eitaa logo
«امین»
11.9هزار دنبال‌کننده
34 عکس
130 ویدیو
0 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ «این دل، پشیمان است!» ▫️حتی اگر نامم از خاطرت خط خورده باشد حتی اگر حرفم روح تو را آزرده باشد ▫️اما بدان این دل، پشیمان است بخشیدن گنجشکِ تنها کار درختی مهربان است 👈 مریم زندی؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ✍️ ؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان 🎥 رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند 📲 @khamenei_poems
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «او سیب گلاب باغ پیغمبر بود!» ▪️دادند به حکمت و به لطفی به شما از این همه سوره، سورۀ کوثر را کوتاه‌ترین سورۀ قرآن یعنی کوتاه‌ترین راه رسیدن به خدا ▪️زهرا از هر چه گفته‌آمد سر بود ما دیگر گفته‌ایم و او دیگر بود پیوند گلِ محمدی با سیب است او سیب گلاب باغ پیغمبر بود 👈 بیژن ارژن؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ 📝 📲 @khamenei_poems
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «چه دیده فضه، چرا روی خاک‌ها افتاد؟» ▪️هوای دخترکی را برادرش دارد که خیره‌خیره نگاهی به مادرش دارد ▪️شبیه طفل یتیمی که مادرش مرده نگاه ملتمسی بر برادرش دارد ▪️گرفته بازوی او را به سمت در ندود دری که نام علی روی سردرش دارد ▪️صدای مادرش از درد می‌کشد او را که دود و آتش و هیزم برابرش دارد ▪️دویده فضه ولی دیر شد، به خود می‌گفت: دویده ‌است که از خاک و خون برش دارد ▪️چه دیده فضه، چرا روی خاک‌ها افتاد؟ چه دیده فضه، چرا دست بر سرش دارد؟ ▪️به دست‌های پدر تا که بند... مادر دید نگاه کرد به حالی که همسرش دارد ▪️کشید در پی بابا به کوچه‌ها خود را ولی جراحت سرخی به پیکرش دارد ▪️گذشت، نوبت زینب شد و خودش این بار گرفته دست یتیمی که در برش دارد ▪️به قتلگاه عمویش نگاه می‌دوزد که خنجری خبر از عطر حنجرش دارد ▪️کشید دست، از آن دست و دست از جان شست دوید تا که بدانند باورش دارد ▪️و چند لحظه گذشت و میان خون حس کرد سرش گرفته به دامان و مادرش دارد 👈 حسن لطفی؛ ۱۳۹۰/۰۳/۲۵ 📝 📲 @khamenei_poems
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «مي‌رسد با چادر دردي كه پيچيده‌ست دورش!» ▪️بين ديوار است و در ماهي هلالي رو به پهلو نازنين از درد مي‌پيچد به خود پهلو به پهلو ▪️مست و وحشي در هوا، چرخان و چرخان، تازيانه خطّ سرخي مي‌كشد هوهو كش از بازو به پهلو ▪️من خداي غيرتم، او دختر نور و نوازش من كنارش باشم و افتاده باشد او به پهلو؟ ▪️مي‌رسد با چادر دردي كه پيچيده‌ست دورش مي‌رود هر بار دست خستۀ بانو به پهلو ▪️درد پهلوي تو مي‌دانم كه مي‌پيچد به جانم سر به روي شانه‌ام مي‌افتد و گيسو به پهلو 👈 سارا حیدری؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ 📝 📲 @khamenei_poems
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «در هجدهمین بهار، بر خاک افتاد!» ▪️آن یاس که از راز خزان آگاه است دیری‌ست که در دلش غمی جانکاه است ▪️ در هجدهمین بهار، بر خاک افتاد یعنی که همیشه عمر گل کوتاه است 👈 هادی فردوسی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ 📝 📲 @khamenei_poems
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «فراق فاطمه را بوتراب باور كرد!» ▪️دل غريب من از گردش زمانه گرفت به ياد غربت زهرا شبي بهانه گرفت ▪️شبانه بغض گلوگير من كنار بقيع شكست و ديده ز دل اشك، دانه دانه گرفت ▪️كنار پنجره‌ها ديدگانِ پُراشكم سراغ مدفن پنهان و بي‌نشانه گرفت ▪️نشان شعله و درد و نواي زهرا را توان هنوز ز ديوار و بام خانه گرفت ▪️مصيبتي‌ست علي را كه پيش چشمانش عدو اميد دلش را به تازيانه گرفت ▪️چه گفت فاطمه كانگونه با تأثر و غم علي مراسم تدفين او شبانه گرفت ▪️فراق فاطمه را بوتراب باور كرد دمي كه چوبۀ تابوت را به شانه گرفت 👈 فضل‌الله قدسی؛ ۱۳۹۰/۰۵/۲۴ 📝 📲 @khamenei_poems
