🗒 فراتر از نزاعهای ایدئولوژیک؛ نگاهی به میراث رهبر شهید
▪️ یادداشت | سامح عسکر، نویسنده مصری: من یک نویسندهٔ لیبرالم و صدها دلیل دارم که با این مرد مخالف باشم. اما به کسانی که بعد از مرگ [شهادت] او به او میتازند چنین میگویم:
➖ یکم: این مرد به دست پلیدترین، کثیفترین و نفرتانگیزترین نهاد سیاسی تروریستی تاریخ معاصر به شهادت رسید.
➖ دوم: او در راه دفاع از کشورش جان داد، چون حاضر نشد بر سر حاکمیت یا اقتدار ایران مصالحه کند.
➖ سوم: او در راه دفاع از آرمان فلسطین جان داد، چون از آن دست نکشید –و این آرمان، بزرگترین آرمان انسانی در عصر حاضر است. هر کس دیگری جای او بود، ۲۰۰ میلیارد دلار از آمریکا میگرفت و فلسطین و هر آنچه را که نماد آن است، میفروخت.
➖ چهارم: او با یک ترور سیاسی خائنانه به قتل رسید و نحوهٔ کشته شدنش نشان میدهد که نفوذش و تأثیر کشورش بر قاتلانش چقدر بوده است.
➖ پنجم: او در حالی از دنیا رفت که فقیر بود و جز خانهای ساده، که حتی امکانات اولیه در آن کمیاب بود، چیزی از خود بر جای نگذاشت.
➖ ششم: دستش به روی اعراب و مسلمانان باز بود و هیچکس را ناامید نمیکرد. او همواره در برقراری ارتباط و حسننیت با همسایگان عرب خود پیشگام بود، بهگونهای که بیشتر آنها به او احترام میگذاشتند.
➖ هفتم: او فقط با اسرائیل و آمریکا دشمنی میکرد و بهویژه اسرائیل را دست استعمار و خرابکاری در خاورمیانه و ریشهٔ اصلی مشکلات منطقه میدانست.
➖ هشتم: او به هنر احترام میگذاشت و در دوران حکومتش، ایران به جایگاهی پیشرفته در عرصهٔ هنر در سطح جهانی دست یافت، تا جایی که هماکنون گروههای موسیقی در مراسم تشییع او پیشاپیش جمعیت حرکت میکنند.
➖ نهم: او خواستار اتحاد اعراب و مسلمانان بود – نه زیر یک چتر حاکمیتی واحد، بلکه اتحادی عاطفی و اقتصادی تا آنها را در جهانی که فقط به بلوکها اعتقاد دارد، گرد هم آورد.
➖ دهم: او هرگونه حمله به صحابه یا نمادهای مذهب سنی را رد میکرد، توهین یا تحقیر آنها را به هر شکلی ممنوع میدانست و در دوران او، چاپ برخی از کتابهای شیعهٔ دوازدهامامی که به صحابه میتاختند، از جمله بخشهایی از دایرةالمعارف «بحارالانوار»، ممنوع شد.
➖ یازدهم: او علاقه خاصی به مصر داشت، از آن تمجید میکرد و به نمادهای آن از همهٔ جریانها و عقاید، بدون استثنا، احترام میگذاشت. از میان چهرههای مصری که برای او و ایرانیان ارزش والایی داشتند، به نامهای لیبرال، روشناندیش و سکولار اشاره کرده بود.
➖ البته این به این معنا نیست که ما در همه چیز با او و نظام سیاسیاش موافق باشیم – اختلافنظر طبیعی است. اما تمرکز بر این نقاط مشترک، فاصله و اختلافات بین مذاهب اسلامی از یک سو، و بین اعراب و مسلمانان از سوی دیگر را کاهش میدهد.
➖ به این ۱۱ نکته فکر کنید؛ درخواهید یافت که پروژههای فکری، سیاسی و انسانی در آنها نهفته است که اگر توسعه یابند، میتوانند اعراب و مسلمانان را به جایگاهی کاملاً متفاوت و با منزلتی شایسته در جهان برسانند.
➖ در ضمن، این مرد فقط به هنر احترام نمیگذاشت، بلکه در دوران او با وجود محاصره و تحریمها، یک شکوفایی علمی واقعی رخ داد.
تعداد مقالات علمی منتشرشده در ایران از حدود هزار مقاله در سال ۱۹۹۷ به بیش از ۵۰ هزار مقاله در سال ۲۰۱۸ رسید، یعنی افزایشی ۸۲ برابری، و این ایران را در رتبهٔ شانزدهم جهان از نظر تولیدات علمی قرار داد.
➖ در زمان او، ایران صاحب برنامهٔ هستهای و موشکی شد که این کشور را به قدرتی منطقهای و بینالمللی تبدیل کرد که همه ناچارند بارها و بارها آن را جدی بگیرند.
➖ همچنین میانگین طول عمر در کشورش از ۵۰ سال به ۷۵ سال افزایش یافت و مرگومیر کودکان زیر ۵ سال از ۱۸۵ به ۱۴.۹ در هزار تولد کاهش پیدا کرد؛ یعنی توسعهای در بخش سلامت که نشان میدهد محاصره نتوانسته مانع دستیابی به دانش پزشکی تجربی شود – دانشی که ایران در آن شهرتی ممتاز در سطح جهان دارد و پزشکان و بیمارستانهایش به طرز چشمگیری پیشرفته هستند.
#رصد #یادداشت
#تشییع_امام_شهید
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 روش پیونگیانگ برای مقابله با راهبرد «قطع سر»
▪️ خلاصه مقاله | [مرکز پژوهشها و مطالعات پیشرفتۀ «المستقبل»: [در پی اِعمال اصلاحاتی در قانون اساسی کره شمالی،] برای اولین بار، این اصلاحات به رئیسجمهور کره شمالی [عنوان جدید رهبر کره شمالی، بعد از تغییر قانون اساسی] اختیار میدهد که حق خود را در استفاده از نیروهای هستهای، به شورای فرماندهی هستهای این کشور تفویض کند.
➖ این تفویض اختیار، چارچوبی قانونی را ایجاد میکند که در صورت مواجهۀ رهبری کره شمالی با تهدید وجودی یا ترور شخص رئیسجمهور (کیم جونگ اون)، امکان استفادۀ فوری از نیروی هستهای فراهم شود.
➖ برخی ارزیابیها نشان میدهد که این اصلاحیه، پس از آن صورت گرفت که آمریکا، راهبرد «قطع سر» را با از میان برداشتن سران برخی کشورها را عملیاتی کرد؛ ازجمله دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و ترور [شهید آیتالله] علی خامنهای، رهبر ایران.
➖ این، نشان میدهد که [رئیس] کره شمالی، از تکرار این سناریو علیه خود میترسد. شایان ذکر است با توجه به مرزهای بستۀ کره شمالی و محدودیتهای اِعمالشده بر خارجیهای ساکن در این کشور که نفوذ اطلاعاتی را بسیار دشوار میکند، انجام چنین حملاتی علیه کیم جونگ اون و حلقۀ نزدیکان او، آسان نیست.
#رصد #یادداشت
#دکترین_هستهای #بازدارندگی
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 دیپلماسی اندیشکدهای پکن در تهران؛ از تعمیق شراکت راهبردی تا امنیت تنگه هرمز
▪️ گزارش رویداد | نشست سفیر جمهوری خلق چین در ایران، با جمعی از اندیشکدههای ایرانی، در خانه اندیشهورزان برگزار شد. زونگ پی وو، در این نشست ضمن افتتاح سایت چینی خانه اندیشهورزان، بر تمایل پکن برای گسترش ارتباطات و پیشبرد پایدار مشارکت راهبردی جامع دو کشور تاکید کرد.
➖ سفیر چین با ابراز خوشحالی از تعامل با اندیشهورزان ایرانی، دو کشور را تمدنهای باستانی با فرهنگهای غنی توصیف کرد و بر لزوم تقویت روابط در دنیای پرآشوب امروز تأکید داشت. وی به رشد اقتصادی پایدار چین (حدود ۵ درصد در سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵) اشاره کرد، تجربیات توسعه مبتنی بر استقلال و خودکفایی را برجسته نمود و از فرصتهای بازار بزرگ چین برای جهان سخن گفت.
🔗 گزارش نشست در خبرگزاری مهر | ایرنا | فارس | فرهیختگان
#رویداد #کلیپ
#پرونده_چین
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 آیتالله خامنهای «مقاومت» را از یک مفهوم اخلاقی به یک راهبرد منطقهای تبدیل کرد
▪️ گزارش یادداشت | نشریه آراوت ارمنستان: دکتر احسان موحدیان، کارشناس مسائل قفقاز جنوبی و استاد دانشگاه تهران، در این مقاله به بررسی مهمترین دستاوردهای راهبردی آیتالله سیدعلی خامنهای برای ایران پرداخته است.
۱. سیاست «عدم تبعیت»: نهادینهسازی استقلال به عنوان سپری در برابر فشارهای بینالمللی و ایجاد توازن میان قدرتهای شرق و غرب، که ایران را به بازیگری مستقل و غیرمنفعل تبدیل کرد.
۲. مقاومت» به عنوان راهبردی منطقهای: تبدیل مفهوم اخلاقی مقاومت به یک راهبرد نظامی-منطقهای، ایجاد شبکهای از متحدان برای گسترش «عمق راهبردی» ایران، و توسعه توان موشکی به عنوان بازوی عملیاتی این راهبرد برای بازدارندگی.
۳. تغییر موازنه قدرت: توانایی ایران در «تغییر موازنه قدرت» و تغییر موازنه منطقهای، به گونهای که حتی رقبا (مانند آمریکا و اسرائیل) ناچار به پذیرش نقش تعیینکننده ایران در منطقه شدهاند.
🔗 متن کامل یادداشت
#یادداشت #پنجره_ایران
#تشییع_امام_شهید
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 تراژدیِ «پیادهنظامِ واکنشی»؛ چرا جریان انقلابی باید از دویدن در دقیقهی ۹۰ دست بکشد؟
▪️ یادداشت | حمید فرهمند:
مقدمه: ابزاری برای تمیزکاری، نه مهندسیِ صحنه
➖ بگذارید با یک استعاره تلخ شروع کنم که شاید قلب بسیاری از همسنگرانم را بفشارد: گاهی حس میکنم ما برای این ساختار، حکم یک «دستمال یکبارمصرف» را پیدا کردهایم. ابزاری که فقط وقتی کثافتکاریِ بوروکراسی و بیکفایتیِ مدیران بالا میزند، فراخوانده میشود تا با خون و آبرو صحنه را تمیز کند و بعد، بیسر و صدا به کناری گذاشته میشود تا بحران بعدی.
➖ این حسِ استثمارشدگی، ریشه در یک پدیده خطرناک در علوم رفتاری دارد که من آن را «شرطیشدنِ واکنشی» مینامم. ما یاد گرفتهایم فقط زمانی «هستیم» که «اتفاقی» بیفتد.
۱. زندانِ واکنشی؛ وقتی میدان را دیگران تعریف میکنند
در علوم رفتاری، جریانی که فقط در پاسخ به محرکهای بیرونی (مثل فتنه، ترور، یا تهدید دشمن) بسیج میشود، یک جریان Reactive است. از ۹ دی ۸۸ تا تشییعهای میلیونی این سالها، ما همیشه در «پاسخ» عالی بودهایم. اما مشکل اینجاست: کسی که فقط واکنش نشان میدهد، هرگز تعیینکنندهی قواعد بازی نیست.
➖ ما مفهوم «کار جهادی» را به اشتباه فهمیدهایم. فکر میکنیم جهاد یعنی sprinting (دویدن با تمام توان) در دقیقهی ۹۰ برای جبرانِ عقبماندگیها. در حالی که جهاد واقعی، یک Marathon (دویدن طولانی و با برنامه) است. جریانی که برنامهریزیِ صبورانه برای ۱۰ سال آینده ندارد، عملاً پیادهنظامی است که در زمینِ بازیِ حریف میدود.
۲. فلسفهی غرب: انفعالِ تودهها به مثابه راهبرد
➖ در تفکر استراتژیک غربی، بهویژه در نظریات کسانی چون هنری کیسینجر یا طرحهای اندیشکدههایی مثل RAND، یک اصل نانوشته وجود دارد: «حریف را در چرخه بیپایانِ واکنش نگه دار.» آن ها میدانند که اگر یک جریان را مدام با بحرانهای پیاپی (اقتصادی، امنیتی، رسانهای) درگیر کنند، آن جریان فرصت «اندیشیدن به آینده» و «طراحیِ ایجابی» را از دست میدهد. در این نگاه، «نجابت» و «قانونمداریِ» جریان انقلابی، یک نقطه ضعف تلقی میشود که میتوان با تکیه بر آن، آنها را نادیده گرفت، چون میدانند این گروه اهلِ آشوب و تخریب نیست و در نهایت با یک «صبر علوی» سکوت میکند.
۳. جوشش از درون؛ درسِ بزرگِ پیرِ جماران و امامِ شهید
چرا امام خمینی (ره) یا امام خامنهای شهید توانستند تاریخ را تغییر دهند؟ چون آنها از درون به «جوشش» رسیده بودند. آنها «واکنش» نبودند؛ آنها خودِ «کنش» بودند. اشکال کار ما اینجاست که میخواهیم بدون ساختنِ بنیانهای اخلاقی، استقامت و صبر درونی، بارهای سنگینِ تمدنی را برداریم. علم رفتاری میگوید تغییرِ پایدار از Intrinsic Motivation (انگیزه درونی) میآید. تا وقتی تقوا و رشد اخلاقی در درون ما به یک آتشفشان تبدیل نشود، ما فقط مهرههایی هستیم که با ریموتِ بحرانها تکان میخوریم.
۴. مدل ذوالقرنین: ما «پیمانکار» نمیخواهیم، «یار» میخواهیم
یک خطای بزرگِ حکمرانی در ایران این است که مردم را «مصرفکننده» یا «حقالزحمهبگیرِ» خدماتِ حکومت دیده است. اما منطق قرآن چیز دیگری است. وقتی قومی نزد ذوالقرنین آمدند و گفتند: «ما به تو پول (خرجاً) میدهیم تا بین ما و یاجوج و ماجوج سد بسازی»، او چه گفت؟ او نگفت «پول بدهید تا من برایتان بسازم». او گفت: «فَأَعِینُونی بِقُوَّةٍ» (مرا با نیروی خود یاری دهید - سوره کهف، ۹۵). ذوالقرنین به آنها یاد داد که امنیت و پیشرفت، خریدنی نیست؛ ساختنی است و خودِ مردم باید وسط میدان باشند. (سوره کهف آیه 94 و 95)
➖ امام مهدی (عج) هم قرار نیست بیاید و «به جای ما» کار کند. او به جامعهای نیاز دارد که از حالتِ «واکنشی» خارج شده و به بلوغِ «ان تقوموا لله مثنی و فرادا» (سوره سبأ، ۴۶) رسیده باشد. یعنی قیام برای خدا، حتی اگر تنها باشی، حتی اگر بحرانی در کار نباشد.
نتیجهگیری: به سوی «کنشگریِ اصیل»
➖ زمان آن رسیده که از سطلِ زباله «ابزارهای یکبارمصرف» خارج شویم. نجابت ما نباید ابزارِ نادیده گرفته شدنمان باشد. راه حل، نه در خیابان است و نه در جنجالهای توئیتری. راه حل در بازگشت به «خودسازیِ استراتژیک» است. باید آنقدر از نظر علمی، اخلاقی و تشکیلاتی قوی شویم که سیستم نتواند ما را نادیده بگیرد. ما نباید فقط برای «دفاع» از خاکریزها فراخوانده شویم؛ ما باید خودمان «طراحِ» خاکریزهای آینده باشیم.
#رصد #یادداشت
#راهبرد #جامعه
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗒 افسانههای تقلیلگرایانه از توسعه در چین
▪️ یادداشت | وارده: در روایتهای سادهانگارانهای مانند آنچه محمود سریعالقلم تکرار میکنند، چین ابتدا ثروتمند شد و بعد مستقل، هویتمند و قدرتمند. اما تاریخ واقعی به این اندازه خطی، ساده و «اتاق بازرگانیپسند» نیست. مسئله بیاهمیتی اقتصاد نیست؛ مسئله این است که اقتصاد را به یک متغیر جادویی تقلیل دهیم و عوامل تعیینکننده دیگری مانند جنگ سرد، دولت توسعهگرا، حزب کمونیست، سلاح هستهای، ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ، نیروی کار ارزان، سیاست صنعتی، کنترل مالی و انضباط حزبی را از معادله حذف کنیم.
➖ نخستین خطا، خطای عددی و زمانی است. چین طی «بیست سال» از درآمد سرانه ۲۰۰ دلار به بیش از ۱۰ هزار دلار نرسید. طبق دادههای بانک جهانی، درآمد سرانه چین از حدود ۳۰۰ دلار در ۱۹۷۸ به ۷۳۰۰ دلار در ۲۰۱۷ رسید — یعنی طی نزدیک به چهار دهه، نه دو دهه. حتی در سال ۲۰۲۵، این رقم به حدود ۱۳۸۶۲ دلار رسیده است. بنابراین ستون اصلی این استدلال با واقعیت آماری و زمانی سازگار نیست.
➖ دومین خطا، تفسیر نادرست از ماهیت اصلاحات چین است. چین «تولید و خدمات را به بخش خصوصی واگذار نکرد» به شکلی که در ادبیات لیبرال ایرانی تبلیغ میشود. چین نه روسیه یلتسین شد، نه شیلیِ پینوشه؛ و نه نسخهٔ بیکموکاست بانک جهانی را اجرا کرد. مدل چین، سرمایهداری دولتی با بازار کنترلشده بود: اجازهٔ محدود به مالکیت خصوصی، جذب سرمایهٔ خارجی، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، رقابت صادراتی و ورود تدریجی به بازار جهانی؛ اما حفظ همزمان بانکها، زمین، اعتبارات، شرکتهای استراتژیک، زیرساختها، حزب و سیاست صنعتی در دست دولت. حتی امروز هم بخش خصوصی چین بسیار فعال است، اما درون چارچوب قدرت حزب-دولت عمل میکند. اصلاح شرکتهای دولتی از ١٩٧٨ نیز به معنای حذف دولت نبود، بلکه بازآرایی رابطهٔ دولت، بنگاه و بازار بود.
➖ سومین خطا، یکسانپنداری «پذیرش رقابت جهانی» با «تسلیم به جهانیسازی» است. چین در سال ۲۰۰۱ و پس از پانزده سال مذاکرهٔ سخت به سازمان تجارت جهانی پیوست، اما بدون رها کردن کنترل دولتی یا کنار گذاشتن سیاست صنعتی. پیوستن به WTO بخشی از یک استراتژی بود: بهرهبرداری از بازار جهانی برای انباشت سرمایه، فناوری، اشتغال و صادرات، در حالی که حاکمیت سیاسی، کنترل مالی و نقش محوری حزب حفظ میشد. چین جهانی شد، اما بیدولت نشد؛ وارد بازار شد، اما دولت را منحل نکرد. رقابت را پذیرفت، اما رقابت را درون راهبرد ملی مهندسی کرد.
➖ چهارمین خطا، وارونهخوانی مسئله استقلال سیاسی است. چینِ فقیر دوران مائو نیز از نظر ژئوپلیتیک بازیگری مستقل بود. این کشور پیش از جهش اقتصادی بزرگ، در ۱۹۶۴ اولین آزمایش هستهای خود را انجام داد. یعنی توان بازدارندگی هستهای چین محصول درآمد سرانه دههزار دلاری نبود؛ محصول دولت انقلابی، بسیج امنیتی، تهدیدات جنگ سرد و تصمیم سیاسی برای بقا بود. عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل (۱۹۷۱) نیز پیش از آغاز رشد اقتصادی چشمگیر رخ داد. نزدیکی تاکتیکی با آمریکا هم بیشتر محصول شکاف چین-شوروی و محاسبات جنگ سرد بود تا ثروت مادی چین.
➖ از این رو، ادعای «چون اقتصاد اصل است، چین امروز استقلال سیاسی و هویت ملی بیشتری دارد» بیشتر شعار است تا تحلیل دقیق. استقلال سیاسی چین فقط از کارخانه و صادرات بیرون نیامد. از انقلاب، جنگ داخلی، جنگ کره، شکاف با شوروی، پروژهٔ اتمی، کرسی شورای امنیت، تمرکز حزبی، سرکوب داخلی، ایدئولوژی ملی، سیاست آموزشی، ارتش، دیپلماسی و سپس رشد اقتصادی بیرون آمد. اقتصاد نقش مهمی داشت، اما علت یگانه نبود. تقلیل یک پدیدهٔ چندعلتی به یک عامل واحد، تحلیل را ساده نمیکند؛ آن را مخدوش میسازد.
➖ از این حیث، سخن مشاور رئیسجمهور اسبق، تفاوت چندانی با همان تحلیلهای تکراری آقازادههای تجدیدنظرطلب ندارد. جذاب است چون ساده است، اما خطرناک است چون تاریخ را تخت و یکبعدی میکند. چین نه با «بازار آزاد» بزرگ شد و نه با اقتصاد بستهٔ مائویی میتوانست ادامه دهد. موفقیت چین محصول گشایش کنترلشده، دولت قدرتمند، سیاست صنعتی، سرمایهٔ خارجی، صادرات، انضباط حزبی، نیروی کار عظیم، سرکوب سیاسی، موقعیت ژئوپلیتیک و فرصتهای ساختاری نظام بینالمللی بود.
➖ چین دقیقاً برعکس روایتهای اقتصادی سادهانگارانه را نشان میدهد. بازار وقتی برای قدرت ملی کار میکند که درون یک دولت دارای ظرفیت، راهبرد، نظم بوروکراتیک، سیاست صنعتی و فهم ژئوپلیتیک قرار گیرد. بدون دولت، بازار کشور نمیسازد؛ فقط رانت، واردات، مصرف و وابستگی تولید میکند.
#رصد #یادداشت
#اقتصاد #پرونده_چین
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 از نقد بیرون تا بازنگری درون؛ واکاوی اندیشهورزی انتقادی در منظومه فکری رهبری شهید
▪️ خلاصه یادداشت | امید هراتی اصل: اندیشهورزی انتقادی در منظومه فکری رهبری شهید، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه ضرورتی راهبردی برای پویایی تمدنی و استقلال فکری جامعه علمی است. اندیشهورزی انتقادی در نگاه ایشان دارای سه مؤلفه بنیادین نیاز راهبردی به تفکر بنیادین در مقولات زیربنایی، نقد منصفانه و اخلاقمحور بهمثابه موتور پیشران اصلاح و منظومهسازی فکری مبتنی بر منابع اسلامی بهعنوان هدف غایی این تفکر است.
➖ رویکرد ایشان ضمن نقد جریانهای فکری تقلیدی وابسته به غرب، بر تولید دانش بومی و استخراج منظومههای فکری مبتنی بر منابع بومی تأکید میورزد و درعینحال، آزادی اندیشه و نقدپذیری را از لوازم اساسی هر جامعه پویا میداند. ازاینرو، اندیشهورزی در نگاه ایشان کارکردی دوگانه دارد: هم ناظر به نقد جریانهای فکری وابسته به غرب و آسیبشناسی راههای طی شده است و هم معطوف به شالوده انگاری نظری بر اساس مبانی اسلامی.
🔗 مطالعه متن کامل یادداشت
#رصد #یادداشت
#رهبر_شهید
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ما مجبوریم ابرقدرت بشویم
▪️ مسأله ما | قسمت چهاردهم/۱ | حامد سروری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی
➖ اگر بخواهیم از جایگاه یک قدرت عقبنشینی کنیم و مانند گذشته رفتار کنیم، پیامدهای سنگینی دامنگیر ما خواهد شد. بیثباتی، جنگهای پیاپی، آشوبهای داخلی و در نهایت تجزیه کشور، پیامدهای قطعی چنین عقبنشینی خواهد بود.
➖ اگر قدرتمند نشویم، تجزیه خواهیم شد. بنابراین، ما حق انتخاب نداریم؛ «قدرت بودن» برای ما یک انتخاب نیست، بلکه یک اجبار است
🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب
#مسأله_ما #راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🗒 چرا انسداد بابالمندب نه، اما توقف بارگیری در بندر ینبع آری؟
▪️ یادداشت | سیدمجتبی بقائی اردکانی: در طراحی یک راهبرد فشار اقتصادی، ایجاد حداکثر اختلال لزوماً به معنای دستیابی به بهترین نتیجه سیاسی نیست. تفاوت اساسی میان «فشار هدفمند» و «شوک فراگیر» وجود دارد. انسداد کامل بابالمندب میتواند تجارت دریایی بخش بزرگی از جهان را مختل کند، اما این فشار را صرفاً به بازیگران موردنظر محدود نمیسازد. در مقابل، اختلال در یک گلوگاه مشخص مانند بندر ینبع، اثری متمرکزتر بر صادرات نفت عربستان و مشتریان آن خواهد داشت و هزینههای جانبی کمتری بر تجارت عمومی جهان تحمیل میکند.
➖ بابالمندب یکی از مسیرهای اصلی دریایی میان آسیا و اروپا، از طریق دریای سرخ و کانال سوئز، به شمار میرود. ناامنی یا انسداد این تنگه، شرکتهای کشتیرانی را ناچار میسازد که مسیر خود را به سمت دماغه امید نیک در جنوب آفریقا تغییر دهند. در تنشهای اخیر، شرکتهایی مانند مرسک، هاپاگ-لوید و سیامای-سیجی بخشی از سفرهای خود را از این مسیر خارج کردند و همزمان هزینههای اضافی مرتبط با جنگ را بر صاحبان کالا تحمیل نمودند.
➖ تغییر مسیر کشتیها به دور آفریقا، زمان سفر، مصرف سوخت، هزینه بیمه و کرایه حمل را به طور چشمگیری افزایش میدهد. این هزینهها در نهایت در قیمت کالاهای وارداتی، مواد اولیه و محصولات واسطهای منعکس میشوند. اروپا که از یک سو با رشد اقتصادی ضعیف دستبهگریبان است و از سوی دیگر پس از جنگ اوکراین، حساسیت بیشتری نسبت به شوکهای انرژی و زنجیره تأمین پیدا کرده، یکی از اصلیترین بازندگان چنین وضعیتی خواهد بود.
➖ انسداد کامل بابالمندب احتمالاً به یک شوک فراگیر علیه تجارت آسیا و اروپا تبدیل خواهد شد. چنین اقدامی صرفاً یک یا چند دولت خاص را تحت فشار قرار نمیدهد، بلکه مصرفکنندگان، شرکتهای تولیدی و اقتصادهای واردکننده در کشورهای مختلف را نیز متضرر میسازد. حتی کشورهای آسیایی که به نفت و فرآوردههای خاورمیانه وابستهاند، با افزایش شدید هزینه حملونقل مواجه خواهند شد. برآورد شرکت کپلر نشان میدهد که در صورت اختلال کامل در بابالمندب، زمان انتقال نفت از ینبع به کرهجنوبی میتواند از حدود ۲۴ روز به ۵۴ روز افزایش یابد و مسافت حمل، بر مبنای تن-مایل، تقریباً سه برابر شود.
➖ از منظر رقابت اقتصادی میان آمریکا و اروپا نیز باید به یک نکته مهم توجه کرد. یکی از محورهای اصلی سیاست اقتصادی دولت ترامپ، بازگرداندن تولید صنعتی به خاک آمریکا و تقویت تولیدکنندگان داخلی از طریق تعرفه، سیاست «اول آمریکا» و تشویق سرمایهگذاری در داخل این کشور است. اسناد رسمی دولت آمریکا نیز بازگرداندن تولید و حمایت از کارگران و صنایع آمریکایی را از اهداف اصلی سیاست تجاری خود معرفی کردهاند.
➖ بر این اساس میتوان استدلال کرد که فرسایش بیشتر توان رقابتی اروپا، دستکم در سطح نسبی، لزوماً برخلاف منافع اقتصادی دولت ترامپ نیست. اگر هزینه انرژی، حملونقل و تولید در اروپا افزایش یابد، بخشی از سرمایهگذاریهای صنعتی ممکن است به سمت آمریکا حرکت کند.
➖ در مقابل، بندر ینبع نقشی مشخص و راهبردی در شبکه صادرات نفت عربستان دارد. پس از اختلال در مسیرهای خلیج فارس، عربستان صادرات بیشتری را از طریق خط لوله شرق به غرب به ینبع منتقل کرد. براساس دادههای کپلر، بارگیری نفت خام در این بندر در ماه مارس به رکورد حدود ۳٫۲۳ میلیون بشکه در روز رسید؛ در حالی که صادرات معمول ینبع پیش از جنگ حدود ۷۵۰ تا ۸۵۰ هزار بشکه در روز بود.
➖ در میان محمولههای بارگیریشده از ینبع، روزانه حدود ۹۳۳ هزار بشکه راهی چین شده است که تقریباً ۲۹ درصد کل بارگیریهای این بندر را تشکیل میدهد. سهم ژاپن تنها حدود ۵۳ هزار بشکه در روز یا نزدیک به ۱٫۶ درصد بوده است. مصر با حدود ۷۲۰ هزار بشکه و هند با ۷۰۲ هزار بشکه در روز نیز از دیگر مقاصد اصلی محمولههای ینبع بودهاند. بنابراین، چین بزرگترین مقصد منفرد نفت این بندر بوده، اما ژاپن در آن مقطع سهم بسیار محدودی داشته است.
➖ همچنین از کار انداختن بندر ینبع می تواند نفت عبوری از تنگه هرمز را هم افزایش دهد که این امر نیز موجب اهمیت بیشتر تنگه هرمز خواهد شد.
#رصد #یادداشت
#راهبرد #تنگه_هرمز
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چگونه «تیغ جنگ» حکمرانی را تغییر میدهد؟
▪️ مسأله ما | قسمت چهاردهم/۲ | حامد سروری، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی
➖ باید از خودمان بپرسیم در این جنگ، کدام مفاهیم، نگرشها، باورها، ساختارها و رویهها ناکارآمدی خود را نشان دادهاند. این بازبینی باید از لایههای نرم، مثل ذهنیت و تصویر و باور، شروع شود و تا لایههای سخت، مثل ساختمان، آجر و سیمان ادامه پیدا کند.
در مقابل، آن دسته از باورها و ویژگیهایی که در میدان کارآمدی خود را ثابت کردهاند — مثل حضور مؤثر در صحنه و اقدام واقعی — باید تقویت شوند. در نهایت، این «تیغ جنگ» باید بر همهچیز اعمال شود.
🔗 تماشای برنامه در آپارات | یوتیوب
#مسأله_ما #راهبرد
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!