2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✏️ رهبر انقلاب: در طول سال روزی نباشد که شما قرآن را باز نکنید و قرآن را تلاوت نکنید.
📣 #هر_روز_یک_صفحه_قرآن_بخوانید
💻 Farsi.Khamenei.ir
🗞 ایران تگزاس نیست!
🖼 نگاهی به طرح آمریکا برای راهاندازی جنگ خیابانی در ایران در شماره جدید روزنامه #صدای_ایران
📥 دریافت نسخه PDF
📝 متن کامل سرمقاله را از اینجا بخوانید
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
💚 سختیهایی که هم هست و هم نیست!
💌 خردهروایتهایی از حضور نمایندگان رهبر انقلاب در منازل تعدادی از جانبازان سرافراز، همزمان با سالروز ولادت حضرت عباس علیهالسلام، ١٤٠٤/١١/٠٤
🔻 دوازده بهمن ماه سال ۶۵ خبر میپیچد که صدام میخواهد مدرسهی زینبیهی شهرستان میانه را بمباران کند. مریم وکیلیِ ششساله با پدر و مادر و دو برادرش راهی روستای پدربزرگشان میشوند؛ اما هنوز به مقصد نرسیدهاند که ترکشها دو چشم مریم را از او میگیرند برای همیشه. مریم در همان ششسالگی نابینا می شود. ترکشهایی هم به قلب پدر اصابت میکند در دَم قلب مهربانش را از کار میاندازند.
اینها را مریم وکیلی گرمرودی در روز جانباز، بهعنوان جانباز هفتاد درصد، برایمان میگوید. جانباز هفتاد درصدی که حالا مادر طاهای شانزدهساله و مهرادِ نهساله است. میگوید کارشناسی ارشد روانشناسی در دانشگاه تهران را که تمام کرده با همسر نابینایش که او هم در دانشگاه تهران کارشناسی الهیات میخواند ازدواج کرده.
از مریم میخواهیم که از سختیها و تلخیهای زندگیاش برایمان تعریف کند. بدون مکث میگوید: «من یاد گرفتهام که سختیها و تلخیها را توی ذهنم نگه ندارم. باید فراموششان کنم تا بتوانم با قوّت به زندگی ادامه دهم. پس چیزی از سختیها و تلخیها برای تعریف کردن ندارم!»
👈🏻 جانباز: مریم وکیلی
✍🏻 راضیه ابراهیمی
📅 شماره ١٢
🔎 برای مطالعه باقی روایتها اینجا را کلیک کنید
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از KHAMENEI.IR
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از ایران همدل
📣 تهیه و توزیع بستههای معیشتی بین ۱۵۰ خانواده نیازمند در شهرستان کوهدشت استان لرستان
🔹 #پیام_ارسالی_مخاطبان: تهیه بستههای غذایی و ذبح ۳ گوسفند به نیت سلامتی و فرج حضرت حجت(عج)، سلامتی و طول عمر حضرت آقا و توزیع بین ۱۵۰ خانواده نیازمند به همت خیریه "یاد افلاکیان خاکی" شهرستان کوهدشت لرستان
🔸 از اقشار مختلف مردم، فعالان اجتماعی و گروههای جهادی دعوت میشود تصاویر، فیلمها، تجربهها و روایتهای خود از گرهگشاییها را از طریق ایدی زیر به اشتراک بگذارند:👇
📲 ایتا
https://eitaa.com/Khamenei_Contact_ir
❤️ #از_همدیگه_گرهگشایی_کنیم
📲 با شماره گیری #14* از هموطنان نیازمند گرهگشایی کنید
💻 farsi.khamenei.ir/irane-hamdel-5
KHAMENEI.IR
📣 اعترافات هایزر
⌛ بخش «#درس_و_عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه سالروز کشتار ۸ بهمن میدان ۲۴ اسفند (میدان انقلاب اسلامی فعلی)، با استناد به منابع دستاول و اسناد معتبر، به بررسی ابعاد این واقعه و نقش مستقیم ایالات متحده در طراحی و اجرای آن میپردازد.👇
🔹️ با خروج محمدرضا پهلوی از کشور در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷، یکی از مهمترین خواستههای امام خمینی و ملّت ایران محقق شد... در آستانه بهمنماه ۱۳۵۷، همزمان با اوجگیری بحران سیاسی و فشار روزافزون مردمی بر دولت شاپور بختیار، امام خمینی رحمهالله تصمیم قاطع خود برای بازگشت به کشور را اعلام کردند.
🔹️ در چهارم بهمن ۱۳۵۷، دولت بختیار در اقدامی آشکار برای جلوگیری از بازگشت امام خمینی رحمهالله به میهن، دستور بستن تمامی فرودگاههای کشور و مخصوصاً فرودگاه مهرآباد را صادر کرد. این اقدام غیرقانونی، که با هدف به تعویق انداختن بازگشت امام انجام شد، خشم عمومی را بیش از پیش برانگیخت.
🔹️ در پاسخ به بستن فرودگاهها و تلاش دولت بختیار برای جلوگیری از بازگشت امام، کانون اصلی اعتراضات به تهران منتقل شد. نقطه اوج این حرکت، تحصن گسترده و تاریخی روحانیون، علما و شخصیتهای برجسته مذهبی در مسجد دانشگاه تهران بود. این تحصن که از روز ۶ بهمن آغاز شد، به سرعت به مرکز ثقل سازماندهی مقاومت مردمی تبدیل گردید.
🔹️ این حرکت، مورد استقبال مردم تهران قرار گرفت. صبح روز ۸ بهمن، تهران صحنه دو حرکت موازی بود: از یک سو، تحصن روحانیون و علما در مسجد دانشگاه تهران که از روز قبل آغاز شده بود و به نمادی از مقاومت مدنی تبدیل شده بود. از سوی دیگر، هزاران نفر از مردم که برای حمایت از این تحصن و اعتراض به بسته ماندن فرودگاهها، در اطراف دانشگاه و میدان ۲۴ اسفند تجمع کرده بودند.
🔹️ حادثه خونین حدود ساعت ۱۴:۳۰ بعدازظهر و در میدان ۲۴ اسفند رخ داد. قضیه از اینجا آغاز میشود که ساعت یک بعدازظهر یک اتوبوس ارتشی قصد ورود به خیابان سیمتری را داشت. تظاهرکنندگان از راننده خواستند تا اتوبوس خود را متوقف کند. راننده بدون توجه، با سرعت زیاد اتوبوس را به سوی تظاهرکنندگان به حرکت درآورد. چند نفر بر اثر برخورد مجروح شدند و به دنبال این برخورد، درگیری آغاز شد.
🔹️ آمریکاییها با وجود همه اختلافات درونی و تحلیلهای متفاوت، بر سر یک موضوع اجماع داشتند و آن اینکه با سقوط شاه و پیروزی امام خمینی، منافع آمریکا در معرض خطر قرار خواهد گرفت. از این جهت تمام راه های ممکن را برای حفظ منافع خود در ایران بررسی و اقدامات لازم را اجرا می کردند. لذا پیشنهاد شد ژنرال هایزر، معاون فرمانده یگان ناتو در اروپا به ایران فرستاده شود تا به برقراری تماس با رهبران نظامی ایران بپردازد. استدلال شد که این اقدام موجب می شود که حمایت ایالات متحده از رژیم شاه نیز مورد تأکید قرار گیرد.
🔹️ در همین راستا هایزر که معاون فرماندهی کل نیروهای ناتو در اروپا بود، در ۴ ژانویه ۱۹۷۹ (۱۶ دی ۱۳۵۷) به صورت مخفیانه و بدون اطلاع مقامات ایرانی وارد تهران شد و مورد استقبال چندین نظامی آمریکایی قرار گرفت. مأموریت اصلی او، که مستقیماً از سوی کاخ سفید تعریف شده بود، شامل سه محور کلیدی بود: جلوگیری از فروپاشی ارتش و فرار فرماندهان پس از خروج شاه، ایجاد ائتلاف میان فرماندهان ارتش برای حمایت از بختیار و مقابله با انقلابیون و نهایتاً اجرای کودتای نظامی در صورت سقوط دولت بختیار.
