eitaa logo
«امین»
12.1هزار دنبال‌کننده
34 عکس
131 ویدیو
0 فایل
«امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
«امین»
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ خواستم مثل کبوتر بپرم یادت هست؟... ▫️رفته بودیم شبی سمت حرم، یادت هست؟ خواستم مثل کبوتر بپرم یادت هست؟ ▫️توی این عکس به‌جامانده عصا دستم نیست پیش از آن حادثه پای دگرم یادت هست؟ ▫️رنگ و رو رفته‌ترین تاقچۀ خانۀ‌مان مهر و تسبیح و کتاب پدرم یادت هست؟ ▫️خانۀ کوچکمان گاهکلی بود، جنون... در همان خانه شبی زد به سرم، یادت هست؟ ▫️قصد کردم که بگیرم نفس دشمن را و جگرگاه ستم را بدرم، یادت هست؟ ▫️خواهر کوچک من تند قدم برمی‌داشت گریه می‌کرد که او را ببرم، یادت هست؟ ▫️گریه می‌کرد، در آن لحظه عروسک می‌خواست قول دادم که برایش بخرم، یادت هست؟ ▫️راستی شاعر همسنگرمان! اسمش بود... اسم او رفته چه حیف از نظرم، یادت هست؟ ▫️ شعرهایش همه از جنس کبوتر... باران... دیرگاهی‌ست از او بی‌خبرم، یادت هست؟ ▫️ آن شب شوم، شب مرده، شب دردانگیز آن شب شوم که خون شد جگرم یادت هست؟ ▫️ توی اروند در آن نیمۀ شب با قایق چارده‌ساله «علی» همسفرم یادت هست؟ ▫️ ناله‌ای کرد و به یک باره به اروند افتاد بعد از آن حادثه خم شد کمرم، یادت هست ▫️ سرخ شد چهرۀ اروند و تلاطم می‌کرد جستجوهای غم‌انگیزترم یادت هست؟ ▫️ مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود بسته‌ای داد برایش ببرم یادت هست؟ ▫️ بعد یک ماه همان کوچه... همان مادر بود... ضجه‌های پسرم... هی پسرم... یادت هست؟ ▫️ چارده سال از آن حادثه‌ها می‌گذرد چارده سال چه آمد به سرم یادت هست؟ ▫️ توی این صفحه به این عکس کمی دقت کن توی صف از همه دنبال‌ترم، یادت هست؟ ▫️ لحظه‌ای بود که از دسته جدا افتادم لحظۀ بعد که بی‌بال و پرم یادت هست؟ ▫️ اتفاقی که مرا خانه‌نشین کرد افتاد و نشد مثل کبوتر بپرم، یادت هست؟ 👈 آقای خدابخش صفادل؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم... ▫️میان خاک سر از آسمان درآوردیم چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم ▫️وجب‌وجب تن این خاک مرده را کندیم چقدر خاطرۀ نیمه‌جان درآوردیم ▫️چقدر چفیه و پوتین و مُهر و انگشتر چقدر آینه و شمعدان درآوردیم ▫️لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاک درست موسم خرماپزان درآوردیم ▫️به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم عجیب بود که آتشفشان درآوردیم ▫️به حیرتیم که ای خاک پیرِ بابرکت چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم ▫️چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم ▫️شما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط ترانه سرودیم، نان درآوردیم ▫️برای این که بگوییم با شما بودیم چقدر از خودمان داستان درآوردیم ▫️به بازی‌اش نگرفتند و ما چه بازی‌ها برای این سر بی‌خانمان درآوردیم ▫️و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد قلم‌به‌دست شدیم و زبان درآوردیم 👈 آقای سعید بیابانکی؛ ۱۳۹۴/۰۴/۱۰ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
«امین»
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ «به یادم آورد تو آخرین لحظه پلاکت را دست من داده‌ای!» ▫️نمی‌دانم چه خواهد نوشت مداد ممتد این شاعری که شروع کرده از دردهای من بنویسد اما هزار پنجشنبه از ما می‌گذرد و ما هنوز داریم از توی یک طاقچه، از توی یک قاب با بچه‌هایمان حرف می‌زنیم و از آن‌ها انتظار داریم سرشان را بالا بگیرند بی آنکه بالای سرشان باشیم ▫️تو هنوز منتظر هستی در کاروانی از عود و تابوت شهر به شهر بگردی و به روستایت برگردی و من به خیال خودم از سر در یک مدرسه در محلۀ خودمان از بچه‌ها انتظار دارم که جدول ضرب را با ضربان قلب‌های ما از بر کنند ▫️ اگر به ستاره‌هایشان برنمی‌خورد یا از هتل‌های چندستاره کم نمی‌شود دلم هوای مسافرخانه‌های هزارستارۀ آنجا را کرده است که حتی حالمان را هم صلواتی می‌گرفتند ▫️ من که نماندم اما حمزه می‌گفت بعد از ابراهیم به نقشه‌های او وفادار ماندیم و جغرافیای جهان را دست‌نخورده نگاه داشتیم؛ حمزه می‌گفت! کاش می‌شد از توی این قاب‌ها و خواب‌ها بیرون می‌آمدیم تو دوباره دیده‌بان می‌شدی و من با آن بیسیم پر سر و صدا خودم را دنبال ابراهیم می‌کشیدم ▫️ من که نماندم؛ اما حمزه می‌گفت بعد از ابراهیم به نقشه‌های مچالۀ او وفادار ماندیم و جغرافیای جهان را دست‌نخورده نگاه داشتیم ▫️ حمزه می‌گفت! یکی از همین پنجشنبه‌هایی که گلبارانمان می‌کنند شانه به شانۀ عصایش آمده بود و با دردهاش دردهام را از یادم برد و به یادم آورد تو آخرین لحظه پلاکت را دست من داده‌ای ▫️ چه می‌دانم... شاید دادم همین شاعری که دارد از ما می‌نویسد به خانواده‌ات، کسی، جایی برساند اما اول باید مطمئن شوم همۀ حرف‌هایم را درست برایت نوشته است حتی اگر همۀ آن‌ها را نفهمیده باشد 👈 آقای سیدمحمدامین جعفری حسینی؛ ۱۳۸۴/۰۷/۲۷ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ «اندك‌اندك عاشقان رفتند، اندك‌اندك عشق تنها ماند!» ▫️ديگر آن شب‌ها نمي‌آيند، لحظه‌هاي از خدا سرشار مردهاي كربلاي پنج، دردهاي كربلاي چار ▫️بعد از آن مردان پولادين، مانده بر دوشم سري سنگين زير پايم شد زمين خالي، آسمان شد بر سرم آوار ▫️اندك‌اندك عاشقان رفتند، اندك‌اندك عشق تنها ماند كم‌كم اين دل هم ز پا افتاد، كم‌كم اين آيينه شد زنگار ▫️شعله‌شعله آتشي جان‌سوز، مي‌چكد بر سينه‌ام امروز بستۀ دنيايم اين دنيا، خستۀ تكرارم اين تكرار ▫️يك شلمچه خسته‌ام از خود، چند فكّه غرق اندوهم اين همه آوار را اي درد! يك سحر از شانه‌ام بردار 👈 آقای عبدالرحیم سعید راد؛ ۱۳۸۸/۰۶/۱۴ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ «دل جزء کوچکی‌ست برای رها شدن!» ▫️اسم شناسنامه‌ایت جابه‌جا شده یک گوشه چسب خورده و جایی جدا شده ▫️اصلا درست نیست که تو دست برده‌ای... اصلا چطور سن تو این گوشه جا شده ▫️حالا بلندقدتر و زیباتر و بزرگ مردی جسور جای تو از عکس پا شده ▫️تو، توی این لباس نظامی... عقاب... نه! یک غنچه بین این همه گل‌های واشده ▫️دل جزء کوچکی‌ست برای رها شدن وقتی که ذره ذره تنت مبتلا شده ▫️دستت منوری شده در بادهای داغ دستی که خسته از قفس شانه‌ها شده ▫️در آخر تشهد مادر خبر رسید جبران چند سال نماز قضا شده ▫️زن‌های خانه کفش تو را جفت می‌کنند پایت اگرچه طعمۀ خمپاره‌ها شده ▫️مردان دِه بر آب روان حجله ساختند دستان خواهران تو غرق حنا شده ▫️حالا شناسنامۀ تو سنگ ساده‌ای‌ست آنجا به نام کوچک تو اکتفا شده ▫️این‌گونه تکه‌های یونیفرم خونی‌ات پرچم برای صلح در این روستا شده 👈 خانم فاطمه قائدی؛ ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ «به شعر گفته‌ام اين دفعه مرد را بكشد!» ▫️به شعر گفته‌ام اين دفعه درد را بكشد هنوز صحنۀ تو در نبرد را بكشد ▫️تو را شبيه غزل يا نه... از غزل بهتر كسي كه زخم در او غنچه كرد را بكشد ▫️تو را كه گرم‌ترين خاطرات ديروزي تمام دل‌خوشي فصل سرد را بكشد ▫️تو را شهيد غزل‌هاي عشق كرده و بعد به نام شعله فقط رنگ زرد را بكشد ▫️خطوط چهرۀ يك آشناي زخم و سكوت به شعر گفته‌ام اين دفعه مرد را بكشد 👈 خانم فاطمه نانی‌زاد؛ ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 به مناسبت هفته دفاع مقدس ✍️ «هر طرف رفت تیر و ترکش بود، پشت عکس پدر پناه گرفت» ▫️چند بالش که چید دور و برش، تخت‌خوابش شبیه سنگر شد دور این سنگر از عروسک‌هاش آن‌قَدَر چید تا که لشگر شد ▫️چند خمپاره با مداد سیاه، چند موشک هم از مقوا ساخت خواست بازی کند ولی کم‌کم‌، جنگ‌ یک جنگ‌ نابرابر شد ▫️موشک آمد خیال تختش را به همین سادگی پریشان کرد دست بر دامن دلِ امنِ چادر گل گلی مادر شد ▫️پابرهنه دوید توی اتاق، روی یک توپ‌ پای او سُر خورد توپ مانند مین عمل کرد و خانه غرق پرِ کبوتر شد ▫️شکل بیسیم کرد دستش را، داد می‌زد: پدر... پدر... دختر پدر از قاب عکس بیرون زد، جنگ آن شب به نفع دختر شد ▫️هر طرف رفت تیر و ترکش بود، پشت عکس پدر پناه گرفت شب او مثل هر شبِ هر سال، باز با خندۀ پدر سر شد 👈 خانم مائده هاشمی؛ ۱۴۰۳/۰۱/۰۶ | مشاهده و دریافت 🖼 ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems
«امین»
📢 ویژه زادروز غزلسرای بزرگ معاصر، زنده‌یاد «حسین منزوی» 👈 «نام من عشق است؛ آیا می‌شناسیدم؟» ✍️ قرائت شعری از مرحوم منزوی درباره امام حسن مجتبی علیه‌السلام 🔹 حسین منزوی غزل‌سُرای بزرگ و جریان‌ساز معاصر، یکم مهرماه سال ۱۳۲۵ در زنجان زاده شد. نخستین دفتر شعرش با نام «حنجرۀ زخمی تغزل» در سال ۱۳۵۰ عرضه شد. منزوی بعد از انتشار این مجموعه به همکاری با گروه «ادب امروز» در رادیو و تلوزیون ملی پرداخت و مسئولیت نویسندگی و اجرای برنامه‌هایی مانند «کتاب روز، یک شعر و یک شاعر، شعر ما و شاعران ما، آیینه و ترازو، کمربند سبز و آیینۀ آدینه» را به‌عهده گرفت. 🔹 همچنین مدتی هم مسئول صفحۀ شعر مجلۀ رودکی و مجلۀ سروش بود. از آثار او می‌توان به عناوینی مانند: «با عشق در حوالی فاجعه، این تُرک پارسی‌گوی، از شوکران و شکر، با سیاوش از آتش، از ترمه و تغزل، حنجرۀ زخمی تغزل و ...» نام برد. زنده‌یاد حسین منزوی در شانزدهم اردی‌یبهشت ۱۳۸۳ به دلیل نارسایی قلبی‌ریوی در تهران درگذشت. ✍️ بخش «امین» شعر و ادبیات فارسی رسانه KHAMENE.IR، به مناسبت زادروز غزلسرای بزرگ معاصر، زنده‌یاد «حسین منزوی»، شعری از وی را که آقای علیرضا قزوه در دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۴ قرائت کردند، تقدیم اهل شعر می‌کند: ▫️از جانب خدای تعالی گُزین شدی آیینه‌دار حُسن جهان‌آفرین شدی ▫️زیبا به خَلق و خُلق و به روی و به موی هم مجموعۀ محاسن روی زمین شدی ▫️گرچه حَسن به معنی زیباست، لیک تو پیشی ز خویش جُستی و زیباترین شدی ▫️بعد از علی به باغ امامت دوم‌گلی در بوستان عصمت اگر چارمین شدی ▫️صلح تو خود مقدمۀ جنگ کربلاست تو رهگشای کوکبۀ شاه دین شدی ▫️علم از نبی گرفته، شکیبایی از امام وآنگاه بر رسول و علی جانشین شدی ▫️ای تابناک‌اختر چرخ ولا!‌ حسن! ای آن که خود به نور ولایت عجین شدی ✍️ «امین»؛ شعر و ادب فارسی به روایت حضرت آیت‌‌الله خامنه‌ای 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 📲@khamenei_poems