eitaa logo
«امین»
11.9هزار دنبال‌کننده
34 عکس
130 ویدیو
0 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ ای امام صداقت و باران... 📢بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای میثم داوودی درباره حضرت امام علی النقی علیه‌السلام در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۳ خواند، به مناسبت سالگرد شهادت امام هادی علیه‌السلام منتشر می‌کند: ▪️شعر خواندی و استوارترین، کاخ‌های جهان خراب شدند دست بردی به چشمۀ زمزم، آب‌های جهان شراب شدند ▪️پلک باز تمام پنجره‌ها، روزها با تو خیره حرف زدند شب ولی سرد بود پس ناچار، چشم بستند و گرم خواب شدند ▪️آسمان راه خویش را گم کرد، ماه در چشم شب تلاطم کرد ابرهای سیاه با گریه، خیره در چشم آفتاب شدند ▪️تو خلیلی که زیر پاهایت، قفس شیرها گلستان شد دست آخر هم از خجالت تو، شیرها قطره قطره آب شدند ▪️ای نگاهت شفای بیماران، ای امام صداقت و باران تو دعا کردی و گنه‌کاران، با خدا پاک بی‌حساب شدند ▪️ساحران را به خاک افکندی، بارها مثل حضرت موسی بعد هم دور گردن آن‌ها، مارها یک به یک طناب شدند ▪️خواب مسموم معتمدها را، زلف آشفته‌ات پریشان کرد آسمان رعد و برق زد یعنی، اشک‌های تو مستجاب شدند 👈 آقای میثم داوودی؛ ۱۳۹۳/۴/۲۱ | مشاهده در وبسایت 📲 @khamenei_poems
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 به مناسبت شهادت امام هادی علیه‌السلام؛ ✍️ سر ز سامرّا برآور ای امام پاک من... ▪️سر ز سامرّا برآور ای امام پاک من ای تو را علم علی در سینه چون جان در بدن ▪️ای تو همنام امام راستان یعنی علی ای بدو در کُنیه هم ماننده، یعنی بوالحسن ▪️ای نقی و هادی، ای ما را به آیین رهگشا در ظلام این شب دیجور و دهر پُرفِتن ▪️سر ز سامرّا برآور تا ببینی روز ما در دل این روزگار روسیه‌تر از لجن ▪️شیعیان را بی‌محابا می‌کشند از بحر و بر زادۀ وهابیان اندر عراق و از یمن ▪️نوکر بی‌مزد آمریکا زند لاف از فریب کانچه او می‌فهمد از اسلام آن باشد حسن ▪️گلشن دین عرصۀ زاغان بی‌مقدار شد آری ار بلبل رود از باغ، بازآید زغن ▪️سر ز سامرّا برآر و بر خر خودشان نشان این ددان ناصبی را، کافران بی‌وطن ▪️یا بگو فرزند تو مهدی کند پا در رکاب وین خران سگ‌صفت را سر درآرد در رسن ▪️مرقد پاک تو را گیرم به فن برداشتند هل أتی را چون توان برداشت از قرآن به فن ▪️هل أتی آیا نه در شأن شما نازل شده‌ست؟ پس چه می‌گویند این شومان شر شوخگن ▪️ سر ز سامرّا برآر و با نهیبی هاشمی پاک کن از کارگاه دین گروه کارتَن 👈 آقای سیدعلی موسوی گرمارودی؛ ۱۳۹۶/۳/۲۰ | مشاهده در وبسایت 💻 Farsi.Khamenei.ir
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ تو را من دوست دارم با نگاهِ مبهمت حتی... ▫️دلم قربانِ شادیِ تو، قربانِ غمت حتی زیاد است از سرِ ناچیزِ من ای جان! کمت حتی ▫️اگرچه «دوستت دارم» شنیدن از تو شیرین است تو را من دوست دارم با نگاهِ مبهمت حتی ▫️تو زیبایی ولو با اشک... اما گریه را بس کن تو گلبرگی و می‌گیرد دلم از شبنمت حتی ▫️ تو زیبایی اگر خندان، اگر گریان، بخند اما... که سِیلی می‌شود در جانم اشکِ نم‌نمت حتی خیابان بود و سرما بود و تنها بودم و شب بود کنارِ خود، تو را احساس کردم؛ دیدمت حتی 👈 علی چاوشی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ ✍️ ؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان 🎥 رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند 📲 @khamenei_poems
«امین»
📣 به مناسبت پنجم دی ماه، سالگرد زلزلۀ بم؛ ✍️ بم به امید خدا شاد و جوان خواهد شد ▪️داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد اگر شکوه‌ای از زخم کنیم ▪️مرد آن است که از نسل سیاوش باشد «عاشقی شیوۀ رندان بلاکــَش باشد» ▪️چند قرن است که زخمی متوالی دارند ازکویرآمده‌ها بغض سفالی دارند ▪️بنویسید گلوهای شما راه بهشت بنویسید مرا،‌ شهر مرا خشت به خشت ▪️بنویسید زنی مُرد که زنبییل نداشت پسری زیر زمین بود و پدر بیل نداشت ▪️بنویسید که با عطر وضو آوردند نعش دلدار مرا لای پتو آوردند ▪️زلف‌ها گرچه پر از خاک و لبش گرچه کبود «دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود»‌ ▪️خوب داند که به این سینه چه‌ها می‌گذرد «هرکه از کوچۀ معشوقۀ ما می‌گذرد» ▪️بنویسید غم و خشت و تگرگ آمده بود از در و پنجره‌ها ضجۀ مرگ آمده بود ▪️شهر آنقدر پریشان شده بود از تاریخ شاه قاجار به دلداری ارگ آمده بود ▪️با دلی پر شده از زخم،‌ نمک می‌خوردیم «دوش وقت سحر از غصه» ترک می‌خوردیم ▪️بنویسید که بم مظهر گمنامی‌هاست سرزمین نفس زخمی بسطامی‌هاست ▪️ننویسید که بم تلی از آوار شده‌ست بم به خال لب ِ یک دوست گرفتار شده‌ست ▪️مثل وقتی که دل چلچله‌ای می‌شکند مرد هم زیر غم زلزله‌ای می‌شکند ▪️زیر بار غم شهرم جگرم می‌سوزد به خدا بال و پرم،‌ بال و پرم می‌سوزد ▪️مثل مرغی شده دل در قفسی از آتش هر قدر این ور و آن ور بپرم می‌سوزد ▪️بوی نارنج و حناهای نکوبیده به خیر که در این شهر پر از دود سرم می‌سوزد ▪️چاره‌ای نیست گلم!‌ قسمت من هم این است دل به هر سرو قدی می‌سپرم می‌سوزد ▪️الغرض از غم دنیا گله‌ای نیست عزیز!‌ «گله‌ای هست اگر، حوصله‌ای نیست عزیز!»‌ ▪️یاد دادند به ما نخلِ کمر تا نکنیم آن چه داریم ز بیگانه تمنا نکنیم ▪️آسمان هست،‌ غزل هست، کبوتر داریم باید این چادر ماتم‌زده را برداریم ▪️تن تُرد همۀ چلچله‌ها در خاک و پای هر گور چهل نخل تناور داریم ▪️مشتی از خاک تو را باد که پاشید به شهر پشت هر حنجره یک «ایرج» دیگر داریم ▪️مثل ققنوس ز ما باز شرر خواهد خاست بم همین‌طور نمی‌ماند و برخواهد خاست ▪️داغ دیدیم؛ شما داغ نبینید قبول‌ تبری هم‌نفس باغ نبینید قبول ▪️هیچ جای دل آباد شما بم نشود سایۀ لطف خدا از سر ما کم نشود ▪️گاه گاهی به لب عشق صدامان بکنید داغ دیدیم، امید است دعامان بکنید ▪️بم به امید خدا شاد و جوان خواهد شد «نفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد» 👈 آقای حامد عسکری؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ 📲 @khamenei_poems
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت 👈 چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم... 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای سعید بیابانکی درباره در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۴ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات منتشر می‌کند: ▪️میان خاک سر از آسمان درآوردیم چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم ▪️وجب‌وجب تن این خاک مرده را کندیم چقدر خاطرۀ نیمه‌جان درآوردیم ▪️چقدر چفیه و پوتین و مُهر و انگشتر چقدر آینه و شمعدان درآوردیم ▪️لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاک درست موسم خرماپزان درآوردیم ▪️به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم عجیب بود که آتشفشان درآوردیم ▪️به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم ▪️چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم ▪️شما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط ترانه سرودیم، نان درآوردیم ▪️برای این که بگوییم با شما بودیم چقدر از خودمان داستان درآوردیم ▪️به بازی‌اش نگرفتند و ما چه بازی‌ها برای این سر بی‌خانمان درآوردیم ▪️و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد قلم‌به‌دست شدیم و زبان درآوردیم 👈 آقای سعید بیابانکی؛ ۱۳۹۴/۴/۱۰ 📲 @khamenei_poems
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 به مناسبت سالگرد عملیات و ایام شهادت ✍️ ماهیان دست‌بسته در آبند... ▪️از تب و تاب صبح بی‌تابند ماه کامل مراد مهتابن ▪️مثل سلمان، عزیز خطۀ پارس عین عمار، مثل اصحابند ▪️گاه وقف حرم، مدافع نور گاه خلوت‌نشین محرابند ▪️گاه مثل فداییان جوان نبض ممتدّ نام نوابند ▪️جامی از جوهر و جواهر ناب ثروتی ماندگار و نایابند ▪️نه غم از چشم‌هایشان پیداست نه توان گفت مست و شادابند ▪️ماهیانی به نور آغشته فارغ از اضطراب قلابند ▪️آه دریا مگر نمی‌بینی ماهیان دست‌بسته در آبند ▪️قدرت عشق برتر از عقل است شهدا آیه‌های اعجابند ▪️پاسداری وجود می‌خواهد شهدا شعله‌ای جهان‌تابند ▪️آسمانی عمیق و مهرآیین شهدا روشنای آدابند ▪️خواب دیدم ستاره می‌بارد گرچه دلدادگان نمی‌خوابند ▪️میهن من سرای ایمان است مردمش تا همیشه می‌تابند ▪️چشم بد دور، قهرمانانش واقعاً با شکوه و جذابند 👈 خانم ونوس جامی‌پور؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ 📲 @khamenei_poems
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ پرواز شدند و پر گشودند به عرش 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مصطفی محدثی خراسانی درباره در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات منتشر می‌کند: ▪️از چنبر نفس رسته بودند آن‌ها بُتها همه را شکسته بودند آن‌ها ▪️پرواز شدند و پر گشودند به عرش هرچند که دست‌بسته بودند آن‌ها 👈 آقای مصطفی محدثی خراسانی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ 📲 @khamenei_poems
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️  قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت... 👈 گذرانِ شعرخوانی آقای مرتضی امیری اسفندقه در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳ 📱 مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در «امین» منتشر می‌شود... ▫️آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچۀ ما کاش گذر داشته باشد 🗓 سال ۱۳۸۳ ▫️نشست و گفت کجا می‌رویم ما یارا سفر برادر من می‌برد کجا ما را؟ 🗓سال ۱۳۸۷ ▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان تزوير را به تخت به زور زر آورند 🗓سال ۱۳۸۸ ▫️نه یوسفم هر آینه نه رستمم یقین در راه من به حیله چرا چاه می‌کنند 🗓سال ۱۳۹۱ ▫️می‌خواهم از خدا که هزاران هزار سال ای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان! 🗓سال ۱۳۹۲ ▫️ کم‌کم بدل به قلعۀ متروکه می‌شود شهری که کوچه‌هاش به نام شهید نیست 🗓سال ۱۳۹۴ ▫️قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت در دست خود کلیدِ درهای باز دارم 🗓سال ۱۳۹۷ ▫️چون رود امیدوارم بی تاب و بی قرارم من می‌روم سوی دریا جای قرار من و تو 🗓 سال ۱۳۹۸ 📲 @khamenei_poems
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ از حکمت فردوسی تا معنویت حافظ و سعدی؛ ✏️ اشاره رهبر انقلاب به سرمایه‌ی معنوی شعر فارسی 🗓 ، بخش‌هایی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره زبان و ادبیات فارسی 📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند 🌷 مگذار در تو اجنبيان سر برآورند 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مرتضی امیری اسفندقه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ خواند، به مناسبت سالروز ۸۸ منتشر می‌کند: ▫️ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند مگذار در تو اجنبيان سر برآورند ▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان تزوير را به تخت به زور زر آورند ▫️چيزي نمانده است كه فرزندهاي تو از بس شلوغ حوصله‌ات را سرآورند ▫️يك هفته است زخمي رعب و رقابتي در تو مباد حمله به يكديگر آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و سخت در تو مباد حمله به همسنگر آورند ▫️با دست دوستي نكند راويان فتح از آستين خويش برون خنجر آورند ▫️فرزانگان شيفتۀ خدمتت مباد تشنه‌ي مقام، بازي قدرت در‌آورند ▫️گزليك مي‌دهند به دست منافقان از پشت سر مباد كه خيره سرآورند ▫️افتاده‌اند سخت به جان هم و تو را چيزي نمانده است به بام و در آورند ▫️تا حل كنند مشكل آسان خويش را چيزي نمانده اجنبي‌‌ داور آورند ▫️وجدان بس است، داور ايراني نجيب شاهد نياز نيست كه در محضر آورند ▫️در تو براي هم ‌وطن مرد من! مخواه ياران روزهاي خطر لشكر آورند ▫️بردار و در كليله و دمنه بخوان، مباد در تو به جاي شير، شغالِ گر آورند ▫️در تو مباد مكر شغال و صداي گاو همسر شوند و حمله به شير نر آورند ▫️نه... نه... مباد! باز امير كبير من! بهر گشودن رگ تو، نشتر آورند ▫️نادر حكايتي‌ست مبادا كه بر سرت ياران بلاي حملۀ اسكندر آورند ▫️ساكت نشسته‌اي وطن من سخن بگو چيزي نمانده حرف برايت درآورند ▫️در تو مباد جاي بدن‌هاي نازنين از آتش مناظره خاكستر آورند ▫️نه... نه... مباد مغز جوانان خوراك جنگ فرمان بده كه كاوۀ آهنگر آورند ▫️پاي پياده در سفر رزم اشكبوس فرمان بده كه رستم نام‌آور آورند ▫️سيمرغ را خبر كن و با موبدان بگو تا چاره‌اي به دست بيايد، پر آورند ▫️با اين يكي بگو كه خودت را نشان بده خارت مباد در نظر و منظر آورند ▫️با آن دگر بگو سر جاي خودت نشين كاري مكن كه حمله بر اين كشور آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و گرم تا نان براي مردم ناباور آورند ▫️مردم كه آمدند به اعجاز رأي خويش از لجّه‌هاي رنگ برون گوهر آورند ▫️ايران من! بلند بگو، ها! بگو... بگو... مردم نيامدند كه چشم تر آورند ▫️مردم نيامدند كه بر روي دست‌ها از حجم سبز، دسته‌گل پرپر آورند ▫️مردم نيامدند كه از انفجار سرخ از خون عاشقان وطن ساغر آورند ▫️مردم نيامدند خدا را عوض كنند مردم نيامدند كه پيغمبر آورند ▫️مردم نيامدند دو دسته شوند و باز حمله به هم به دمدمه سر تا سر آورند ▫️مردم نيامدند بلاشك تلف شوند مردم نيامدند يقين تَسخر آورند ▫️مردم كه هر هميشه فرودست بوده‌اند تا بر فراز دست يكي سرور آورند ▫️كوزه‌گران كوزه‌شكسته كه قادرند با يك كرشمه، كوزه و كوزه‌گر آورند ▫️مردم نخواستند كه از فتح سومنات با خود ولو حلال، زن و زيور آورند ▫️مردم نخواستند به بزم مفاخره هميان نقره، خلطۀ سيم و زر آورند ▫️مردم نخواستند بساطي به هم زنند مردم نخواستند كه نامي برآورند ▫️مردم كه پاسدار شكست و درستي‌اند ناظر به هر چه خير و به هر چه شر آورند ▫️مردم كه داوران كهنسال و كاهنند نه مهره‌هاي پوچ كه در ششدر آورند ▫️مردم كه آمدند كتاب و كلاس را از پايتخت جانب آبيدر آورند ▫️مردم كه آمدند چراغ اميد را در ظلمت شبانه به هر معبر آورند ▫️مردم كه آمدند كه ايران پاك را بار دگر به نطق سر منبر آورند ▫️مردم كه فوتشان سخن و فنّشان غم است مردم كه آمدند سخن‌گستر آورند ▫️مردم كه هيچشان هنري غير عشق نيست مردم كه آمدند هنرپرور آورند ▫️ايران من! قصيده برايت سروده‌ام با شاعران بگوي از اين بهتر آورند ▫️بستم به بال باد و سپردم به ابرها از تو خبر براي منِ مضطر آورند ▫️تكرار شد اگر به دو سه بيت قافيه فرمان بده قصيدگكي ديگر آورند ▫️آيينۀ تمام قد عشق! پيش تو ياران چگونه سر زخجالت برآورند؟ ▫️اين شاخه‌هاي سر به درِ ريشه در خزان در محضر بهار چه برگ و بر آورند؟ ▫️نامحرمان خلوت انس تو با چه رو ايران من دوباره تو را در بر آورند؟ ▫️من عاشقانه شاعرم و شاعر وطن بيرون مرا مخواه كه از چنبر آورند ▫️اسفندم و به پاي تو بي‌تاب سوختن چشم بد از تو دور! بگو مجمر آورند ▫️من رأي داده‌ام به تو و مي‌دهم به تو از كاسه، چشم‌هاي مرا گر درآورند 👈 آقای مرتضی امیری اسفندقه؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ 📲 @khamenei_poems