شود، بیزار می شود، پشیمان می شود بعد از آن كه بیدار شد؟ كسی كه می فهمد استعدادها و نیروهای بسیار در وجود داشته، سرمایه های عظیمی خدا به او عطا كرده و آنها را راكد در عالم خواب و ناآگاهی قرار داده، همانند آب راكدی كه می گندد و بوی بد می دهد و در ثانی كار از كار گذشته و مرگ فرا رسیده و راه بازگشتی نیست. هدف او(الله) از آفرینش انسان تكامل بسوی اوست و سرمایه های مادی را در اختیار انسان گذارده تا در خدمت آن هدف بكار بریم، اما… چگونه بدست خود استعدادها و نبوغهایمان را دفن می كنیم و در گورستان فراموشی رها می كنیم و به قول قرآن زندگی مان كافرانه می شود. زین للذین كفروا الحیوه الدنیا و یسخرون من الذین آمنوا و الذین اتقوا فوقهم یوم القیامه كسانی كه كفر ورزیدند و حیات دنیا برای آنان زینت داده شده و ایمان آورندگان را مسخره می كنند ولی كسانیكه تقوی پیشه كردند روز قیامت و حیات اخروی برایشان بسیار برتر و مهمتر است. در آیه 14 سوره آل عمران مراجعه كنید و دریابید كه در این آیه نقش زن در تعیین جهت فكری و مسیر زندگی مرد و اجتماع چگونه مطرح شده الدنیا مزرعه الاخره آیه 12 یونس، هر چه كه نداشتیم از خدا می خواهیم و هنگامیكه خدا آنرا به ما داد او را فراموش می كنیم پس جزو مسرفین هستیم. زیرا آنچه را از نعمت ها كه خدا بما داده تا در راه رسیدن به او بكار بریم و اگر به كار نگرفتیم مسرفیم. كذلك زین للمسرفین ما كانوا یعملون- ان الله لایحب القوم المسرفین آیه 31 اعراف این آیه بسیار عمیق و زیبا و رسا است خطاب به بنی اسرائیل(همان قومی كه پیامبر ما را به آنها تشبیه می كند) متاع و زینت دنیا را نكردیم بر مردم بلكه اینها وسیله است برای مردم با و اینها فقط در دنیاست و البته در آخرت بهتر از این ها را به مردم با خواهیم داد..... @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ بنی صدر دستور داده بود كه باید نیروهای مستقر در عقب نشینی كنند و به سوسنگرد بیایند..... میگفت: هویزه در دل دشمن است و ما از اینجا میتوانیم به عراق ضربه بزنیم. شخصاً با بنی صدر هم صحبت كرده بود. وقتی كه دید راه به جایی نمیبرد، نامه ای به آیت الله خامنه ای نوشت و گفت كه تعداد اسلحه های ما از تعداد نیروها هم كمتر است، ولی میمانیم..... چهارم دی 1359 بیست تا سی نفر از جوانان با دست خالی، اما با دل استوار از ایمان و توكل، مقابل دشمن تا دندان مسلح ایستادگی كردند. هیچ كس زنده نماند! عراقیها با تانك از روی اجساد مطهر گذشتند، طوری كه هیچ اثری از نماند. بعدها جنازه ها به سختی شناسایی شدند...... را از قرآنی كه در كنارش بود شناختند. قرآنی با امضای امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای..... منبع: کتاب لحظه های آشنا @khademinekoolebar
کمیته مرکزی خادمین شهدا سپاه و بسیج
ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ .... اتاق كوچكى از ساختمان نهضت سوادآموزى اهواز در اختیار بود، ایشان و چند نفر از دوستانش از جمله من، به آنجا رفت و آمد داشتم. یكى از شبها، من و حسین در این اتاق مشغول مطالعه بودیم. نیمه هاى شب بود كه میخواند. من نگاه كردم به ایشان، دیدم چهره اش برافروخته شده و دارد اشك میریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه نهج البلاغه را نگاه كردم و به ذهن سپردم پس از مدتى، سید حسین نهج البلاغه را بست و براى استراحت به بیرون رفت.... من صفحه نهج البلاغه را باز كردم، دیدم همان خطبه اى است كه حضرت على (ع) در فراق یاران باوفایش ناله میكند و می فرماید :أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ كجاست عمار؟ كجاست... منبع: کتاب سفر سرخ @khademinekoolebar
🌼🌺🍃🍂✨ 🌺🍃🍂✨ 🍃🍂✨ 🍂✨ ✨ من در هستم. عمق غربت واوج عزت؛ در این تتهایی. در این خانه‌ی جدید با خود، با خدا و با شهدا سخن می‌گویم.سوز دل و آرامش قلب. خوف و رجاء. سنگر من در کنار رودخانه‌ی کرخه است. وقتی به آب می‌نگرم به یاد سنگرهای کنار کارون می‌افتم و با خود می‌گویم «خدایا، آن برادرانم که در می‌جنگند در چه حال‌اند؟» و نگرن آنانم. «خدا آن برادرانم که در «فارسیات» و «دارخوین» درسنگرند. در چه حال‌اند؟» این جا «دشت آزادگان» است. من در هستم. درکنار کرخه. دشمن در آن طرف رودخانه شهر را می‌کوبد. وحشیانه جنایت می‌کند. هزار متر جلوتر کانالی هست که دوست عزیزم «منصور» در آن به رسید. شاید هنوز خون پاکش و جای آر ـ پی ـ جی او که بر زمین در کنار جسدش افتاده بود، باشد. سمت چپ، تقریباً در فاصله سی صد متری آن طرف درخت‌ها ، برادر عزیزم «رضا» شده، و باز در همان سمت، کمی پائین‌تر برادر عزیزم «اصغر» شده. آن طرف رودخانه «محمدرضا» شده. در «دهلاویه» سی تن از پاسداران که هیچ کدام را نمی‌شناخته‌ام به رسیده‌اند. در قسمت شرق شهر‌ (سوسنگرد) در این کانال بیست و دو تن از برادرانی که چند بار با آن‌ها به شبیخون رفته‌ام شده‌اند. در گردش زمین به دور خورشید،‌ دو لحظه بیش ازلحظات دیگر داغ این خاطره را زنده می‌کند :‌ سرخی شفق و سرخی غروب درپشت نخلستان‌ها خورشید عظمت قطره را می‌یابد و پاکی و عصمت قطره قطره خون آن عزیزان را فریاد می‌کند. خدایا . این خانه‌ی کوچک، در کنار رودخانه، که دراطرافش گل‌ها پرپر شده‌اند. کدام خانه است؟ ساختمان در این خانه چیست؟ کمی در دل زمین شکافته، چند گونی شن و ... در کنار رودخانه، رو بسوی دشمن. وسط مکان بهترین دوستانم. این خانه‌ی محقر برای من یک قلب تپنده شده. یک دل پر از سوز، سوز فراق یاران و عزیزان از دست رفته؛ منصور، اصغر، رضا... خاطره‌ها مانند ورق خوردن صفحات یک دفتر، یک کتاب، در ذهنم پشت هم، صف‌گونه می‌گذرند؛ منصور و روزه‌های مسیحا و ارش و دعای کمیل و مناجاتش... که با او بودم . اصغر و تلاش شبانه‌روزیش و نوشته جاتش درباره‌ی جهاد و تقوی ... که با او بودم. رضا و زیبایی‌های روحش و پاکی درونش و فکر بلند‌پروازش... که با او بودم. این خانه‌ی کوچک، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونی‌های بر هم تکیه شده، پر از حرف است، پر از فریادست، غوغاست. صدای پرمحبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانی منصور... دلنوشته @khademinekoolebar