eitaa logo
خانه اندیشه‌ورزان
1.4هزار دنبال‌کننده
377 عکس
117 ویدیو
4 فایل
«خانه اندیشه‌ورزان» محلی برای رفت‌و‌آمد، حضور و گفت‌وگوی اندیشه‌ورزان و سیاست‌گذاران کشور است که هدف خود را عمق‌بخشی و رشد جریان‌های اندیشه‌محور و فکریِ حل مسئله در کشور، از طریق حمایت از آن‌ها می‌داند. https://yek.link/khana
مشاهده در ایتا
دانلود
🗒 بلاک‌چینی کردن دلار و تقویت حکمرانی آمریکا در جهان ▪️ یادداشت | سعید اشیری، نویسنده‌ کتاب چندی و چونی بلاک‌چین:_آمریکا برای نجات دلار، در حال بیشترین بهره‌برداری از ظرفیت فناوری بلاک‌چین است؛ دست‌کم در گزارش‌های عمومی، این وضعیت از رشد ۳۰ برابری در ۳ سال گذشته حکایت می‌کند!_ ➖ طبق تصویر بالا، در ۳ سال گذشته، ارزش دارایی‌های واقعی (مثل اوراق قرضه‌ آمریکا، املاک، طلا و…) که وارد شبکه بلاک‌چین شده‌اند، ۳۰ برابر شده و از ۳۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. ➖ دوران استفاده از بلاک‌چین فقط برای "ارزهای دیجیتال معمولی" یا "عکس‌های کلکسیونی" تمام شده و دوران شوخی‌های کودکانه با این فناوری به سر آمده است؛ حالا غول‌های مالی جهان در حال انتقال ثروت واقعی خود به این بستر هستند. ➖ پیشتازی آمریکا: بیشترین سهم این رشد متعلق به اوراق قرضه دولت آمریکا است. این یعنی آمریکایی‌ها با هوشمندی تمام، در حال دیجیتالی کردن «دلار» و «بدهی‌های خود» هستند تا قدرت مالی‌شان را در فضای مجازی هم حفظ کنند. ➖ تغییر قواعد بازی: بلاک‌چین از یک محیط آزمایشی و تفریحی، در حال تبدیل شدن به اتوبان اصلی بانکداری مدرن در کل دنیاست. به زبان خیلی ساده: ۱. جریان قدرت و ثروت بزرگ جهان در حال اسباب‌کشی از گاوصندوق‌های قدیمی به شبکه‌های هوشمند دیجیتال است. ۲. امریکا از آخرین دستاوردهای فناورانه برای توسعه‌ اوراق قرضه‌ خود و تقویت پول/دلار خود استفاده می‌کند. ۳. تقویت پول ملی، یعنی تقویت اقتدار ملی و افزایش حوزه‌ نفوذ و تأثیر جهانی. 🌐خانه اندیشه‌ورزان را در ایتا دنبال کنید @khanahouse
بازار مسکن ایران بدون مدیر است_260515_020941.pdf
حجم: 974.9K
🗒 مسکن در ایران؛ بحرانی با ریشه بی‌متولی ▪️ یادداشت |‌ وحید خاوه‌ای: ➖ سهم مسکن از بودجه عمرانی کشور: ۱٪ ➖ سهم مسکن از هزینه خانوار تهرانی: ۶۰٪ ▫️ این دو آمار، خلاصه یک فاجعه‌ است. در کشوری که بازار مسکن یکی از ارکان اصلی اقتصاد و مردمی‌ترین بخش آن است، دولت نه‌تنها مدیر بازار نیست، که عملاً آن را رها کرده است. نتیجه؛ تورم ساختاری، سفته‌بازی زمین، رکود تولید مسکن مقرون‌به‌صرفه و اجاره‌بهایی که جان مردم را می‌گیرد. ➖ در یادداشتی که به پیوست ارایه شده؛ تاکید می گردد که چرا دولت باید مدیر بازار مسکن شود و راه برون‌رفت از این بن‌بست با پنج گام عملی نشان داده شده است: ۱. بازتعریف نقش دولت به عنوان «مدیر بازار» و اصلاح قوانین تملک اراضی و شهرداری‌ها ۲. تأمین مالی پایدار از طریق صندوق ملی مسکن و اوراق رهنی ۳. ایجاد بازار حرفه‌ای اجاره با واگذاری بلندمدت زمین دولتی ۴. مالیات هوشمند برای مقابله با سفته‌بازی و احتکار ۵. توانمندسازی اقشار کم‌درآمد با یارانه اجاره و وام مسکن اول 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 موتور مذاکره، در ماشین تسلیم کار می‌کند ▪️ مسأله ما | قسمت هشتم | روح‌الله ایزدخواه، نماینده مجلس شورای اسلامی: ➖اگر قرار بود تسلیم شویم، بیست سال پیش دست‌های خود را بالا می‌بردیم و اعلام می‌کردیم که تسلیم هستیم. مگر ژاپن پس از جنگ جهانی دوم تسلیم نشد؟ ➖ به نظر می‌رسد اساساً فناوری مذاکره، در بستر تسلیم شدن معنا پیدا می‌کند؛ یعنی اگر کسی اهل تسلیم شدن باشد، می‌تواند به سراغ مذاکره برود. اما اگر اهل تسلیم شدن نیست، باید این فناوری را کنار بگذارد. 🔗 تماشای برنامه در آپارات 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 پیام راهبردی انتخاب نماینده ایران در چین ▪️ یادداشت | کمیل خجسته: انتخاب رئیس تیم مذاکره کننده ایران با آمریکا به عنوان نماینده ویژه ایران در چین به پیشنهاد رییس‌جمهور و تایید رهبر انقلاب اسلامی، یک پیام راهبردی به آمریکا و جهان است و آن این است که «ایران تصمیمش را گرفته و راهبرد نگاه به شرق در حوزه سیاست خارجی بر ایران حاکم است.»ایران به متحد استراتژیک چین و روسیه تبدیل شده است. این را هم چینی‌ها و هم روس‌ها در عالی‌ترین سطوحشان گفته‌اند. این جمله یک جمله تعارفی نیست. اساساً کسی در روابط بین‌الملل که «قدرت» در آن محور است فرصت تعارف ندارد و حالا قدرت ایران در این دو جنگ تحمیلی اخیر به آن شرکای استراتژیک نشان داد باید برای حفظ منافع ایران تلاش کنند. ➖ همانطور که در سفر ترامپ به چین در موضوع تنگه، خرید نفت و بندرهای تحریمی مواضع چین آشکارا درخواست‌های آمریکا را رد کرد. آن هم در روزی که نفت‌کش‌های چینی با پذیرش قوانین جدید تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شدند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 ضرورت بازتعریف مفهوم جنگ ▪️ به‌روزرسانی وضعیت جنگ | مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی – ۲۷ اردیبهشت‌ماه: واقعیت میدانی ما را به یک نقطه گذار راهبردی رسانده. ما در آستانه ورود به یک مرحله‌ نوین از جنگ هستیم؛ جنگی که اصولاً پایان نیافته بود. آتش‌بس یک‌ماهه اخیر، یک صلح پایدار نبود، بلکه یک وقفه تاکتیکی و بخشی از خودِ جنگ بود؛ هم برای ما و هم برای دشمن. پس دور تازه‌ای از درگیری کاملاً محتمل است. ➖ ️نکته اساسی اما در ضرورت بازنگری مفهوم جنگ نهفته است. اگر تصور ما از جنگ، صرفاً رویارویی و شلیک نظامی باشد، دچار خطای محاسباتی شده‌ایم. این برداشت غلط که «هرگاه تبادل آتش نباشد، صلح برقرار است» خطرناک است. جنگ جدیدی که ما درگیر آنیم، مفهومی بسیار فراتر از درگیری نظامی دارد. بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی در شرایط کنونی، این است که کسی گمان کند جنگ تنها به معنای شلیک نظامی است. ▫️ دشمن یک جعبه ابزار بزرگ از گزینه‌ها را در برابر خود دارد: – درگیری نظامی (که فقط یکی از گزینه‌هاست) – محاصره دریایی – ترور – ضربه به زیرساخت‌ها – عملیات‌های سینمایی و غافلگیرکننده – عملیات در مرز و عمق – ایجاد آشوب‌های مسلحانه ➖ دشمن این گزینه‌ها را دائماً تلفیق و به‌روزرسانی می‌کند تا از ترکیب آن‌ها ضربه بزند. ما نیز متقابلاً سبد گزینه‌های خود را داریم. در چنین فضایی، آتش‌بس یعنی خرید زمان، نه توقف جنگ؛ و مذاکره نیز ابزاری برای مدیریت طرف مقابل در راستای اهداف جنگی است، نه نشانه صلح‌طلبی. ماهیت مرحله جدید: هدف‌گیری تاب‌آوری مردم و محاسبات مسئولین ➖ این جنگ ترکیبی جدید بر دو نقطه کانونی متمرکز است: ۱. تاب‌آوری مردم (بزرگ‌ترین سرمایه ایران) ۲. محاسبات مسئولان (که برخلاف توهم دشمن، اهل سازش نیستند) ➖ دشمن دریافته که همراهی مردم، اساس شکست‌شان بوده. پس حتی اگر ضربه نظامی جدیدی وارد شود، هدف اصلی، هدف گرفتن تاب‌آوری اجتماعی و ایجاد تردید در تصمیم‌گیران مقاوم است. گزینه‌های روی میز دشمن و پاسخ متقابل ما ۱. گزینه نظامی و آرایش جنگی احتمال حمله نظامی بالاست. استقرار تجهیزات آفندی و پدافندی، افزایش پروازهای شناسایی و رزمی منطقه نشانه‌های یک وضعیت آستانه‌ای است. اما ضربه احتمالی، صرف‌نظر از ابعاد فیزیکی، با هدف اثرگذاری بر ذهن مردم و مسئولین طراحی خواهد شد. مهم‌ترین عامل جبران‌کننده، استحکام و انسجام مردم است. اگر اراده ملت بر مقاومت باشد، هر تیمی سر کار باشد راهی جز ایستادگی ندارد. ۲. حمله به زیرساخت‌ها هدف دشمن کاهش تاب‌آوری و تسریع بی‌ثبات‌سازی داخلی است. پاسخ ما از همان ساعات اولیه، حملات متقابل به زیرساخت‌های منطقه خواهد بود. راهبرد «زیرساخت‌زدایی از منطقه» روی میز است. در داخل، پاسخ ملت ایجاد همبستگی ملی، صرفه‌جویی، مواسات و به اشتراک‌گذاری منابع خواهد بود. ۳. جنگ شناختی و تردید محور اصلی این مرحله، جنگ ذهنی و شناختی است. دشمن به دنبال کاشت بذر تردید، یأس و ترس، زیر سؤال بردن فرماندهی، و ترویج اتهام «خیانت» علیه مسئولین کلیدی است. این دقیقاً بازی در زمین دشمن است. امروز هیچ تصمیم کلان راهبردی بدون اشراف و نظارت رهبری گرفته نمی‌شود و متهم کردن تصمیم‌گیران، اقدامی در جهت کاهش تاب‌آوری جامعه است. ▫️ جمع‌بندی و راه پیش‌ رو ➖ آنچه پیش رو داریم، یک نبرد ترکیبی تمام‌عیار است که بخش عظیمی از آن در ذهن‌ها و دل‌ها رقم خواهد خورد. پیروزی در گرو استحکام ذهنی ماست: – انسجام و اعتماد به یکدیگر و مسئولین – تبعیت از فرمان رهبری – مراقبت از تکرار ناخواسته صدای دشمن در داخل ➖ شکست‌های قبلی آمریکا مقابل ایران، مقدمه‌ای برای جسارت قدرت‌هایی چون چین شد. این بار نیز با قوت در میدان و ذهن، صبح پیروزی زودتر از تصور دشمن طلوع خواهد کرد. این پیروزی به نام همین مردمی رقم می‌خورد که امروز در خیابان‌ها نماد مقاومت‌اند. لحظات، سرنوشت‌ساز است و دعای مردم برای تصمیم‌گیران و رزمندگان، ضامن نهایی تحقق وعده الهی پیروزی است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 کاهش ارزش پول ملی از کجا آغاز شد؟ ▪️ یادداشت | مهدی قربانیان: از تقریباً اوایل دهه ۹۰ نوسانات مثبت و منفی اختلاف نرخ ارز رسمی و غیررسمی در بازار ارز نمایان و تا فروردین ۱۴۰۵ صرفاً در کمتر از ۱.۵ سال این اختلاف منفی شد؛ میانگین و بیشترین اختلاف منفی به ترتیب ۱.۴٪ و ۱۲.۷٪ بود. بیش از ۱۳ سال اختلاف مثبت نرخ ارز غیررسمی و رسمی حاکی از رهبری قیمت در بازار غیررسمی دارد. حال آن که در دهه ۸۰، تقریباً این اختلاف صفر بود! ➖ دهه از دست رفته ۹۰، آغاز کارزار فشار مالی آمریکا علیه ایران بود؛ این جنگ مالی که پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ علیه گروهک‌هایی مثل القاعده و کشورهایی مثل کره شمالی آزمون پس داده بود برای ایران نیز به‌کارگرفته شد؛ همانطور که در صفحات ۳۳۳ و ۳۴۲ کتاب «اتاق جنگ در خزانه‌داری آمریکا»، خوان زارارته معاون وقت وزارت خزانه‌داری آمریکا نوشته است: «ایران هدف بعدی ما خواهد بود.‌.. ایالات متحده به اهرمی برای اثرگذاری به محلسبات تهران نیاز دارد.‌‌.. بوش خواهان کمپین فشار مالی به‌منظور جلوگیری از پیشرفت ایران در جهت قدرت هسته‌ای و افزایش شکاف در سیستم ایران بود. هدف نهایی طرح این پرسش در تهران بود که آیا اقدام به برنامه هسته‌ای، ارزش هزینه‌های اقتصادی و انزوا را دارد؟ رئیس‌جمهور برای این تلاش عملیاتی دعا کرد.» ➖ در صفحه ۳۸۹ این کتاب نیز به تأثیرات کارزار فشار مالی علیه ایران اشاره شده است: «در سپتامبر ۲۰۱۰ [شهریور و مهر ۱۳۸۹]، وقتی که امارات متحده عربی معاملات بانکی با ایران را تحریم کرد ارزش ریال ایران حدود ۱۵٪ افت کرد. در تابستان ۲۰۱۲ [۱۳۹۱] ارزش ریال تا ۸۰٪ افت پیدا کرده بود. قیمت کالا در ایران روزانه بسیار افزایش یافت که به توده‌‌ای از مردم فقیر فشار زیادی وارد می‌شد.» ➖ اقتصاد ایران بعد از حدوداً ۱۵ سال از شروع کارزار فشار مالی، همچنان شاهد شوک‌های برون‌زا است؛ اعتراضات بازاریان در دی ۱۴۰۴ به کاهش ارزش پول ملّی از نتایج این جنگ مالی بود که رهبر معظم انقلاب نیز قبل از شهادت در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین (ع) و در سالگرد شهید سلیمانی با فرمودند: «این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است.» 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 ۱۲ نکته درباره ‌سفر ترامپ به چین ▪️ یادداشت | حامد وفایی: ۱. سفر ترامپ به چین که به دعوت شی جین پینگ انجام شد را باید یکی از مهم ترین تحولات روزهای اخیر نظام بین الملل و از منظر ژئوپلیتیک به مثابه تلاش دو قدرت جهانی برای مدیریت رقابت استراتژیک در آستانه درافتادن به «تله توسیدید» بدانیم. ۲. نکته مهم در انجام این سفر در میانه بحران های پیچیده جهانی و «حوادث بی سابقه یک قرن اخیر»، ضرورتی است که طرفین را به سوی تعریف و تثبیت فضایی جدید در مناسبات شان سوق داده که می توان از آن با عنوان «ثبات سازی در رقابت» در چارچوب نظام نوظهور چندقطبی یاد کرد. ۳. این سفر در شرایطی انجام شد که مناسبات چین و آمریکا با «پارادایم شیفتی» مهم که از قضا با ایران ارتباط می یابد مواجه شده که در آن بر خلاف انتظارات و اسناد امنیتی آمریکا، «‌غرب آسیا» و نه «‌جنوب شرق آسیا» هنوز بعنوان هارتلند و نقطه کانونی بازیگری واشنگتن و رقابت قدرت ها مطرح است. ۴. در جریان این سفر تمرکز آمریکا بر سه B شامل: بویینگ، ‌سویا، گوشت گاو؛ و تمرکز چین بر سه T شامل: تایوان، تکنولوژی، تعرفه بوده و بر خلاف مطالبی که در رسانه های ایران مطرح می شود به‌نظر‌ می‌رسد ترامپ و شی در هر شش حوزه یاد شده به پیشرفت‌های قابل‌توجهی دست‌یافته‌اند. ۵. موضوع بسیار مهمی که در جریان این سفر‌ و با راهبری چین انجام شد، تعیین چارچوبی جدید در مناسبات پکن و واشنگتن بود که شی با عنوان «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» از آن یاد کرد و از توافق با ترامپ درباره‌اش سخن گفت. مناسبات چین و آمریکا ازین پس باید در این قالب فهم و تحلیل شود. ۶. مفهوم «رابطه سازنده استراتژیک و پایدار» بین دو قدرت جهانی این است که پکن و واشنگتن نیازی به دوست بودن با هم ندارند اما باید از خارج شدن تنش‌هایشان از کنترل پیش‌گیری نمایند. شی در حضور ترامپ این چارچوب را راهنمای استراتژیک روابط دو‌ کشور در سال‌های آتی توصیف کرد. ۷. از این پس مناسبات چین و آمریکا در سایه چهار اصل زیر قابل تعریف و تحلیل خواهد بود: – همکاری به عنوان قلب روابط – محدود سازی رقابت ها – قابل کنترل سازی اختلافات – و نهایتا چشم‌‌ انداز صلح در مقابل این ۴ اصل می‌کوشد چارچوب یک «رقابت قابل‌کنترل» را بین چین و آمریکا ایجاد نماید. ۸. از نکات مهم در مواضع ترامپ در پکن اعلام علنی و مکرر دعوت از شی برای سفر به آمریکا در ماه سپتامبر بود که با توجه به انقضای آتش بس جنگ تجاری در آن ایام، احتمال توافقات بزرگ مکتوب با چین و نزدیکی به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، حرکتی هوشمندانه بود که نهایتا تایید پکن را نیز گرفت. ۹. اما مسئله ایران و این مذاکرات؛ در حالی که ترامپ سعی داشت نوعی اجماع با پکن در مسئله ‌تنگه، ‌هسته‌ای و فروش تجهیزات نظامی به ایران را القا کند، چین به حمایت بیشتر از ‌مذاکرات صلح (ترغیب ایران به میز مذاکره) و مقابله با بسته شدن پنجره صلح (تحذیر آمریکا از تجاوز مجدد) بسنده کرد. ‌۱۰. برخلاف مطالب منابع داخلی در خصوص احتمال معامله آمریکا و چین بر سر ‌تایوان و ایران، آنچه در این خصوص مدنظر پکن است، نه معامله این دو عامل غیرهم‌وزن با آمریکا که مذاکره در باب «مدیریت بحران منطقه‌ای» و تلاش برای اجماع بر سر مدیریت هم‌زمان دو حوزه ‌غرب آسیا و ‌جنوب شرق آسیا است. ‌۱۱. در جریان این سفر بر خلاف عرف سفرهای این‌چنینی هیچ‌گونه بیانیه مشترکی صادر نشد که از دوجهت قابل توجه است: نخست، ابهام در روزهای پیش رو و دیگر عدم حصول توافق نهایی دو قدرت و همچنان باقی بودن فرصت برای تهران جهت ارائه بسته و چارچوب مورد نظرش درباره «نظم جدید در منطقه» به پکن. ۱۲. و در آخر اینکه هرچند روابط ایران و چین ریشه‌دار و مهم است اما در ژئوپلیتیک امروز نظام بین‌الملل، منافع پایدار در سایه ‌زنجیره‌های تولید و ارزش حرف آخر‌ را می زند و کشورها به میزان اتصال به این زنجیره ها به بازدارندگی دست می‌یابند. تهران باید کار با چین را از این منظر ببیند. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 همکاری منطقه‌ای؛ تنها راهکار برقراری امنیت در خلیج فارس ▪️ یادداشت | مهندس صابر میرزایی: منطقه خلیج فارس در حال حاضر با چالش تعریف یک نظم امنیتی پایدار روبروست که تمامی کشورهای منطقه به آن پایبند باشند تا از این طریق آرامش در منطقه برقرار شود. دلیل اصلی پیچیدگی این چالش، ساختار نامتقارن منطقه است؛ به‌گونه‌ای که حتی اگر کشورها بخواهند صرفاً با یکدیگر مدارا کنند، به دلیل تفاوت در قدرت، امکانات و ظرفیت‌ها، توازن کاملی میان آن‌ها وجود ندارد. چرا تکیه بر قدرت‌های خارجی شکست خورده است؟ ➖ دهه‌هاست که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس امنیت خود را از طریق قدرت‌های فرامنطقه‌ای تأمین کرده‌اند. در گذشته بریتانیا برای این کشورها نوعی نظم امنیتی ایجاد کرده بود و بعد از آن ایالات متحده جایگزین شد. اما تحولات اخیر نشان داده است که شرایط تغییر کرده و این الگو دیگر کارآمد نیست. ➖ آمریکا دیگر تکیه‌گاه قابل اعتمادی تلقی نمی‌شود؛ زیرا امنیت این کشورها را به منافع و هزینه‌های خود گره زده است. حضور قدرت‌های خارجی نه تنها امنیت پایدار ایجاد نمی‌کند، بلکه هزینه‌های امنیتی منطقه را افزایش می‌دهد. آمریکا از سرزمین این کشورها برای اقدام علیه ایران استفاده می‌کند که این امر، آن‌ها را به هدف حملات متقابل تبدیل کرده و درگیر ناامنی می‌کند، و گاهی نیز صرفاً به دفاع مقطعی می‌پردازد. سه سناریو برای آینده امنیت منطقه ➖ برای تعاملات آتی در خلیج فارس، سه وضعیت متصور است: ١. حالت دشمنی کامل: در این وضعیت، کشورها وارد رقابت تسلیحاتی و درگیری می‌شوند که نتیجه‌ای جز تخریب زیرساخت‌ها و از بین رفتن رفاه ندارد. ٢.وضعیت صلح مسلح (نه جنگ، نه صلح): در این حالت، کشورها با وجود عدم درگیری مستقیم، به یکدیگر بی‌اعتمادند و به دنبال تقویت بازدارندگی دفاعی خود هستند. این مدل عملاً شکست‌خورده است، زیرا نه تنها مشکلات فی‌مابین (مانند اختلافات بر سر میادین نفتی مشترک) را حل نمی‌کند، بلکه مانع توسعه و رفاه می‌شود و هر لحظه ممکن است به جنگ ختم شود. ٣. دوستی و همکاری همه‌جانبه: این تنها راهکاری است که در آن منافع جمعی منطقه اولویت می‌یابد. ایجاد همکاری‌های گسترده اقتصادی، صنعتی و امنیتی باعث می‌شود هیچ کشوری حاضر نباشد برای حفظ منافع خود، امنیت منطقه را به خطر اندازد. نتیجه‌گیری: ضرورت رویکرد باز ➖ تنها راهکار واقعی برای برقراری امنیت در خلیج فارس، همکاری منطقه‌ای مستقل است. کشورها باید بین دو گزینه انتخاب کنند: تکیه بر توان داخلی و بازیگران فرامنطقه‌ای (رویکرد بسته و شکست‌خورده) یا همکاری همه‌جانبه با همسایگان (رویکرد باز). با توجه به واقعیت‌های ژئوپلیتیک و قدرت غیرقابل انکار ایران، هرگونه نظم امنیتی بدون حضور ایران ناممکن خواهد بود. بنابراین، ایجاد پیوندهای اقتصادی عمیق که هزینه‌ی درگیری را به شدت بالا ببرد، تنها ضامن ثبات و توسعه در خلیج فارس است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سیاست خارجی چین کاملا متناقض است ▪️ مسأله ما | قسمت نهم/۳ | حامد وفایی، استاد مطالعات چین دانشگاه تهران: ➖ در سیاست خارجی ترامپ، غیرممکن است که هم‌زمان با ایران و اسراییل روابط دوستانه برقرار کند. اما در مورد چین کاملا متفاوت است. همین الان چین شریک تجاری اول کره شمالی و کره جنوبی است. در حالی که این دو کشور در حال مناقشه با یکدیگر هستند. رابطه چین با ایران و عربستان هم به همین صورت است. حتی بین چین و آمریکا هم همین وضعیت برقرار است. 🔗 تماشای فیلم کامل گفت‌وگو 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب به‌ مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ▪️ یادداشت | اندیشکده برآ: _پیام رهبر انقلاب به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی، دربرگیرندۀ مجموعه‌ای از مفاهیم هویتی و فرهنگی و حماسی است که در لایه‌های گوناگون زبانی و معنایی شکل گرفته‌اند. برای درک دقیق‌تر این لایه‌ها و روشن‌ترشدن دلالت‌ها و پیام‌های نهفته در متن، در این نوشتار از دو رویکرد تحلیلی بهره گرفته شده است: «تحلیل مضمون» و «تحلیل گفتمان انتقادی بر پایه الگوی نورمن فرکلاف»._ ➖ در گام نخست و در چهارچوب تحلیل مضمون، مفاهیم و مضامین اصلی متن شناسایی و طبقه‌بندی می‌شوند تا مشخص گردد متن بر کدام محورهای معنایی استوار است و چه الگوهای مفهومی در آن تکرار و برجسته شده‌اند. ➖ در ادامه، با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی در سه سطح پیشنهادی فرکلاف، چگونگی شکل‌گیری و بازنمایی این مفاهیم در سطح زبان و گفتمان بررسی می‌شود؛ به این معنا که متن چگونه به بازنمایی هویت‌ها می‌پردازد، چه نوع روابط و تقابل‌هایی را شکل می‌دهد و از چه شیوه‌های زبانی و گفتمانی برای تقویت و تثبیت پیام خود استفاده می‌کند. ➖ ترکیب این دو رویکرد تحلیلی امکان آن را فراهم می‌سازد که متن نه‌تنها از نظر محتوایی، بلکه از منظر شیوۀ بیان و سازوکارهای گفتمانی نیز بررسی شود و در نتیجه، تصویر روشن‌تر و جامع‌تری از ساختار معنایی و جهت‌گیری گفتمانی آن به دست آید. 🔗 مطالعه متن کامل گزارش 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 پیام بزرگ تهران کی صادر می‌شود؟ ▪️ گزیده یادداشت | مجتبی توانگر: جهان وارد یک «جنگ سرد جدید» میان آمریکا و چین شده، اما نگاه سیاستی در ایران هنوز عمدتا محدود به فروش نفت تحریمی یا چند پروژه محدود است؛ درحالی‌که چین در حال ساخت یک «معماری جامع قدرت» از انرژی و بنادر تا هوش مصنوعی، فین‌تک و حکمرانی دیجیتال است. ➖ اقتصاد چین به حدود ۲۰ تریلیون دلار رسیده، تجارت خارجی‌اش از ۶ تریلیون دلار عبور کرده و روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت وارد می‌کند؛ این یعنی چین صرفاً یک کشور نیست، بلکه یک نظم اقتصادی در حال شکل‌گیری است. ➖ پروژه «کمربند و جاده» با مشارکت بیش از ۱۵۰ کشور، ستون فقرات ژئواکونومی چین شده و میلیاردها دلار سرمایه را در شبکه‌ای جهانی از زیرساخت‌ها و کریدورها هدایت می‌کند. ➖ در سطوح عالی پکن یک سؤال کلیدی درباره ایران مطرح است: «پیام راهبردی تهران چیست؟» چین به رفتار واقعی قدرت‌ها نگاه می‌کند (سطح دیدارها، تداوم روابط، پیام رسانه‌ای) و هنوز سیگنال روشن و پایدار از ایران دریافت نکرده است. ➖ این ابهام باعث شده ایران با وجود مزیت‌های بزرگ، جایگاه تثبیت‌شده‌ای در نظم آسیایی نداشته باشد؛ درحالی‌که مثلاً کریدور شمال–جنوب می‌تواند زمان حمل کالا بین هند و اروپا را حدود ۴۰٪ کاهش دهد. ➖ ایران دومین ذخایر گاز جهان را دارد و در نقطه اتصال خلیج‌فارس، آسیای مرکزی و قفقاز قرار گرفته، اما این ظرفیت‌ها هنوز به مزیت بالفعل در زنجیره‌های جهانی تبدیل نشده‌اند. ➖ یک ضعف مهم، «نشناختن چین» است: درحالی‌که چین ۱.۴ میلیارد جمعیت و بزرگ‌ترین طبقه متوسط جهان را دارد، زیرساخت آموزش زبان و مطالعات چین در ایران بسیار محدود است. ➖ در مقابل، عربستان برنامه آموزش بیش از ۵۰۰ هزار زبان‌آموز چینی را آغاز کرده و امارات مدارس دوزبانه و همکاری‌های فناورانه گسترده با شرکت‌های چینی ایجاد کرده است. ➖ یک خطای رایج در ایران، تصور «شراکت دائمی چین» است؛ درحالی‌که پکن کاملا عمل‌گراست و هم‌زمان با ایران، عربستان، امارات و حتی رقبای آن‌ها همکاری می‌کند. ➖ روابط فعلی ایران و چین عمدتا در سطح تجارت و انرژی باقی مانده و هنوز به «درهم‌تنیدگی راهبردی» نرسیده؛ این در حالی است که چین بیش از ۶۰ میلیارد دلار در پاکستان سرمایه‌گذاری کرده و تجارتش با عربستان از ۱۰۰ میلیارد دلار عبور کرده است. ➖ فرصت‌های مهمی در گذشته از دست رفته؛ از جمله سفر ۲۰۱۶ شی جین‌پینگ در زمان روحانی به تهران که می‌توانست نقطه جهش باشد، اما به‌دلیل رفتار زشت دولت وقت ایران و تمرکز بر برجام و غرب، بخش زیادی از فرصت‌ها به کشورهای عربی منتقل شد. ➖ اکنون نشانه‌هایی از تغییر دیده می‌شود و در سطح حاکمیتی ایران سیگنال‌هایی برای بازتعریف رابطه با چین ارسال شده، اما این فقط شروع مسیر است. ➖ برای تبدیل رابطه به سطح راهبردی، ایران نیاز به اقدامات عملی دارد: - ایجاد «ستاد ملی چین» برای هماهنگی سیاست‌ها - توسعه گسترده آموزش زبان چینی - تعریف حداقل ۳ تا ۵ پروژه کلان در حوزه انرژی، ترانزیت، داده و اقتصاد دیجیتال - اصلاح قوانین سرمایه‌گذاری و کاهش ریسک حقوقی - تقویت دیپلماسی استانی و شهری با چین ➖ در صورت اتصال مؤثر به «کمربند و جاده»، ایران می‌تواند به هاب انرژی و ترانزیت منطقه تبدیل شده و سرمایه و فناوری جذب کند. ➖ قطار نظم جدید جهانی با محوریت آسیا در حال حرکت است؛ به نظر می‌رسد ایران و چین تصمیم دارند در لوکوموتیو تصمیم‌گیری و شکل‌دهی به نظم آینده باشند و نه کنار ریل به‌عنوان تماشاگر بازی‌ای که بدون حضور آن‌ها طراحی و بسته شده است. 🔗 متن کامل یادداشت 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
🗒 ذخایر استراتژیک نفت؛ چند روز دوام می‌آورند؟ بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) و تحلیل‌های مراکز مطالعاتی ▪️ یادداشت | مک‌ایران: فرض کنید تنگه هرمز برای چند هفته بسته بماند. هیچ نفتکشی از خلیج فارس خارج نمی‌شود. در چنین شرایطی، تنها چیزی که جهان را از سقوط آزاد اقتصادی نجات می‌دهد، «ذخایر استراتژیک نفت» است. اما این ذخایر چقدر دوام می‌آورند؟ بستگی دارد کجای جهان باشید. ➖ سیستم ذخایر استراتژیک نفت، زاییده بحران نفتی ۱۹۷۳ است. سالی که کشورهای عربی در جریان جنگ اکتبر، صادرات نفت خود را به حامیان اسرائیل قطع کردند. قیمت نفت ظرف چند ماه چهار برابر شد و صف‌های طولانی بنزین مقابل پمپ‌ها، اقتصاد غرب را به لرزه درآورد. ➖ نتیجه این شوک بزرگ، تأسیس آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) در سال ۱۹۷۴ بود. طبق اساسنامه IEA، هر کشور عضو موظف است حداقل معادل ۹۰ روز واردات خالص نفت خود را به عنوان ذخیره استراتژیک نگهداری کند. امروز IEA جمعاً ۳۲ کشور عضو دارد و اعضای آن در مجموع حدود ۱.۲ میلیارد بشکه نفت در انبارهای اضطراری خود ذخیره کرده‌اند. به این رقم باید حدود ۶۰۰ میلیون بشکه دیگر را هم اضافه کرد که در اختیار شرکت‌های خصوصی تحت نظارت دولت‌ها قرار دارد. آمریکا؛ رتبه دوم ذخیره نفت در جهان 🔸 ایالات متحده بزرگترین ذخیره استراتژیک عمومی جهان را در اختیار دارد. این ذخیره که Strategic Petroleum Reserve (SPR) نام دارد، در غارهای نمکی عظیمی در تگزاس و لوئیزیانا نگهداری می‌شود. ظرفیت کامل آن حدود ۷۲۷ میلیون بشکه است. اما در حال حاضر (آوریل ۲۰۲۶) سطح ذخایر به حدود ۳۹۸ میلیون بشکه کاهش یافته. دلیل این کاهش، برداشت‌های گسترده در واکنش به بحران فعلی خاورمیانه است. این مقدار معادل حدود ۱۲۵ روز واردات خالص آمریکا محسوب می‌شود. آسیا؛ فاصله عظیم بین ثروتمند و فقیر 🔸 در آسیا، وضعیت بسیار متفاوت است. ژاپن با حدود ۲۵۴ روز ذخیره، و کره جنوبی با حدود ۲۰۸ روز در امن‌ترین موقعیت قرار دارند. چین هم که عضو IEA نیست، تخمین زده می‌شود حدود ۱.۲ تا ۱.۳ میلیارد بشکه نفت در انبارهای استراتژیک و تجاری خود ذخیره کرده باشد با احتساب تولید داخلی، این مقدار حدود ۱۰۸ روز نیاز وارداتی چین را پوشش می‌دهد. 🔸 اما هند که سومین مصرف‌کننده بزرگ نفت جهان است، شرایط بسیار شکننده‌تری دارد. مجموع ذخایر استراتژیک و تجاری هند حدود ۱۰۰ میلیون بشکه تخمین زده می‌شود که فقط ۴۵ روز واردات این کشور را پوشش می‌دهد. در انتهای جدول، کشورهایی مثل فیلیپین با حدود ۵۰-۶۰ روز و ویتنام با تنها ۲۰ روز ذخیره، در برابر هر شوک عرضه‌ای بسیار آسیب‌پذیرند. اروپا؛ فراتر از استاندارد ۹۰ روزه 🔸 اروپا وضعیت بهتری دارد. آلمان حدود ۱۳۰ روز، لهستان ۱۲۱ روز و فرانسه حدود ۱۱۷ روز ذخیره نفت دارند . کشورهای بالتیک (لیتوانی، لتونی و استونی) نیز اعلام کرده‌اند آماده آزادسازی سهم خود هستند . جالب اینجاست که نیوزلند، با وجود تعهد ۹۰ روزه IEA، سهم خود را معادل فقط ۶ روز عرضه اعلام کرده است - نشان می‌دهد که «تعهد» تئوریک با «توان عملی» فاصله زیادی دارد. واکنش اضطراری؛ پرده‌برداری از بزرگترین آزادسازی تاریخ 🔸 در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ و در واکنش به بسته شدن عملاً تنگه هرمز، IEA بزرگترین آزادسازی ذخایر استراتژیک تاریخ خود را اعلام کرد: *۴۰۰ میلیون بشکه* نفت روانه بازار می‌شود. سهم آمریکا از این مقدار ۱۷۲ میلیون بشکه است که طبق برنامه طی حدود ۱۲۰ روز به بازار تزریق می‌شود . ژاپن هم وعده آزادسازی ۸۰ میلیون بشکه داده است. 🔸 اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم، تصویر روشن می‌شود: مجموع ذخایر دولتی IEA (۱.۲ میلیارد بشکه) به اضافه آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه اضطراری، هنوز هم نمی‌تواند جای خالی ۲۰ میلیون بشکه نفت روزانه تنگه هرمز را برای مدت طولانی پر کند. ذخایر استراتژیک فقط یک «مسکن» هستند، نه درمان قطعی. محدودیت ذخایر استراتژیک 🔸 اما مشکل بزرگتر جای دیگری است: نه ذخایر بی‌نهایت هستند و نه زیرساخت‌های تزریق نامحدود. حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، حداکثر توان تزریق نفت از SPR آمریکا حدود ۲ میلیون بشکه در روز است. در حالی که کل نفت عبوری از تنگه هرمز قبل از بحران حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود. ذخایر استراتژیک نفت مثل یک کیسه هوا در ماشین است؛ جان شما را در تصادف اول نجات می‌دهد، اما اگر تصادف دوم بلافاصله بعد از آن بیاید، دیگر کیسه‌ای برای باز شدن باقی نمانده است. و بحران فعلی، بیش از هر چیز، یک تصادف رانندگی طولانی و بی‌پایان است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!