eitaa logo
قرارگاه‌خادم‌الشهدای‌استان‌فارس
2.3هزار دنبال‌کننده
3.9هزار عکس
1.4هزار ویدیو
6 فایل
خواهران آیدی ادمین: 🆔 @khademoshahid8
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بوی پیراهن خونین کسی می‌آید...💔
ضمن عرض سلام و تسلیت خدمت رفقای عزیز می خوایم از امروز با هم قرار بزاریم که چهل روز زیارت عاشورا رو بخونیم و سلام بدیم به اربابمون آقا اباعبدالله (ع) روز اول رو شروع می کنیم...🖤 @Khademinshohada_Fars 🌱
🏴🕊 💠 چله زیارت عاشورا ⏳️روز اول ✨️به نیابت از :‌‌ 🥀شهید عبدالله اسکندری ■ شهیدشهرستان شیراز 🏴 📿 @Khademinshohada_Fars 🌱
: شب عاشورا زینب مشغول پرستاری از سجاد بود که صدای برادرش را از خیمه ی کنار شنید . شعر میخواند و شعر بوی خون میداد .بوی مرگ. بغض گلوی سجاد را گرفت . زینب امام نازک دل تر از این حرفها بود‌. گریان از خیمه بیرون رفت و سراغ برادر و امامش رفت و گفت "وای بر من. کاش مرده بودم. برادر تو تن به مرگ دادی؟ " بعد جیغ کشید. مشت بر صورتش زد و بیهوش شد . امام به صورتش آب پاشید و سعی کرد با حرف هایش آرامش کند. گفت این پرنده را اگر کاری نداشتند در لانه‌اش میخوابید. زمینی ها میمیرند. آسمانی ها نمیمانند. همه چیز از بین می‌رود غیر از خدا. پدر بزرگ و پدر و مادر و برادرم همه از من بهتر بودند و از دنیا رفتند... خواهر جان قسمت میدهم و باید به این قسم پای‌بند باشی اگر کشته شدم لباست را پاره نکنی. مشت و ناخن بر صورت نکشی . واویلا نکنی... هیچ چیز بهتر از صبر نیست... اما زینب اگر موقع مرگ پدربزرگ و پدر و مادر و برادرش صبر کرد چون سنگ صبور داشت،چون با خودش می‌گفت حسین هست، حالا چه؟.. @Khademinshohada_Fars 🌱
: بعضی بچه‌ها لباسشان آتش گرفت. بعضی دود به چشم و حلقشان دویده بود‌ . آنها که لباسشان آتش داشت اما نباید می‌دویدند. خودش می‌دوید دنبالشان و با خاک و ماسه‌ی بیابان آتش لباسشان را خاموش می‌کرد. در این وانفسا نامردها می‌گشتند دنبال چیزی که ارزشی داشته باشد تا ببرند. کار سخت زینب تازه آغاز شده بود. با خودم فکر می‌کنم اصلاً اگر زینب نبود، صدایمان به کجای دنیا می‌رسید؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا