مجنون نشسته بود کنار دریا، روی شنهای ساحل ... مینوشت: لیلی.
با انگشتانش شنها را خط میانداخت: لیلی!
آب میآمد روی شنها را میپوشاند، وقتی که برمیگشت سمت دریا اسم لیلی پاک شده بود.
مجنون دوباره انگشت میکشید روی شنها و مینوشت: لیلی...
آب هجوم میآورد سمت ساحل و نام لیلی را پاک میکرد.. کسی او را دید. کارش را که دائم تکرار میکرد...
کسی پیش رفت و گفت: چرا این کار بیهوده را میکنی؟
مجنون نگاهش کرد. عمیق در چشمانش زل زد. چیزی ندید.. آن مرد هیچ نداشت... مجنون اما لب زد:
گر میسر نیست ما را کام او عشقبازی میکنیم با نام او
حیات مجنون به همین بود: یاد لیلی
#امام_من
#نرجس_شکوریان_فرد
#شعبان
#کتاب
#جدید
@namaktab_ir
کتاب مثل نوشیدنی برای روح است؛ اما بعضی نوشیدنیها مضرند
📚 رهبر انقلاب: باید کتابِ خوب تولید شود. کتاب یک غذاست؛ یک غذای روح است؛ یک نوشیدنی روح است و چنانچه مقوّی باشد، روح را تقویت میکند.
⚠️ ما که سفارش میکنیم از این نوشیدنی بخورید، نوع نوشیدنی را معیّن نکردهایم. باید مواظب باشیم که مبادا نوشیدنی مسموم، خطرناک، فاسد، گندیده و مضر با رنگآمیزیهای خیلی خوب، دست مردم داده شود؛ بدون اینکه مردم بدانند
📚 @khat_bee_khat
#فرنگیس_خاطرات_بانوفرنگیس_حیدرپور
#نویسنده_خانوم_مهنازفتاحی
#انتشارات_سوره_مهر
#فرنگیس
روایتی ست که پرده ی دیگری از جنگ را به تصویر میکشد؛ به تصویر کشیدن #شجاعت شیرزنی از گیلانغرب
#مقاومت مردم جنگ زده ی روستاها
#رنج زندگی در میدان جنگ،میدان مین
.
#فرنگیس همواره حس افتخار را در تو زنده میکند و اشک هایت را جاری
♧برشی از کتاب 👇
✔ مادرم همیشه میگفت :《چقدر شرّی تو ، فرنگ! اصلاً تو اشتباهی دنیا آمدی و باید پسر میشدی.هیچ چیزت به دخترها نرفته. دختر باید آرام و باحیا باشد، متین و رنگین...》 وقتی میدید به حرفش گوش نمیدهم،میگفت :《فرنگیس، مردی گفتند، زنی گفتند... کاری نکن هیچ مردی برای ازدواج نیاید سراغت! دختر باید سنگین و رنگین باشد.》
#بسم_الله
.
#یک_عاشقانه_ی_آرام
روایت زندگی گیله مردی معلم است که در پی یافتن ناب ترین عسل دنیا راهی کوه های سبلان میشود.
معلم ادبیاتی که از قضا مبارز هم است؛در چشمان سیاه دخترآذری،همسنگری را یافته،که اهل مبارزه است و چه بهتر که این دختر، عسل اصل هم باشد...
گیله مرد و عسل زندگی پر تب و تابشان را در روزگار پر از خفقان و در اوج مبارزات سیاسی شروع می کنند و با همه ی روزمرگی های یک زندگی، نمی گذارند عشق در بین شان رنگ ببازد و شکل عادت به خود بگیرد.
آنها زندگی را به یک عاشقانه ی آرام بدل می کنند.
#نادر_ابراهیمی گرامی نیز این اثر را به عسل زندگی خویش، فرزانه تقدیم کرده است.
●|بریده کتاب✂📖
✔عشق به دیگری ضرورت نیست ، حادثه است.
عشق به وطن ضرورت است نه حادثه
عشق به خدا ترکیبی است از ضرورت و حادثه.
پ.ن: #یک_عاشقانه_آرام به سبک گفتگو محور نوشته شده است نه داستان محور که این نوع نگارش بر دلچسب بودن داستان افزوده است.
#نادر_ابراهيمي
#انتشارات_روزبهان
-به گرانیِ روزافزون اعتراض کنیم
+اعتراضِ حقیری است. خب برویم کار کنیم، گرانی مرضِ جوامعی است که همهی مردمش تن به تولید نمیدهند.
انگلی زیستن، با گرانی زیستن است.
مصیبت مفت خواری!
اگر هر کداممان در هر سال فقط یک درخت میوه بکاریم بعد از ده سال هفتصد میلیون درخت میوهی تازه در سراسر وطن خواهیم داشت-لااقل- آیا بازهم میوه گران خواهد بود؟!
#یک_عاشقانه_آرام📚❣
#نادر_ابراهیمی📝
رمان #من_او
#رضا_امیرخانی
#نشر_افق
#ژانر_عاشقانه_اجتماعی
#صفحات429
.
#من_او
داستان زندگی خانواده ی اصیل ایرانی ست که از محله های قدیم تهران آغاز شده و تا گوشه گوشه ی خیابان های پاریس خواننده را با خود همراه میکند.
علی نوه ی حاج فتاح شخصیت اصلی داستان ست که قصه ی زندگی اش را با همه ی پیچ و خم هایش برایمان روایت میکند.
#من_او، طعم عشق اصیل را که امروز در لا به لای عشق های صورتی زمانه گمشده است به ما بچشاند.
●|برشی از کتاب📖✂
✔تنها بنایی که اگر بلرزد،محکم تر می شود،دل است. دل آدمی زاد.
باید مثل انار چلاندش،تا شیره اش دربیاید...
حکماً شیره اش هم مطبوعه🌾
میگفت:
توی کوچه پیرمردی دیدم که روی زمین سرد خوابیده بود...
سن و سالم کم بود و چیزی نداشتم تا کمکش کنم؛
اون شب رخت و خواب آزارم می داد و خوابم نمیبرد از فکر پیرمرد...
رخت و خوابم را جمع کردم و روی زمین سرد خوابیدم
می خواستم توی رنج پیرمرد شریک باشم.
اون شب سرما توی بدنم نفوذ کرد و مریض شدم...
اما روحم شفا پیدا کرد...چه مریضی لذت بخشی...
#چمران_مرد_خدا
#مرد_رویاها
@khat_bee_khat
نام کتاب: #دختران_آفتاب
#انتشارات_سروش
نویسندگان: #امیرحسین_بانکی #بهزاد_دانشگر #محمدرضا_رضایتمند
#دختران_آفتاب🌞
روایت یک اندیشه است.
داستانی بلند که ما را با یک گروه دانشجویی متشکل از تیپ ها و عقاید متفاوت که هر کدام نماینده یک گروه از افرد جامعه است همراه می کند.
#دختران_آفتاب در تلاش است تا زن، بتواند شخصیت،منزلت و جایگاه خویش را بشناسد و از این طریق به خودش، به مردش و جامعه اش نگاهی درست داشته باشد.
همسفران دختران آفتاب به مقصدی می رسند که"انسان" را میبینند و برای رسیدن به مراتب کمال یک انسان تلاش میکنند؛
خواه مرد باشد خواه زن.
و این است برکت مضاعفی که امام رضا به زائران این زیارت و شما که هم سفر می شوید با آنها،می بخشند.
♢|برشی از کتاب 📖 ✂
🌾 سعی کن نگاهت محدود به چشمهایت نشه.
یاد بگیر کمی هم با دلت نگاه کنی و با عقلت.
و اما درمورد کسانیکه باهات بحث میکنن، ازت سوال میکنن.
اگه حرفشون حقه،ازشون قبول کن. اگه حق نیست جوابشون رو بده.
اگه بلد نیستی، برو یاد بگیر، ولی فرار نکن.
فرار راه حل خوبی برای حل این مشکلات نیست.
مواظب دروازه غرور هم باش!
ممکنه شیطان از همین دروازه بیاد تو.
💡پ.ن1: انتقاد رهبری به فصل آخر کتاب، اشتیاق رسیدن به فصل14 را بیشتر کرد و چه فصلی ست فصل چهاردم...انگار فصل میوه دادن #دختران_آفتاب است.
💡پ.ن2:این کتاب به همه دوستان
علی الخصوص #خانومهآ توصیه میشود؛ #دختران_آفتاب را بخوانید و لذت ببرید.
@khat_bee_khat