🔹️ این به وضوح نشان میدهد که پیش از وقوع کشتار ۸ بهمن، طرح کودتا و استفاده قهرآمیز از ارتش به طور کامل روی میز بوده است. فشار هایزر بر بختیار برای استفاده از ارتش و همزمان، آمادهسازی فرماندهان برای یک عملیات قاطع، بستری را فراهم آورد که تصمیمگیری برای رویارویی خونین با مردم در روزهای بعد، در چارچوب آن قابل درک باشد. بنابراین، دستور شلیک در ۸ بهمن را میتوان گامی در مسیر اجرای همان طرح بزرگتر و از پیش طراحیشده دانست.
🔹️ «او [رابرت هایزر] در خاطرات خودش مینویسد من به ژنرال قرهباغی گفتم که در مواجهه با مردم لوله تفنگهایتان را پایین بیاورید؛ یعنی مردم را بکشید [...] مردم را قتل عام کنید. اینها هم همین کار را کردند. [...] عدهای جوان و نوجوان کشته شدند ولی جمعیت عقب نرفت. هایزر میگوید؛ قرهباغی بعد آمد به من گفت که این تدبیر تو فایدهای نکرد. [...] آنوقت هایزر میگوید من دیدم این ژنرالهای شاه چقدر کودکانه فکر میکنند؛ یعنی باید ادامه میدادند، باید مرتب میکشتند...
🔍متن کامل #گزارش را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-report?id=62488
هدایت شده از ریحانه
💚 همنفس
💌 خردهروایتهایی از حضور نمایندگان رهبر انقلاب در منازل تعدادی از جانبازان سرافراز، همزمان با سالروز ولادت حضرت عباس علیهالسلام، ١٤٠٤/١١/٠٤
🔻 به منزل ساده و زیبای جانباز سیدکمال لوح موسوی رسیدیم؛ خانهای ساده و باصفا. همان بدو ورود دستگاه اکسیژنساز نگاهم را جلب کرد. شلنگ باریک و بسیار بلندی از دستگاه روی فرش بود که به بینی آقای لوح موسوی متصل بود و نفسهایشان را تنظیم میکرد. ایشان در منطقهی فاو شیمیایی شده بودند. همسرشان بانویی آرام و باوقار بودند؛ شبیه تمام زنهای فداکاری که اطرافمان زیاد دیدهایم. همنفس بود برای حاجآقا. گفتم: «خاطرهای دارید که برایم بگویید؟»
از روز شیمیاییشدن همسرشان گفتند: «به ما خبر دادند که در تهران بستری است. خودمان را رساندیم. تمام پوست بدنش پُر از تاولهای بزرگ بود. رنگش سرخ سرخ بود. چشمهایش به هم چسبیده بود و صدایش جوهر نداشت. رفقایی که کنارش بودند هم صدایشان بیجوهر بود. من خیال کردم باید اینجا آرام صحبت کرد. نمیدانستم این صدا بهخاطر آن است که نفس ندارند. حاجآقا تا دید من هم آرام حرف میزنم خندید و گفت: "من شیمیایی شدم و صدا ندارم تو چرا آرام حرف میزنی؟" روحیهاش عالی بود و خودش کمک کرد که تاب بیاورم و خدمتگزارش باشم.»
آقای لوح موسوی از آن جانبازهای فعال و پرکار است. شاید هرکس دیگری شرایط ایشان را داشت افسرده و گوشهگیر میشد؛ اما ایشان نه تنها خودش بلکه دوستانش را جمع کرده بود و یک گروه فعال ساخته بود. شاعر بود و چندین کتاب نوشته بود. کنار این فعالیتها هر سال جانبازان را به مشهد میبرد و سعی داشت روحیهشان را بالا نگه دارد. انگار نخ تسبیح بود و رفقا را دور هم جمع میکرد.
در حین صحبتهایشان سروکلهی نوهها پیدا شد. هشت نوه داشتند و با ذوق به قدوبالایشان نگاه میکردند و معرفیشان میکردند. فکر میکنم نفسهای آقای لوح موسوی نه با آن دستگاه که با امید تنظیم شده بود؛ امیدی که در قلبش میتپید و جسم مجروحش را پابرجا نگه میداشت.
👈🏻 جانباز: سید کمال لوح موسوی
✍🏻 سمیرا چوبداری
📅 شماره ١٠
🔎 برای مطالعه باقی روایتها اینجا را کلیک کنید
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh