5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت
👈 چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم...
📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانهی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای سعید بیابانکی درباره #شهدای_غواص در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۹۴ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات #کربلای_چهار منتشر میکند:
▪️میان خاک سر از آسمان درآوردیم
چقدر قمری بیآشیان درآوردیم
▪️وجبوجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطرۀ نیمهجان درآوردیم
▪️چقدر چفیه و پوتین و مُهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان درآوردیم
▪️لبان سوختهات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرماپزان درآوردیم
▪️به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان درآوردیم
▪️به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت
چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم
▪️چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم
▪️شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم، نان درآوردیم
▪️برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان درآوردیم
▪️به بازیاش نگرفتند و ما چه بازیها
برای این سر بیخانمان درآوردیم
▪️و آبهای جهان تا از آسیاب افتاد
قلمبهدست شدیم و زبان درآوردیم
👈 آقای سعید بیابانکی؛ ۱۳۹۴/۴/۱۰
📲 @khamenei_poems
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣 به مناسبت سالگرد عملیات #کربلای_چهار و ایام شهادت #شهدای_غواص
✍️ ماهیان دستبسته در آبند...
▪️از تب و تاب صبح بیتابند
ماه کامل مراد مهتابن
▪️مثل سلمان، عزیز خطۀ پارس
عین عمار، مثل اصحابند
▪️گاه وقف حرم، مدافع نور
گاه خلوتنشین محرابند
▪️گاه مثل فداییان جوان
نبض ممتدّ نام نوابند
▪️جامی از جوهر و جواهر ناب
ثروتی ماندگار و نایابند
▪️نه غم از چشمهایشان پیداست
نه توان گفت مست و شادابند
▪️ماهیانی به نور آغشته
فارغ از اضطراب قلابند
▪️آه دریا مگر نمیبینی
ماهیان دستبسته در آبند
▪️قدرت عشق برتر از عقل است
شهدا آیههای اعجابند
▪️پاسداری وجود میخواهد
شهدا شعلهای جهانتابند
▪️آسمانی عمیق و مهرآیین
شهدا روشنای آدابند
▪️خواب دیدم ستاره میبارد
گرچه دلدادگان نمیخوابند
▪️میهن من سرای ایمان است
مردمش تا همیشه میتابند
▪️چشم بد دور، قهرمانانش
واقعاً با شکوه و جذابند
👈 خانم ونوس جامیپور؛ ۱۴۰۲/۰۱/۱۶
📲 @khamenei_poems
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ پرواز شدند و پر گشودند به عرش
📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانهی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مصطفی محدثی خراسانی درباره #شهدای_غواص در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۴۰۳ خواند، به مناسبت سالگرد عملیات #کربلای_چهار منتشر میکند:
▪️از چنبر نفس رسته بودند آنها
بُتها همه را شکسته بودند آنها
▪️پرواز شدند و پر گشودند به عرش
هرچند که دستبسته بودند آنها
👈 آقای مصطفی محدثی خراسانی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶
📲 @khamenei_poems
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت...
👈 گذرانِ شعرخوانی آقای مرتضی امیری اسفندقه در حضور رهبر انقلاب از سال ۱۳۸۳
📱 #گذران مجموعهای است با هدف مرور حضور و شعرخوانی شاعران در دیدارهای نیمهی رمضان که یکشنبهها در «امین» منتشر میشود...
▫️آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچۀ ما کاش گذر داشته باشد
🗓 سال ۱۳۸۳
▫️نشست و گفت کجا میرویم ما یارا
سفر برادر من میبرد کجا ما را؟
🗓سال ۱۳۸۷
▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان
تزوير را به تخت به زور زر آورند
🗓سال ۱۳۸۸
▫️نه یوسفم هر آینه نه رستمم یقین
در راه من به حیله چرا چاه میکنند
🗓سال ۱۳۹۱
▫️میخواهم از خدا که هزاران هزار سال
ای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان!
🗓سال ۱۳۹۲
▫️ کمکم بدل به قلعۀ متروکه میشود
شهری که کوچههاش به نام شهید نیست
🗓سال ۱۳۹۴
▫️قفلی نمانده باقی در سایۀ عنایت
در دست خود کلیدِ درهای باز دارم
🗓سال ۱۳۹۷
▫️چون رود امیدوارم بی تاب و بی قرارم
من میروم سوی دریا جای قرار من و تو
🗓 سال ۱۳۹۸
📲 @khamenei_poems
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ از حکمت فردوسی تا معنویت حافظ و سعدی؛
✏️ اشاره رهبر انقلاب به سرمایهی معنوی شعر فارسی
🗓 #امین، بخشهایی از بیانات حضرت آیتالله خامنهای درباره زبان و ادبیات فارسی
📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند
🌷 مگذار در تو اجنبيان سر برآورند
📣 بخش «امین» شعر و ادب فارسی رسانهی KHAMENEI.IR، شعری را که آقای مرتضی امیری اسفندقه در دیدار شاعران با رهبر انقلاب در سال ۱۳۸۸ خواند، به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸ منتشر میکند:
▫️ايران من! بلات مَهِل بر سر آورند
مگذار در تو اجنبيان سر برآورند
▫️در تو مباد! ميهن مستان و راستان
تزوير را به تخت به زور زر آورند
▫️چيزي نمانده است كه فرزندهاي تو
از بس شلوغ حوصلهات را سرآورند
▫️يك هفته است زخمي رعب و رقابتي
در تو مباد حمله به يكديگر آورند
▫️همسنگران به جان هم افتادهاند و سخت
در تو مباد حمله به همسنگر آورند
▫️با دست دوستي نكند راويان فتح
از آستين خويش برون خنجر آورند
▫️فرزانگان شيفتۀ خدمتت مباد
تشنهي مقام، بازي قدرت درآورند
▫️گزليك ميدهند به دست منافقان
از پشت سر مباد كه خيره سرآورند
▫️افتادهاند سخت به جان هم و تو را
چيزي نمانده است به بام و در آورند
▫️تا حل كنند مشكل آسان خويش را
چيزي نمانده اجنبي داور آورند
▫️وجدان بس است، داور ايراني نجيب
شاهد نياز نيست كه در محضر آورند
▫️در تو براي هم وطن مرد من! مخواه
ياران روزهاي خطر لشكر آورند
▫️بردار و در كليله و دمنه بخوان، مباد
در تو به جاي شير، شغالِ گر آورند
▫️در تو مباد مكر شغال و صداي گاو
همسر شوند و حمله به شير نر آورند
▫️نه... نه... مباد! باز امير كبير من!
بهر گشودن رگ تو، نشتر آورند
▫️نادر حكايتيست مبادا كه بر سرت
ياران بلاي حملۀ اسكندر آورند
▫️ساكت نشستهاي وطن من سخن بگو
چيزي نمانده حرف برايت درآورند
▫️در تو مباد جاي بدنهاي نازنين
از آتش مناظره خاكستر آورند
▫️نه... نه... مباد مغز جوانان خوراك جنگ
فرمان بده كه كاوۀ آهنگر آورند
▫️پاي پياده در سفر رزم اشكبوس
فرمان بده كه رستم نامآور آورند
▫️سيمرغ را خبر كن و با موبدان بگو
تا چارهاي به دست بيايد، پر آورند
▫️با اين يكي بگو كه خودت را نشان بده
خارت مباد در نظر و منظر آورند
▫️با آن دگر بگو سر جاي خودت نشين
كاري مكن كه حمله بر اين كشور آورند
▫️همسنگران به جان هم افتادهاند و گرم
تا نان براي مردم ناباور آورند
▫️مردم كه آمدند به اعجاز رأي خويش
از لجّههاي رنگ برون گوهر آورند
▫️ايران من! بلند بگو، ها! بگو... بگو...
مردم نيامدند كه چشم تر آورند
▫️مردم نيامدند كه بر روي دستها
از حجم سبز، دستهگل پرپر آورند
▫️مردم نيامدند كه از انفجار سرخ
از خون عاشقان وطن ساغر آورند
▫️مردم نيامدند خدا را عوض كنند
مردم نيامدند كه پيغمبر آورند
▫️مردم نيامدند دو دسته شوند و باز
حمله به هم به دمدمه سر تا سر آورند
▫️مردم نيامدند بلاشك تلف شوند
مردم نيامدند يقين تَسخر آورند
▫️مردم كه هر هميشه فرودست بودهاند
تا بر فراز دست يكي سرور آورند
▫️كوزهگران كوزهشكسته كه قادرند
با يك كرشمه، كوزه و كوزهگر آورند
▫️مردم نخواستند كه از فتح سومنات
با خود ولو حلال، زن و زيور آورند
▫️مردم نخواستند به بزم مفاخره
هميان نقره، خلطۀ سيم و زر آورند
▫️مردم نخواستند بساطي به هم زنند
مردم نخواستند كه نامي برآورند
▫️مردم كه پاسدار شكست و درستياند
ناظر به هر چه خير و به هر چه شر آورند
▫️مردم كه داوران كهنسال و كاهنند
نه مهرههاي پوچ كه در ششدر آورند
▫️مردم كه آمدند كتاب و كلاس را
از پايتخت جانب آبيدر آورند
▫️مردم كه آمدند چراغ اميد را
در ظلمت شبانه به هر معبر آورند
▫️مردم كه آمدند كه ايران پاك را
بار دگر به نطق سر منبر آورند
▫️مردم كه فوتشان سخن و فنّشان غم است
مردم كه آمدند سخنگستر آورند
▫️مردم كه هيچشان هنري غير عشق نيست
مردم كه آمدند هنرپرور آورند
▫️ايران من! قصيده برايت سرودهام
با شاعران بگوي از اين بهتر آورند
▫️بستم به بال باد و سپردم به ابرها
از تو خبر براي منِ مضطر آورند
▫️تكرار شد اگر به دو سه بيت قافيه
فرمان بده قصيدگكي ديگر آورند
▫️آيينۀ تمام قد عشق! پيش تو
ياران چگونه سر زخجالت برآورند؟
▫️اين شاخههاي سر به درِ ريشه در خزان
در محضر بهار چه برگ و بر آورند؟
▫️نامحرمان خلوت انس تو با چه رو
ايران من دوباره تو را در بر آورند؟
▫️من عاشقانه شاعرم و شاعر وطن
بيرون مرا مخواه كه از چنبر آورند
▫️اسفندم و به پاي تو بيتاب سوختن
چشم بد از تو دور! بگو مجمر آورند
▫️من رأي دادهام به تو و ميدهم به تو
از كاسه، چشمهاي مرا گر درآورند
👈 آقای مرتضی امیری اسفندقه؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴
📲 @khamenei_poems
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈 به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸
✍️ ز چهرههای منافق نقاب برداريد...
▫️ز چشمِ بسته هلا مُهر خواب برداريد
به دفع فتنه قدم با شتاب برداريد
▫️سپاه تفرقه بر طبل اتّحاد زدهست
ز پيش چشم جهانبين، حجاب برداريد
▫️به نورِ بينشِ خورشيدِ رهبري آنك
ز چهرههاي منافق نقاب برداريد
▫️گذار ما به بيابان شور خواهد بود
هلا ز چشمۀ ايثار آب برداريد
▫️در اين مراجعه با درد و داغ همسفريم
به قدر تُنگِ كفايت شراب برداريد
▫️بهراستی كه در اين استقامت خونين
مباد يك سر مو پيچ و تاب برداريد
▫️به پشتوانۀ تعقيب تا شناسايي
چراغ شبشكن آفتاب برداريد
▫️بس است لحظهشماری، به نامِ عدل علي
نقاب از رخ روز حساب برداريد
▫️جُويی زيان نرساند به احتياط اگر
در اين محاكمه دار و طناب برداريد
▫️به موجخانۀ درياي انقلاب آنك
قدم گذاشته چندين حباب برداريد
▫️به اهل فتنه بگوييد با صداي بلند
خيال بود كه آب از سراب برداريد
▫️فلات نور چراگاه گاوِ شيطان نيست
طمع ز مزرعۀ انقلاب برداريد
▫️ز چشم اگر نستانيد خواب را، فردا
سر بريده ز بالين خواب برداريد
👈آقای قادر طهماسبی(فرید)؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴
📲 @khamenei_poems
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👈 به مناسبت سالروز #حماسه_۹دی ۸۸
✍️ فتنه شاید در صفِ صِفّین میجنگیده روزی...
▫️فتنه شاید، روزگاری اهلِ ایمان بوده باشد
آه... این ابلیس شاید، روزی انسان بوده باشد
▫️فتنه شاید، در لباسِ میش، گرگی تیزدندان
در لباسی تازه شاید، فتنه چوپان بوده باشد
▫️فتنه شاید، کُنجِ پستوی کسی... لای کتابی...
فتنه لازم نیست حتما در خیابان بوده باشد
▫️فتنه شاید در صفِ صِفّین میجنگیده روزی
فتنه شاید در زمانِ شاه، زندان بوده باشد!
▫️فتنه شاید با امام از کودکی همسایه بوده
یا که در طیّارۀ پاریستهران بوده باشد
▫️فتنه شاید تابی از زُلفِ پریشانِ نگاری
فتنه شاید خوابی از آن چشم فتّان بوده باشد
▫️فتنه شاید اینکه دارد شعر میخواند برایت...
وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد
▫️ذرّهای بر دامنِ اسلام ننشیند غباری
نامسلمانی اگر همنامِ سلمان بوده باشد
▫️دورۀ فتنهست آری، میشناسد فتنهها را
آنکه در این کربلا عبّاس دوران بوده باشد
▫️فتنه خشک و تر نمیداند، خدایا وقت رفتن
کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد
👈 آقای مهدی جهاندار؛ ۱۳۹۶/۰۳/۲۰
📲 @khamenei_poems
«امین»
✍️ درباره درخشش حضرت امام جواد علیهالسلام در مجلس علمی برپاشده از سوی مأمون
▫️مجلسی علمی بياراييد
گفت با درباريان مأمون
هر چه دانشمند از هر جا كه بتوانيد گرد آريد
وآنگه او، يعنی امام شيعيان، ابنالرّضا،
آن كودك نُهساله را
در صدر آن مجلس فرا داريد!
▫️پرسشی فقهی از او دانشوری پرسد كه درمانَد
كودكی از دانش فقهی چه میداند؟
من يقين دارم كه نتواند
او ميان جمع از پاسخ فرو ماند
مجلس از دانشوران پر بود
هر كسی بنشسته بود آنجا كه او را نيک درخور بود
در كنار تختِ مأمون، جايگاه برترين دانشور دينی
در دگر سو، جای آن خورشيد كوچک
جای آن كودک
سوی آن گر اندكی گردن بيفرازی
چهرهاش را نيز میبينی
چهرهای رخشنده و روشن
در نگاهش موجی آرام است و پُرژرفاست
گويی آن چشمان او درياست
پرتو مهتابی و كمرنگ يک لبخند
در نگاه و در تبسّم، چشم و لب را میدهد پيوند
كودک است امّا...
صولت نوباوگان شيرها با اوست
كوچک است امّا...
قدرت انديشگی چون پيرها با اوست
چون اشارت كرد مأمون
كرد آغازِ سخن، دانشور برتر
پيری از هفتاد افزونتر
شايد اندک بيش، اندک كم
نام او «يحيای بِن اَكثَم!»
رخصتی دِه تا بپرسم از تو اي فرزند پيغمبر!
پرسشی در نزد اين مردان دانشور
▫️آن امام راستان فرمود:
«آنچه خواهی پرس.»
گفت مرد آيا شكار اندر حرم را حكم فقهی چيست؟
چون كس آنجا افكند تيری،
گر شكاری كشت،
هيچ او را هست تدبيری؟
آن امام پاکجان پرسيد:
او مُحِل بودهست يا مُحرم؟
اهل دانش بوده يا نادان؟
تير را عمدا فكنده يا خطا كردهست؟
روز بوده يا به شب كاين ماجرا كردهست؟
آن چه را او كشت...
بچّهحيوان بود يا حيوان كامل بود؟
آن كه صيد افكند كودک بود يا انسان عاقل بود؟
نيز آيا او بُوَد بنده؟
يا كه آزاد است و خادم نيست؟
او ز كار خود پشيمان است؟
يا كه نادم نيست؟
كار او صيد است؟
يا شكارش از سر شوق و تفنّن بود؟
وآنچه كرد آيا به احرام خود اندر عمره يا حج تمتّع بود؟
هر يک از اينها كه پرسيدم حدود بيست...
در سؤالت نيست!
▫️گر به واقع حكم حق را از سؤال خويش میجويی
خود بگو با من، ميان اين همه آيا سؤالت چيست؟
تا بگويم پاسخت را در خور هر يک كه میگويی
بهت بیفرجام آن پرسنده و مأمون و مجلس را
بعد از اين گفتار میدانی؟
من چه گويم آن چه را خود زين روايت بازمیخوانی؟
🗓 به مناسبت سالروز ولادت امام جواد علیهالسلام
🖼آقای سیدعلی موسوی گرمارودی؛ ۱۳۸۸/۶/۱۴ | مشاهده در سایت
✍️«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیتالله خامنهای
💻 Farsi.Khamenei.ir