هدایت شده از ایران همدل
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ببینید | کمکهای شما مایه دلگرمی مردم مقاوم غزه است...
💗 پویش ایران همدل ادامه دارد و مردم از طریق زیر میتوانند به مردم مظلوم غزه کمک کنند:
شماره کارت:
6037998200000007شماره شبا:
Ir320210000001000160000526کد دستوری: #14* پرداخت مستقیم در KHAMENEI.IR ❤️ #دایما_حدکن | #همیشه_کنارتونیم 🖥 irane-hamdel.khamenei.ir
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
🗞 داغ یار
💗 شهید حاج سید علیاکبر سیدان
🔹️ بانو و همسرش از خادمان گلزار شهدای بهشت زهرا (س) بودند. بغضش را قورت میدهد و از لابلای دلبستگیهایش خاطره بیرون میکشد. اُنس و دلتنگیهایش، عشق را مثل روزهای اول آشنایی زنده نگه داشته. با همسنگر و رفیق ۴۲سالهاش، ۲۲ سال عاشقانه، خوش زیسته و دو فرزند از او به یادگار مانده.
نهتنها خانواده که رفقا و اقوام هم، معرفت، صبوری، مهربانی، خوشخُلقی و خندهرویی و باوفا بودنش را تصدیق میکنند. میگویند: «اصلاً هر شایستگی به وَجنات و شخصیت کم نظیرش مینشست.» چند سالی میشد که به عنوان محافظ شهید «دکتر محمدمهدی طهرانچی» مشغول به خدمت بود. در دل شلوغیهای شهر «شهید حاج سید علیاکبر سیدان» مردی بود که آرامشش را در دل خدمت به دیگران پیدا میکرد. برات شهادتش چند روز پیش از حمله رژیم صهیونیستی، در خوابِ همسر شهیدهی دکتر طهرانچی، با هدیه چند مُهر تربت کربلا از دست «حاج قاسم سلیمانی» نویدش رسیده بود. این پاسدار خستگیناپذیر به همراه ۳ همکار و محافظ دیگر در معیت استاد فیزیکدان «دانشگاه شهید بهشتی» و همسرش، در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ در حمله به ساختمان مسکونی به شهادت رسیدند. پیکرشان با تشییع فُرادا در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه، در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) در آغوش خاک وطن آرام گرفت.
🖼 #فرزند_ایران؛ تکنگاریهایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی
📝 فخری حاجی
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📱 @sedaye_iran_newspaper
📢 تأکید رهبر انقلاب بر نقش بسیج در افزایش قدرت ملی؛
✏️ باید بسیج را تقویت و به نسلهای بعدی منتقل کرد. ۱۴۰۴/۰۹/۰۶
💻 Farsi.Khamenei.ir
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 توصیه رهبر انقلاب به فعالان فرهنگی برای توجّه ویژه به مطالعه و آموزش نهجالبلاغه
💗 «#پدرانه»؛ مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره نهجالبلاغه است که یکشنبهها در این حساب منتشر میشود.
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
🖥#قهرمان_بانو | او کوه بود، من دخترکی با یک دبه آب
📗 برشهایی از کتاب خانومماه
🔹 نمیدانم چه حس غریبی توی دلم بود که میگفت: قدر این روزها را بدانم. همیشه فکر میکردم وقتی احساس خوشبختی زیاد سراغ آدم بیاید باید منتظر یک اتفاق بد بود و من دائما منتظر آن اتفاق بد بودم. با این که چند بار منافقین، ماشین حاجی را هدف قرار داده بودند یا تعقیبش میکردند و نقشه قتلش را داشتند و موفق نشده بودند، باز هم من نگران چیز مهمتری بودم و این اتفاق مهمتر بالاخره افتاد. خبر حمله ارتش بعث به ایران مثل یک بمب منفجر شد و همهجا پیچید. نمیدانم کجا بودم و چه ساعت و لحظهای بود، ولی دقیقاً انگار در چند قدمی پاییز بودیم.
🔹 همهچیز در دایرهای از روزمرگی بود، بچهداری، عروسی، زایمان، مرگومیر، خواستگاری و...، اما این زندگی من بود که به شدت سمت تب و تاب و تحول میرفت و هیچخبری از روزمرگی در آن نبود. دیگر مثل قبل حاجی را نمیدیدم و خبرهایمان از هم کم بود. دائماً برنامههای مختلفی داشت، اگر هم به خانه میآمد با مهمانهای زیادی بود که اصلا فرصت نمیشد ببینمش و با او حرف بزنم. به خاطر همین سعی میکردم شبها را بیدار بمانم و به بهانههای خیاطی و کارهای مختلف کنارش بنشینم.
🔹 احساس میکردم یک کوه دارد کنار من حرکت میکند. چهارشانه و قدبلند، صدایی مردانه اما ملایم، لبخندهای گرم و نگاههای پر از محبت. ترکیبی از مهربانی و جذابیت. سرم را پایین انداخته بودم و قدم به قدمش راه میرفتم. قد من به شانهاش هم نمیرسید. دستهای من دست یک دختر نوجوان بود، اما دستهای او بزرگ و گرم و قوی که هیچکاری برایش سخت نبود. به هر چیزی زورش میرسید و انگار از آهن و سنگ ساخته شده بود. قدم که برمیداشت زمین زیر پایش میلرزید.
🔹 دبه آب خیلی سنگین بود. دستم درد گرفت. فکر کردم بهتر باشد دبه را بگذارم روی شانهام. کنار ایستادم و دبه را به زحمت بلند کردم گذاشتم روی شانه! از اولین پیچ کوچه که رد شدم انگار برق من را گرفت. کنار دیوار ایستاده بود و تکیه داده بود به دیوار، انگار که منتظر کسی باشد یا قرار است جایی برود هر چه بود او هم با دیدن من کمی جا خورد. چشمش به من افتاد. نگاهی کوتاه به من کرد. دستپاچه شدم. لبخند آرامی زد و قبل از اینکه حرفی بزند، دبه آب از روی شانهام افتاد. نگاهی به دبه کردم و نگاهی به او که هنوز با همان لبخند دلهرهآور داشت به من نگاه میکرد. از دیوار یکی دو قدم به سمت من آمد تا خواست کلمهای حرف بزند، نفهمیدم چه شد، پا به فرار گذاشتم.
👈 تقریظ رهبر انقلاب بر «خانومماه» را از اینجا بخوانید
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
📢 رهبر انقلاب: در جنگ دوازده روزه آمریکا به شدت ضرر کرد
✏️ آخرین و پیشرفتهترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد اما نتوانست به آنچه میخواهد برسد. ۱۴۰۴/۰۹/۰۶
📥 سایز پست | استوری
💻 Farsi.Khamenei.ir
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ سختی این سالها را، میتکاند با سلامی سبز...
👈 گذرانِ شعرخوانی آقای زکریا اخلاقی در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳
📱 «#گذران»؛ مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمهی رمضان
📥 متن شعر
🖥 Farsi.khamenei.ir
هدایت شده از تحلیل و تبیین
🎤 حق امنیت روانی؛ از مبانی فقهی تا الزامات حکمرانی
📢 آئین اختتامیه «همایش بینالمللی حقوق ملّت و آزادیهای مشروع در منظومه فکری حضرت آیتالله العظمی خامنهای»، ۱۲ آذرماه ۱۴۰۴ برگزار میشود.
🖼 به همین مناسبت رسانه KHAMENEI.IR در پرونده «حقوق ملت و آزادیهای مشروع» در یادداشتی به بررسی مسئله امنیت روانی به عنوان یکی از حقوق ملّت پرداخته است.
🔹️ در میان مفاهیم بنیادین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «حقوق ملت» نه صرفاً فصلی از متن قانون، بلکه روح حاکم بر تمام نظام حقوقی و سیاسی کشور به شمار میآید. این حقوق، ریشه در مبانی اسلامی و فقهی دارند و در اندیشه رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظلهالعالی) به عنوان محور حکمرانی عادلانه و مردممحور شناخته میشوند.
🔹️ یکی از مفاهیم کلیدی در این منظومه فکری، «حق بر امنیت روانی» است؛ حقی که در سالهای اخیر، به ویژه در بیانات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، جایگاه ویژهای یافته و به عنوان یکی از شاخصهای حقوق عامه مردم معرفی شده است.
🔹️ رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانیهای عمومی، دیدارهای مسئولان و بیانیههای راهبردی بر حفظ و تقویت امنیت روانی مردم تأکید کردهاند. ایشان «تشویش اذهان عمومی»، «انتشار اخبار یأسآور» و «سیاهنمایی در رسانهها» را از عوامل تهدیدکننده آرامش جامعه دانسته و مسئولیت صیانت از این حق را متوجه همه ارکان حاکمیت، بهویژه قوه قضائیه و دستگاههای فرهنگی دانستهاند. در بیانات ایشان، تأمین امنیت روانی نه صرفاً یک ضرورت اجتماعی، بلکه «تکلیف شرعی و حکومتی» توصیف شده است.
🔍 متن کامل👇
farsi.khamenei.ir/others-note?id=61909