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «بانو! هنوز شعر، تو را کم می‌آورد!» ▪️بانو! سلام! قصّه که آغاز می‌شود این اشک تا شما پَرِ پرواز می‌شود ▪️تا قبرهای گم‌شدۀ یاس‌های سرخ تا مَشک‌های تشنه و عبّاس‌های سرخ ▪️تا کوفه کوفه غربت و تنهایی علی تا چاه‌های طاقت و تنهایی علی ▪️یا ایّها الشّهیدهْ صدّیقهْ الطّهور! یا شمسِ وَ القمر! همۀ قلّه‌های نور! ▪️هاجر تویی و آیۀ تطهیر زمزمم وقتی حسین، معجزۀ توست ▪️بانوی هیجده گل سرخ محمّدی ای یاس پرشکسته! چرا زخمی آمدی؟ ▪️بانو! در است شاهد پژمردن شما سیلی به آفتاب وَ باریدن شما ▪️اینجا دل تمامی دنیا کباب شد آتش گرفت و از عرق شرم، آب شد ▪️اینجا هنوز هق‌هق فرزندهایتان اینجا دل علی‌ست که پُر التهاب شد ▪️وقتی شبانه قامت دریا به عرش رفت وقتی که ماه روی شما، آفتاب شد ▪️امشب به یاد رفتنتان باز گریه کرد زینب بدون قصّۀ مادر به خواب شد ▪️در خواب دید دامنتان را و سر گذاشت مادر! دعای آمدنت مستجاب شد ▪️بانو! هنوز شعر، تو را کم می‌آورد دل زخمی است و دست تو مرهم می‌آورد ▪️بانو! چقدر نامه نوشتیم تا شما یک عمر هی چکامه نوشتیم تا شما ▪️یک عمر آرزوی همان هیجده بهار بر این کویر خشک ببار، ابر انتظار! ▪️می‌آید از بقیع، مسیحی سپیدپوش با کوله‌بار سبز بهار، آسمان‌به‌دوش 👈 ریحانه رسول‌زاده؛ ۱۳۸۵/۰۷/۱۶ 📝 📲 @khamenei_poems
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️  با دوست چرا به ياد غيری باشيم... 👈 گذرانِ شعرخوانی مرحوم محمدجواد محبت در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳ 📱 مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در «امین» منتشر می‌شود... ▫️رنگ دعا سبز روشن، رنگ امید آسمانی‌ست رنگ ترحم سپید است، رنگ حیا ارغوانی‌ست 🗓 سال ۱۳۸۳ ▫️فرشته گرم تماشای سوز و ساز شماست شبانه هاله‌ای از نور، برفراز شماست 🗓 سال ۱۳۸۴ ▫️نگاه را چه حجابی که شوق دیدارت مرا ز شرمِ حضور آب از جبین ریزد 🗓سال ۱۳۸۵ ▫️خواهند مدد از تو كه خيبرشكني تو آن در نه مگر كنده شد از قوّتِ الله؟ 🗓سال ۱۳۸۸ ▫️با دوست چرا به ياد غيری باشيم همّت‌طلب بلندسِيري باشيم وقتي صلوات بر نبي كار خداست بگذار شريك كار خيری باشيم 🗓سال ۱۳۹۰ 📲 @khamenei_poems
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «گران شد دست من اما نمی‌افتد ز دامانت!» ▪️زبان بسملی‌هایم نکرد ای تیغ عریانت بمان در غربتت ای محسن اشکم به دامانت ▪️بمان در بغضت ای توفان، گلودر خون و خون در چشم مگر در این غریبستان رسد دردم به درمانت ▪️چرا در خود نشستی برق خشم ذوالفقارت کو برآ ای خیبر گمگشته در خویش است میدانت ▪️تو قرآن می‌نویسی سوره‌ای از چشم من بردار مگر آن کس که پشت در ورق شد نیست قرآنت؟ ▪️بیا ای لَو کُشِف سامان برایت پرده‌ای دارم ببینم تا که با این غم چه خواهد کرد ایمانت ▪️علی‌جان آسمان چهره‌ام ابری‌ست باور کن وگر باران نمی‌گیرد که می‌ترسم ز توفانت ▪️از آن دستی که آتش بود و در عشقت کبودم کرد گران شد دست من اما نمی‌افتد ز دامانت ▪️برای شانه‌هایت در نمک خوابانده‌ام زخمی که حتی پرده‌های شب نیارد کرد پنهانت ▪️در انفاس چراغی سوز و اسما را تلاوت کن نقاب از بازویم بگشا ببین شام غریبانت 👈 سیدشهاب‌الدین موسوی؛ ۱۳۸۵/۰۷/۱۶ 📝 📲 @khamenei_poems
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به مناسبت شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «مگر دستم بگیرد لطف آن بانوی بانوها!» ▪️زمستانی سیاه است و سپیدی سر زد از موها ز بامم برف پیری را نمی‌روبند پاروها ▪️چه میزانی پی سنجیدن جرمم به جز عفوش که ترسم بشکند پرهای شاهین ترازوها ▪️کند خامه به گوش چامه نجوا نام زهرا را مگر دستم بگیرد لطف آن بانوی بانوها ▪️گناهانم فراوان و اگر بانوی محشر اوست در آن غوغا نیارم کم، ندارم خم به ابروها ▪️نه هر کس فخر دارد گَردروب خانه‌ات گردد مگر از زلف حورالعین کند آماده جاروها ▪️اگر آلوده‌ام «یا طاهر» و «یا طاهره» گویم در این تسبیح هم‌سنگند یا زهرا و یاهو ها ▪️اگر یک فضل از فضه کسی گوید به شوق آن کنند از لانه هجرت چون پرستوها، ارسطوها ▪️نخی از معجرت حبل‌المتین از بهر معصومین به دستت شربتی داری شفای جان داروها ▪️ز فرط کار روزان و نوافل‌خواندن شب‌ها نمی‌ماندی رمق از بهرت ای بانو به زانوها ▪️گهی دستاس دستت بوسه زد گه آبله پایت عبادت را و همت را در آن سوی فراسوها ▪️به طوفان‌ها مگر موجی خبر از پهلویت برده که می‌میرند و کشتی‌ها نمی‌گیرند پهلوها 👈 علی انسانی؛ ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ 📝 📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ به مناسبت روز شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها 👈 «آن نام را می‌آورم، امّا نه بی‌وضو!» ▪️عاشق شده‌ست دانه به دانه هزار بار دل‌خون و سینه‌چاک و برافروخته، انار ▪️فریاد بی‌صداست ترک‌های پیکرش از بس که خورده خونِ دل از دست روزگار ▪️پاشیده رنگ سرخ به پیراهنِ خزان بسته حنا به پینۀ دستان شاخسار ▪️در سرزمین گرم، انار آتشین شود یاقوت را می‌آورد آتشفشان به بار ▪️با دست خود به حوصله پنهان نموده است یک دانه از بهشت در او آفریدگار ▪️آن میوه‌ای که ساخته تسبیحی از خودش شُکر از لبش نریخته، فی اللیل و النها ▪️آن میوه‌ای که فاطمه آن را طلب نمود چون باب میل اوست شد این میوه تاجدار ▪️آن بانویی که نام خودش شعر مطلق است در وصفش استعاره نیاید به هیچ‌کار ▪️نامی که داده است به زن قیمتی دگر نامی که داده است به مردان هم اعتبار ▪️آن نام را می‌آورم، امّا نه بی‌وضو دل را به آب می‌زنم، امّا نه بی‌گدار ▪️جبر آن زمان که پشت در خانه‌اش نشست برخاست آن قیامت عظمی به اختیار ▪️رفت آنچنان که از نفس افتاد جبرئیل گویی پیمبر است به معراج رهسپار ▪️شد عرصه‌گاه تنگ، ولی ماند پشت در چون ماندن علی به اُحد ماند، استوار ▪️برگشت، زخم خورده ولی فاتح نبرد چون بازگشت حمزه از آشوب کارزار ▪️در خون خضاب شد تنِ یارانِ بعد از او آن‌ها که نام «فاطمه» را می‌زنند جا ▪️من از کدام یک بنویسم که بوده‌اند حجّاج‌ها به ورطۀ تاریخ بی‌شمار ▪️آن‌ها که با غرور نوشتند ساختیم دریاچه‌های احمری از خونِ این تبار ▪️از کربلا به واقعۀ فَخ رسیده‌ایم از عمق ناگوارترین‌ها به ناگوار ▪️محمود غزنوی به عداوت مگر نساخت از استخوان فاطمیان چوبه‌های دار ▪️بوسهل زوزنی به شرارت هنوز هم محکوم می‌کند حسنک را به سنگسار ▪️در لمعة دمشقیه جاری‌ست همچنان خون شهید اوّل و ثانی چون آبشار ▪️عثمانیان به مذهب ما بس که تاختند در سبزه‌زار چالدران سرخ شد غبار ▪️امّا هنوز هم به تأسّیِ فاطمه نام علی‌ست روی لبِ شیعه آشکار ▪️بیت از هلالی جُغتایی نشسته است از آن شهید شیعه به ذهنم به یادگار ▪️«جان خواهم از خدا نه یکی، بلکه صد هزار تا صدهزار بار بمیرم برای یار» ▪️فرق است، فرق فاحشی از حرف تا عمل راه است، راه بی‌حدی از شعر تا شعار ▪️ما را چنان مباد که آیندگان ما ما را رقم زنند مسلمان بی‌بخار 👈 سیدحمیدرضا برقعی ؛ ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ 📝 📲 @khamenei_poems