eitaa logo
«امین»
11.9هزار دنبال‌کننده
34 عکس
130 ویدیو
0 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📢 به مناسبت شهادت امام هادی علیه‌السلام؛ ✍️ سر ز سامرّا برآور ای امام پاک من... ▪️سر ز سامرّا برآور ای امام پاک من ای تو را علم علی در سینه چون جان در بدن ▪️ای تو همنام امام راستان یعنی علی ای بدو در کُنیه هم ماننده، یعنی بوالحسن ▪️ای نقی و هادی، ای ما را به آیین رهگشا در ظلام این شب دیجور و دهر پُرفِتن ▪️سر ز سامرّا برآور تا ببینی روز ما در دل این روزگار روسیه‌تر از لجن ▪️شیعیان را بی‌محابا می‌کشند از بحر و بر زادۀ وهابیان اندر عراق و از یمن ▪️نوکر بی‌مزد آمریکا زند لاف از فریب کانچه او می‌فهمد از اسلام آن باشد حسن ▪️گلشن دین عرصۀ زاغان بی‌مقدار شد آری ار بلبل رود از باغ، بازآید زغن ▪️سر ز سامرّا برآر و بر خر خودشان نشان این ددان ناصبی را، کافران بی‌وطن ▪️یا بگو فرزند تو مهدی کند پا در رکاب وین خران سگ‌صفت را سر درآرد در رسن ▪️مرقد پاک تو را گیرم به فن برداشتند هل أتی را چون توان برداشت از قرآن به فن ▪️هل أتی آیا نه در شأن شما نازل شده‌ست؟ پس چه می‌گویند این شومان شر شوخگن ▪️ سر ز سامرّا برآر و با نهیبی هاشمی پاک کن از کارگاه دین گروه کارتَن 👈 آقای سیدعلی موسوی گرمارودی؛ ۱۳۹۶/۳/۲۰ | مشاهده در وبسایت 💻 Farsi.Khamenei.ir
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ تو را من دوست دارم با نگاهِ مبهمت حتی... ▫️دلم قربانِ شادیِ تو، قربانِ غمت حتی زیاد است از سرِ ناچیزِ من ای جان! کمت حتی ▫️اگرچه «دوستت دارم» شنیدن از تو شیرین است تو را من دوست دارم با نگاهِ مبهمت حتی ▫️تو زیبایی ولو با اشک... اما گریه را بس کن تو گلبرگی و می‌گیرد دلم از شبنمت حتی ▫️ تو زیبایی اگر خندان، اگر گریان، بخند اما... که سِیلی می‌شود در جانم اشکِ نم‌نمت حتی خیابان بود و سرما بود و تنها بودم و شب بود کنارِ خود، تو را احساس کردم؛ دیدمت حتی 👈 علی چاوشی؛ ۱۳۹۸/۰۲/۳۰ ✍️ ؛ مجموعه اشعار عاشقانه‌ی دیدارهای نیمه‌ی رمضان 🎥 رهبر انقلاب از شعر عاشقانه می‌گویند 📲 @khamenei_poems
«امین»
📣 به مناسبت پنجم دی ماه، سالگرد زلزلۀ بم؛ ✍️ بم به امید خدا شاد و جوان خواهد شد ▪️داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد اگر شکوه‌ای از زخم کنیم ▪️مرد آن است که از نسل سیاوش باشد «عاشقی شیوۀ رندان بلاکــَش باشد» ▪️چند قرن است که زخمی متوالی دارند ازکویرآمده‌ها بغض سفالی دارند ▪️بنویسید گلوهای شما راه بهشت بنویسید مرا،‌ شهر مرا خشت به خشت ▪️بنویسید زنی مُرد که زنبییل نداشت پسری زیر زمین بود و پدر بیل نداشت ▪️بنویسید که با عطر وضو آوردند نعش دلدار مرا لای پتو آوردند ▪️زلف‌ها گرچه پر از خاک و لبش گرچه کبود «دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود»‌ ▪️خوب داند که به این سینه چه‌ها می‌گذرد «هرکه از کوچۀ معشوقۀ ما می‌گذرد» ▪️بنویسید غم و خشت و تگرگ آمده بود از در و پنجره‌ها ضجۀ مرگ آمده بود ▪️شهر آنقدر پریشان شده بود از تاریخ شاه قاجار به دلداری ارگ آمده بود ▪️با دلی پر شده از زخم،‌ نمک می‌خوردیم «دوش وقت سحر از غصه» ترک می‌خوردیم ▪️بنویسید که بم مظهر گمنامی‌هاست سرزمین نفس زخمی بسطامی‌هاست ▪️ننویسید که بم تلی از آوار شده‌ست بم به خال لب ِ یک دوست گرفتار شده‌ست ▪️مثل وقتی که دل چلچله‌ای می‌شکند مرد هم زیر غم زلزله‌ای می‌شکند ▪️زیر بار غم شهرم جگرم می‌سوزد به خدا بال و پرم،‌ بال و پرم می‌سوزد ▪️مثل مرغی شده دل در قفسی از آتش هر قدر این ور و آن ور بپرم می‌سوزد ▪️بوی نارنج و حناهای نکوبیده به خیر که در این شهر پر از دود سرم می‌سوزد ▪️چاره‌ای نیست گلم!‌ قسمت من هم این است دل به هر سرو قدی می‌سپرم می‌سوزد ▪️الغرض از غم دنیا گله‌ای نیست عزیز!‌ «گله‌ای هست اگر، حوصله‌ای نیست عزیز!»‌ ▪️یاد دادند به ما نخلِ کمر تا نکنیم آن چه داریم ز بیگانه تمنا نکنیم ▪️آسمان هست،‌ غزل هست، کبوتر داریم باید این چادر ماتم‌زده را برداریم ▪️تن تُرد همۀ چلچله‌ها در خاک و پای هر گور چهل نخل تناور داریم ▪️مشتی از خاک تو را باد که پاشید به شهر پشت هر حنجره یک «ایرج» دیگر داریم ▪️مثل ققنوس ز ما باز شرر خواهد خاست بم همین‌طور نمی‌ماند و برخواهد خاست ▪️داغ دیدیم؛ شما داغ نبینید قبول‌ تبری هم‌نفس باغ نبینید قبول ▪️هیچ جای دل آباد شما بم نشود سایۀ لطف خدا از سر ما کم نشود ▪️گاه گاهی به لب عشق صدامان بکنید داغ دیدیم، امید است دعامان بکنید ▪️بم به امید خدا شاد و جوان خواهد شد «نفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد» 👈 آقای حامد عسکری؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ 📲 @khamenei_poems
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت 👈 چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم... 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای سعید بیابانکی درباره در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۴ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات منتشر می‌کند: ▪️میان خاک سر از آسمان درآوردیم چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم ▪️وجب‌وجب تن این خاک مرده را کندیم چقدر خاطرۀ نیمه‌جان درآوردیم ▪️چقدر چفیه و پوتین و مُهر و انگشتر چقدر آینه و شمعدان درآوردیم ▪️لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاک درست موسم خرماپزان درآوردیم ▪️به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم عجیب بود که آتشفشان درآوردیم ▪️به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم ▪️چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم ▪️شما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط ترانه سرودیم، نان درآوردیم ▪️برای این که بگوییم با شما بودیم چقدر از خودمان داستان درآوردیم ▪️به بازی‌اش نگرفتند و ما چه بازی‌ها برای این سر بی‌خانمان درآوردیم ▪️و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد قلم‌به‌دست شدیم و زبان درآوردیم 👈 آقای سعید بیابانکی؛ ۱۳۹۴/۴/۱۰ 📲 @khamenei_poems
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 به مناسبت سالگرد عملیات و ایام شهادت ✍️ ماهیان دست‌بسته در آبند... ▪️از تب و تاب صبح بی‌تابند ماه کامل مراد مهتابن ▪️مثل سلمان، عزیز خطۀ پارس عین عمار، مثل اصحابند ▪️گاه وقف حرم، مدافع نور گاه خلوت‌نشین محرابند ▪️گاه مثل فداییان جوان نبض ممتدّ نام نوابند ▪️جامی از جوهر و جواهر ناب ثروتی ماندگار و نایابند ▪️نه غم از چشم‌هایشان پیداست نه توان گفت مست و شادابند ▪️ماهیانی به نور آغشته فارغ از اضطراب قلابند ▪️آه دریا مگر نمی‌بینی ماهیان دست‌بسته در آبند ▪️قدرت عشق برتر از عقل است شهدا آیه‌های اعجابند ▪️پاسداری وجود می‌خواهد شهدا شعله‌ای جهان‌تابند ▪️آسمانی عمیق و مهرآیین شهدا روشنای آدابند ▪️خواب دیدم ستاره می‌بارد گرچه دلدادگان نمی‌خوابند ▪️میهن من سرای ایمان است مردمش تا همیشه می‌تابند ▪️چشم بد دور، قهرمانانش واقعاً با شکوه و جذابند 👈 خانم ونوس جامی‌پور؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ 📲 @khamenei_poems
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ پرواز شدند و پر گشودند به عرش 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مصطفی محدثی خراسانی درباره در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات منتشر می‌کند: ▪️از چنبر نفس رسته بودند آن‌ها بُتها همه را شکسته بودند آن‌ها ▪️پرواز شدند و پر گشودند به عرش هرچند که دست‌بسته بودند آن‌ها 👈 آقای مصطفی محدثی خراسانی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ 📲 @khamenei_poems
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️  قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت... 👈 گذرانِ شعرخوانی آقای مرتضی امیری اسفندقه در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳ 📱 مجموعه‌ای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمه‌ی رمضان که یکشنبه‌ها در «امین» منتشر می‌شود... ▫️آن باد که آغشته به بوی نفس توست از کوچۀ ما کاش گذر داشته باشد 🗓 سال ۱۳۸۳ ▫️نشست و گفت کجا می‌رویم ما یارا سفر برادر من می‌برد کجا ما را؟ 🗓سال ۱۳۸۷ ▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان تزوير را به تخت به زور زر آورند 🗓سال ۱۳۸۸ ▫️نه یوسفم هر آینه نه رستمم یقین در راه من به حیله چرا چاه می‌کنند 🗓سال ۱۳۹۱ ▫️می‌خواهم از خدا که هزاران هزار سال ای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان! 🗓سال ۱۳۹۲ ▫️ کم‌کم بدل به قلعۀ متروکه می‌شود شهری که کوچه‌هاش به نام شهید نیست 🗓سال ۱۳۹۴ ▫️قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت در دست خود کلیدِ درهای باز دارم 🗓سال ۱۳۹۷ ▫️چون رود امیدوارم بی تاب و بی قرارم من می‌روم سوی دریا جای قرار من و تو 🗓 سال ۱۳۹۸ 📲 @khamenei_poems
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ از حکمت فردوسی تا معنویت حافظ و سعدی؛ ✏️ اشاره رهبر انقلاب به سرمایه‌ی معنوی شعر فارسی 🗓 ، بخش‌هایی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره زبان و ادبیات فارسی 📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند 🌷 مگذار در تو اجنبيان سر برآورند 📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانه‌ی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مرتضی امیری اسفندقه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ خواند، به مناسبت سالروز ۸۸ منتشر می‌کند: ▫️ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند مگذار در تو اجنبيان سر برآورند ▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان تزوير را به تخت به زور زر آورند ▫️چيزي نمانده است كه فرزندهاي تو از بس شلوغ حوصله‌ات را سرآورند ▫️يك هفته است زخمي رعب و رقابتي در تو مباد حمله به يكديگر آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و سخت در تو مباد حمله به همسنگر آورند ▫️با دست دوستي نكند راويان فتح از آستين خويش برون خنجر آورند ▫️فرزانگان شيفتۀ خدمتت مباد تشنه‌ي مقام، بازي قدرت در‌آورند ▫️گزليك مي‌دهند به دست منافقان از پشت سر مباد كه خيره سرآورند ▫️افتاده‌اند سخت به جان هم و تو را چيزي نمانده است به بام و در آورند ▫️تا حل كنند مشكل آسان خويش را چيزي نمانده اجنبي‌‌ داور آورند ▫️وجدان بس است، داور ايراني نجيب شاهد نياز نيست كه در محضر آورند ▫️در تو براي هم ‌وطن مرد من! مخواه ياران روزهاي خطر لشكر آورند ▫️بردار و در كليله و دمنه بخوان، مباد در تو به جاي شير، شغالِ گر آورند ▫️در تو مباد مكر شغال و صداي گاو همسر شوند و حمله به شير نر آورند ▫️نه... نه... مباد! باز امير كبير من! بهر گشودن رگ تو، نشتر آورند ▫️نادر حكايتي‌ست مبادا كه بر سرت ياران بلاي حملۀ اسكندر آورند ▫️ساكت نشسته‌اي وطن من سخن بگو چيزي نمانده حرف برايت درآورند ▫️در تو مباد جاي بدن‌هاي نازنين از آتش مناظره خاكستر آورند ▫️نه... نه... مباد مغز جوانان خوراك جنگ فرمان بده كه كاوۀ آهنگر آورند ▫️پاي پياده در سفر رزم اشكبوس فرمان بده كه رستم نام‌آور آورند ▫️سيمرغ را خبر كن و با موبدان بگو تا چاره‌اي به دست بيايد، پر آورند ▫️با اين يكي بگو كه خودت را نشان بده خارت مباد در نظر و منظر آورند ▫️با آن دگر بگو سر جاي خودت نشين كاري مكن كه حمله بر اين كشور آورند ▫️همسنگران به جان هم افتاده‌اند و گرم تا نان براي مردم ناباور آورند ▫️مردم كه آمدند به اعجاز رأي خويش از لجّه‌هاي رنگ برون گوهر آورند ▫️ايران من! بلند بگو، ها! بگو... بگو... مردم نيامدند كه چشم تر آورند ▫️مردم نيامدند كه بر روي دست‌ها از حجم سبز، دسته‌گل پرپر آورند ▫️مردم نيامدند كه از انفجار سرخ از خون عاشقان وطن ساغر آورند ▫️مردم نيامدند خدا را عوض كنند مردم نيامدند كه پيغمبر آورند ▫️مردم نيامدند دو دسته شوند و باز حمله به هم به دمدمه سر تا سر آورند ▫️مردم نيامدند بلاشك تلف شوند مردم نيامدند يقين تَسخر آورند ▫️مردم كه هر هميشه فرودست بوده‌اند تا بر فراز دست يكي سرور آورند ▫️كوزه‌گران كوزه‌شكسته كه قادرند با يك كرشمه، كوزه و كوزه‌گر آورند ▫️مردم نخواستند كه از فتح سومنات با خود ولو حلال، زن و زيور آورند ▫️مردم نخواستند به بزم مفاخره هميان نقره، خلطۀ سيم و زر آورند ▫️مردم نخواستند بساطي به هم زنند مردم نخواستند كه نامي برآورند ▫️مردم كه پاسدار شكست و درستي‌اند ناظر به هر چه خير و به هر چه شر آورند ▫️مردم كه داوران كهنسال و كاهنند نه مهره‌هاي پوچ كه در ششدر آورند ▫️مردم كه آمدند كتاب و كلاس را از پايتخت جانب آبيدر آورند ▫️مردم كه آمدند چراغ اميد را در ظلمت شبانه به هر معبر آورند ▫️مردم كه آمدند كه ايران پاك را بار دگر به نطق سر منبر آورند ▫️مردم كه فوتشان سخن و فنّشان غم است مردم كه آمدند سخن‌گستر آورند ▫️مردم كه هيچشان هنري غير عشق نيست مردم كه آمدند هنرپرور آورند ▫️ايران من! قصيده برايت سروده‌ام با شاعران بگوي از اين بهتر آورند ▫️بستم به بال باد و سپردم به ابرها از تو خبر براي منِ مضطر آورند ▫️تكرار شد اگر به دو سه بيت قافيه فرمان بده قصيدگكي ديگر آورند ▫️آيينۀ تمام قد عشق! پيش تو ياران چگونه سر زخجالت برآورند؟ ▫️اين شاخه‌هاي سر به درِ ريشه در خزان در محضر بهار چه برگ و بر آورند؟ ▫️نامحرمان خلوت انس تو با چه رو ايران من دوباره تو را در بر آورند؟ ▫️من عاشقانه شاعرم و شاعر وطن بيرون مرا مخواه كه از چنبر آورند ▫️اسفندم و به پاي تو بي‌تاب سوختن چشم بد از تو دور! بگو مجمر آورند ▫️من رأي داده‌ام به تو و مي‌دهم به تو از كاسه، چشم‌هاي مرا گر درآورند 👈 آقای مرتضی امیری اسفندقه؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ 📲 @khamenei_poems
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈 به مناسبت سالروز ۸۸ ✍️ ز چهره‌های منافق نقاب برداريد... ▫️ز چشمِ بسته هلا مُهر خواب برداريد به دفع فتنه قدم با شتاب برداريد ▫️سپاه تفرقه بر طبل اتّحاد زده‌ست ز پيش چشم جهان‌بين، حجاب برداريد ▫️به نورِ بينشِ خورشيدِ رهبري آنك ز چهره‌هاي منافق نقاب برداريد ▫️گذار ما به بيابان شور خواهد بود هلا ز چشمۀ ايثار آب برداريد ▫️در اين مراجعه با درد و داغ هم‌سفريم به قدر تُنگِ كفايت شراب برداريد ▫️به‌راستی كه در اين استقامت خونين مباد يك سر مو پيچ و تاب برداريد ▫️به پشتوانۀ تعقيب تا شناسايي چراغ شب‌شكن آفتاب برداريد ▫️بس است لحظه‌شماری، به نامِ عدل علي نقاب از رخ روز حساب برداريد ▫️جُويی زيان نرساند به احتياط اگر در اين محاكمه دار و طناب برداريد ▫️به موج‌خانۀ درياي انقلاب آنك قدم گذاشته چندين حباب برداريد ▫️به اهل فتنه بگوييد با صداي بلند خيال بود كه آب از سراب برداريد ▫️فلات نور چراگاه گاوِ شيطان نيست طمع ز مزرعۀ‌ انقلاب برداريد ▫️ز چشم اگر نستانيد خواب را، فردا سر بريده ز بالين خواب برداريد 👈آقای قادر طهماسبی(فرید)؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ 📲 @khamenei_poems