هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | خیابان خانه خدا شده است
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴_فروردین ١۴٠۵
🔻 هیچ صدایی از بلندگوهای مسجد جامع نمیآمد. شاید خواسته بودند سرصبحی صدا کسی را اذیت نکند. آمدم بپیچم توی سربالاییِ کوچه که پراید مشکیای کنارم ترمز کرد. زن راننده با زن پشتسری سلام و علیکی کرد و گفت «بیا سوار شو. میدان عراقیه» بعد به من هم اشاره کرد که سوار شوم. وقتی نشستم پرسیدم «شما از کجا میدونستین نماز عید اونجاست؟ من توی کانالها هیچی ندیدم.» راننده در جواب پیشدستی کرد البته فقط برای جملهی خبریام. «به خاطر اینکه ترسیدن بمبارون بشه نگفتن.»
🔻 هم حسن است هم عیب اینکه خبرها زود دهان به دهان میشوند در شهرهای کوچک. از میدان امام خیابان را بسته بودند. راننده به افسر راهنمایی گفت اجازه بدهد برویم جلوتر چون زنی که جلو نشسته بود پادرد داشت. تا جلوی امامزاده بیشتر نشد برویم. به هوای مسجد، با خودم زیرانداز نبرده بودم. چادر نماز هم. جلوی مسجد نو به زنی که داشت زیراندازش را پهن میکرد گفتم میشه منم کنارتون بشینم؟ با خوشرویی گفت آره. او هم مثل من اول رفته بود مسجد جامع و بعد آمده بود اینجا. همین که نشستیم، یکی از نیروهای انتظامات گفت: «برید جلو، وسط خالیه.»
🔻 سه بار جابهجا شدیم تا برسیم به صفهای جلویی. با اینکه توی مسیر دیده بودم مساجد محلی نمازشان برقرار است اما در این فاصلهی پانصد ششمتریِ میدان آیتالله عراقی تا مسجدِ نو زن و مرد نشسته بودند روی آسفالت سرد خیابان در هوایی که تهماندهی سرمای دیروز هنوز تویش رسوب کرده بود. امروز خیابان خانهی خدا شده بود.
✍🏻 زینب خزایی
🗓 شماره ١٢٢
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از «امین»
✍️ «دل را به دوست بستیم، از هجر او شکستیم!»
💗 #صبح_بهار_امین: سرودۀ شاعران به یاد پیام نوروزی هرسالۀ رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️تقویمها پس از تو هرسال بیبهار است
صبح امید دنیا بعد از تو شام تار است
▪️سخت است بی تو بودن، غمگریه را سرودن
هم سینه بغض دارد، هم چشم بیقرار است
▪️تو یکنفر نبودی، تو تکیهگاه بودی
زخم نبودن تو، یک نیست، بیشمار است
▪️جایت اگرچه خالیست، جانها پر است از تو
بار نبودن تو، کم نیست، کولهبار است
▪️دنبال رد پایت از کوچهها گذشتیم
میسوختیم مثل شمعی که بیمزار است
▪️دل را به دوست بستیم، از هجر او شکستیم
این رسم عاشقی بود! یا رسم روزگار است؟
▪️آیینههای ما را آدینهها شکستند
این داغها شروعِ پایان انتظار است
▪️برگرد تا ببینند از نسل حیدری تو
برگرد تا بدانند این تیغ ذوالفقار است
✍ شاعر: «آقای احمد ایرانینسب»
@khamenei_poems
🗞 حفظ دیوار دفاعی ملّی؛ کلید پیروزی
🌷 در شرایطی که مردم با اتحاد ملّی، حجت را در دفاع از ایران تمام کردهاند نخبگان باید مراقبت از این شجرۀ طیبه را وظیفۀ اصلی خود بدانند.
📥 دریافت نسخه PDF
📩 سرمقاله شماره ۲۷۳ #صدای_ایران را از اینجا بخوانید.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
🖼 هزینه تعرض به ایران
📝 پوستر جدید KHAMENEI.IR در پی پاسخ کوبنده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به تعرّض رژیم صهیونیستی و آمریکا به خاک ایران عزیز
📝 رهبر شهید انقلاب اسلامی: رژیم صهیونیستی بداند که تعرّض به جمهوری اسلامی ایران برایش هزینه سنگین به وجود میآورد. و بحمدالله این اتّفاق افتاد؛ افتخارش متعلّق به نیروهای مسلّح و مردم عزیزمان است. ۱۴۰۴/۴/۵
📥 نسخه قابل چاپ
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ایران همدل
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید؛
💗 تا پای جان برای ایران جان
در دفاع از میهن، همه ملت صف کشیدهاند، و هر یک به فراخورِ سهمِ خود، تیغِ وظیفه برکشیدهاند. در کورانِ نبرد، آنان که در سنگرِ عشق، زیرِ آوارِ موشکها، نانِ رزم میپزند؛ خود، پیامِ ایستادگی و بشارتِ پیروزیاند.
❤️ #یک_ایران_همدل_است
📩 ارسال گزارشهای همدلی به
@khamenei_Contact_ir
مردم از طریق زیر میتوانند به هموطنان نیازمند در پویش ایران همدل کمک کنند:
شماره کارت:
6221068888888838شماره شبا:
IR620540100220111111111601کد دستوری: #14* 📱 پرداخت مستقیم 👇 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | هدیه داغ بیتاب
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 عکس را بزرگ میکنم. با دقت و حسرتی که تا این عکس تجربهشان نکرده بودم. حتی خم عصایتان را که گذاشتهاید بالای سجادهی سفید هم میبینم. با اشارهی همین عصا به ما جرئت عبور از نیل را دادید.
🔻 پشت صحنه عکس مثل فیلم فریم به فریم در ذهنم پخش میشود. فریمهایی که این تصویر را ساخته. چهرههای خوابآلودِ بعد از نماز صبح و با عجله حاضر شده. جاپارکهای کج و کوعلهای که ناگهان از آسمان برایمان نازل میشد. پیاده شدن و دویدنمان سمت مصلّی با هول هفت قیامت در دلمان که نکند دیر برسیم. خشک شدن و تیر کشیدن زانو و قوزکهایمان روی زمین سفت. جا دادن به آنها که زیرانداز نداشتند، روی سجادههای یکنفرهمان. شریک شدن در خرما و کشمش گوشهی جیب کیف حاجخانمها که قندمان نیفتد. دویدن بچهها از بین سجادهها و زیراندازهایمان. قشنگترینش هم سرهای رو به آسمانمان دنبال صدای بم تپتپ هلیکوپترتان و دست تکان دادن برایش.
🔻 به تکاپو میافتادیم. چادر و سجادهها را مرتب میکردیم، بچهها را مینشاندیم. صفها صاف و متصل میشد. با اعلام ورودتان پشت بلندگو همه با هم جاکن میشدیم. انگار از ۶ صبح آمده بودیم اینجا برای همین قیام. برای همین جاکن شدن ناگهانی. نمیدیدیمتان ولی اشک میریختیم. نمیدیدیمتان ولی داد میزدیم: «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست.»
🔻 حالا بیست روز بیشتر شده که ندیدهایمتان ولی هر شب در خیابان همین شعار را فریاد میزنیم. خونمان را سر دست گرفتهایم، تنها دارایی با ارزشی که برایمان مانده. این خون در رگهای ما امانت مانده. داغ و بیتاب میجوشد. قرار بود به خودتان هدیه شود؛ ولی حیف.
🔻 نفسم را پر حسرت بیرون میدهم. دست به قنوت بلند شدهتان را در عکس میبوسم. چقدر گریه به این قنوت و کلماتتان بدهکاریم. گریه و خونی داغ و بیتاب. خونی که آنقدر میجوشد تا خرج راهتان شود. خرج میراثتان. خرج آرمانتان. خرج ایران اسلامی مستقل قوی.
✍🏻 زینب عرفانیان
🗓 شماره ١٢٣
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از «امین»
✍️ «به ادراکی فراتر از تمام عصر ما بودی!»
💗 #روز_دهم؛ اندوهنامۀ شاعران برای وداع با رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه.
▪️نگاهت انعکاس روشن انا فتحنا بود
به چشمت از نزول آیههای فتح، غوغا بود
▪️شُکوه ذوالفقار مرتضی در چشمهای تو
که تنها عروةالوثقایت آنجا نام مولا بود
▪️پیاپی دل به دریا میزدی ای روح توفانزاد
نگاهت ناخدای کشتیای خورشیدپیما بود
▪️ولی با این صلابت، مهربانتر بودی از باران
که در هر غنچۀ لبخند تو باغی شکوفا بود
▪️دلی سیر از تماشایت نبود و ناگهان رفتی
بهار لحظهها آن فرصت سبز تماشا بود
▪️به ادراکی فراتر از تمام عصر ما بودی
نگاهت شبنورد کوچههای شهر فردا بود
▪️وزشهای شگفتی بود از شعر خدا آنجا
چه اشراقی مگر در آن شب شعر سحرزا بود
▪️میان گریه میگویند اینجا شاعران ای کاش
فقط یک بار دیگر رزق ما دیدار آقا بود
✍️ شاعر: «آقای محمدحسین انصارینژاد»
@khamenei_poems
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 ببینید؛
🎥 در همهی میدانهای جنگ ذکر خدا کنید
🌷 توصیه رهبر شهید انقلاب رضواناللهعلیه برای رسیدن به فلاح و کامیابی در میدانهای جنگ را در موشنگرافیک جدید KHAMENEI.IR ببینید
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از ایران همدل
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 آمادهسازی و توزیع ۱۰۰ بسته معیشتی برای خانوادههای نیازمند در محله اسپیاری شهرستان آمل درپی فراخوان رهبر معظم انقلاب و به نیابت از رهبر شهید
❤️ به نیابت از رهبر شهیدمان، #از_همدیگه_گرهگشایی_کنیم
📩 ارسال گزارشهای همدلی به
@khamenei_Contact_ir
🔹 مردم از طریق زیر میتوانند به هموطنان نیازمند در پویش ایران همدل کمک کنند:
شماره کارت:
6221068888888838شماره شبا:
IR620540100220111111111601کد دستوری: #14* 📱 پرداخت مستقیم 👇 💻 irane-hamdel.khamenei.ir
هدایت شده از ریحانه
💌 #مینویسم_برای_پدر_شهیدم | امیدوار شبیه رهبر شهید
🔰 تکنگاریهایی به قلم زنان ایرانی از روزهای پس از شهادت #آقاجان ما، شهید سیدعلی خامنهای و دفاع مقدس ملت ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ اسفند ۱۴۰۴، فروردین ١۴٠۵
🔻 هنوز درست روی مبل جاگیر نشده که چشم میچرخاند توی خانه و به میز کوچک کنج پذیرایی اشاره میکند: «عه شما هفتسین گذاشتید؟» میگویم: «بله. این خونه دختر داره دیگه.» که تلویحا بگویم حنا هفتسین را چیده تا مبادا ایرادی از کارش بگیرد و بچه ناراحت شود. بعد طوری که خودم بشنوم و خودش میگویم: «حنا گذاشت ولی خود اون آقایی که همه به خاطرش نمیخوان هفتسین بچینن، همه وجودش امید و بشارت بود.»
🔻 تلخ میخندد و میگوید: «یادته بچه هم بودی عکس آقا رو میذاشتی رو سفره هفتسین؟» درست میگوید. سین اول هفتسین خانه بابا همیشه سیدعلی بود. آن وقتها معمول نبود از این کارها. ولی من این کار را میکردم و کاری به ریشخندها نداشتم. حالا هم عکس سید روحالله، سید علی و سید مجتبی، سه سین هفتسین خانهاند. چای را تعارفش میکنم و توی دلم میگویم: «این سفرهی پر از نور، ختم به ظهوره انشاءالله.»
✍🏻 زهرا خلیلی
🗓 شماره ١٢۴
🇮🇷 مجموعهروایت «مینویسم برای پدر شهیدم» فراخوانی است از حضور در قلب خیابانهای ایران. متن یا فیلم خود از حضورتان در تجمعات این شبهای سوگ و حماسه را برای ما بفرستید به این شناسه: @reyhaneh_contact
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh