قوه قضائیه اینایی که بخاطر خوردن مشروب مسموم میشن رو شلاق میزنه یا نه؟
@khatevelayat
▪️ابوبصیر میگوید روزی در مجلس امام صادق (ع) نشسته بودم که زنی وارد شد و عرض کرد: یابن رسولالله من کسالتی دارم و اطباء علاجم را در خوردن #شراب دانستهاند. حال آیا اجازه میدهید من #مشروب بخورم؟!
حضرت فرمود: بااینکه طبیب برایت دوا معین کرده چرا نمیخوری؟!
زن پاسخ داد: من از شما پیروی میکنم و شیعهی شمایم، اگر بفرمایید نخور، نمیخورم و اگر امر کنید بخور میخورم. چراکه اگر فردای قیامت از من سوال شد چرا دوا نخوردی و مُردی میگویم صادقآلمحمد به من فرمود نخور و اگر مواخذه شدم چرا شراب خوردی میگویم صادقآلمحمد مرا امر کرد.
امام صادق به من فرمود: ابابصیر آیا تعجب نمیکنی از ایمان محکم این زن که چنان تابع دین میباشد که با بیماری و به دستور طبیب از خوردن شراب بدون اجازه ما ابا میکند؟
سپس به زن فرمود بخدا جایز نمیدانم قطرهای از آن بخوری و اگر بخوری پشیمان میشوی متوجه شدی؟
زن گفت بلی
منبع:اصول کافی
🔗 ݫیݩبـــــ ڣـربـودے✍🏻
#شراب
#آندلس
@khatevelayat
18.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت بیست وپنجم.. ..روایت بسیجی...
مدافع حرم🥀
دیگر اضطراب و نگرانی وجود نیروها را فرا گرفته که بعضی از آنها در حال راز و نیاز هستند ،اصابت گلوله های فراوان به اطراف ماشین که امکان حرکت را دیگر از ما گرفته، کانال بیسیم را دائم عوض میکردم تا شاید صدای ما را کسی بشنود از بالای کوه دو موتور سوار و دو خودروی تویوتا هایلوکس و تعداد زیادی نیرو به سمت ما سرازیر شدند و نیروهایی که بالای کوه در حال استقرار بودند بعد از کلی زحمت در یکی از کانال های بیسیم صدایی را شنیدم
یوسف ..یوسف ..احمد.. خیلی مراقب باشید ، به احتمال زیاد انتحاری داعش هست
متوجه شدم منظورشان ما هستیم
یوسف.. یوسف.. کرار ۸ .. بفرما برادر یوسف جان ماشین روبرو نیروهای شما ما هستیم.. بلافاصله دستور یوسف به نیروها شلیک نکنید امکان داره خودی باشه ... کرار ۸ ..کرار ۸.. یوسف.. بفرمایید برادر شما از کدام نیروها هستید و اینجا چیکار میکنید
برادر ما نیروهای حاج کرار منطقه چاه بدر هستیم که از صبح در حال برگشت به تدمور در بیابان گم شدیم
کرار۸، چراغ های ماشین را دوبار روشن و خاموش کن
الان آرام از ماشین پیاده شوید سلاح روی زمین بگذارید و پیاده به سمت نیروها بیا نیروهای همراه خود را بگو جلوی ماشین روی زمین قرار بگیرند
۵۰ قدم از ماشین که جلوتر رفتم ، یک موتور سوار جلو آمد از بچههای پاکستانی زینبیون که قبلاً در شهرتدمور دیده بودمش با دیدن من از موتور پیاده شد همدیگر را در آغوش گرفتیم ...
دیدار با حاج یوسف در ارتفاعات جبل القرا
سایبری گروه جهادی جيش الرقیه
کانال روایت مدافعان حرم
@khatevelayat
50.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت بیست و ششم ....روایت بسیجی مدافع حرم🥀
در روز عید غدیر سال ۹۶ به همراه نیروهای زینبیون به بالای کوه جبل القرا رفتم با دیدن فرمانده آنجا باورم نمیشد برادر یوسف که پای بیسیم با او صحبت میکردم جوانی انقدر کم سن و سال باشد آن هم در این نقطه و در این شرایط بسیار سخت حدود نیم ساعت طول کشیده بود برادر یوسف استعلام ما را از فرماندهی بگیرد و از ما مطمئن شود جلو آمد و ما را در آغوش گرفت و ما را به چادر و حصیری که جلوی آن کشیده بود دعوت کرد و شربت آبلیموی که طعم و مزه اش را هرگز فراموش نمیکنم داستان گم شدن در بیابان و حدود و آدرس آن چادر عشایر و بعد شنیدن خاطرات برادر یوسف از آن منطقه که مشرف به جاده مواصلاتی داعش و نیروهای تروریستی آمریکا در مدار ۵۵ درجه بود و حمایت همه جانبه هوایی اطلاعاتی تسلیحاتی و تدارکاتی از داعش و اینکه ایشان می گفت ما با داعش نمی جنگیم در اینجا بلکه با ارتش آمریکا وارد جنگ شده ایم که هر روز شاهد شهادت نیروهای جبهه مقاومت توسط حملات هوایی آمریکا و اسرائیل هستیم
آن موقع هنوز دیرالزور و بوکمال دست داعش بود و اشاره برادر یوسف به سخنان حاج قاسم که در انتقام از خون شهید حججی کمتر از سه ماه دیگر حکومت داعش به طور کامل نابود خواهد شد
واقعیت امر این که خود ما با دیدن آن معرکه کمی به وعده حاج قاسم شک داشتیم آیا داعشی که توسط اربابانش آمریکا و اسرائیل تا دندان مسلح شده و هر روز در حال جنایت میباشد قابل نابودی هست آن هم در مدت کوتاه تر از سه ماه..
ادامه رفتن به تدمور
18.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت بیست و هفتم... روایت بسیجی مدافع حرم🥀
از برادر یوسف در جبل القراء خداحافظی کردیم و به دنبال ماشین راهنمایی که برادر یوسف فرستاده بود تا عباس آباد یکی از پایگاه های جبهه مقاومت رفتیم و از آنجا به بعد مسیررا بلد بودم و به سمت تدمرحرکت کردم ساعت ۷ بعد از ظهر رسیدم خدمت آقای قهرمان مسئول شهر تدمر آقای قهرمان گفتن به اتوبوس نیرو ها حمله شده و به دلیل ناامنی نیروها به تدمرنرسیدهاند
و شما نیز شب اینجا بمان و فردا به سمت قاسم آباد حرکت کن قبول نکردم چون برادر نوا منتظربرگشتم بود یک حواله بنزین گرفتم و به سمت قاسم آباد حرکت کردم در مسیر دائم به این فکر میکردم الان با نیامدن آشپز سوری و نیروهایش فردا نیروها باید چیکار کنند و از طرف دیگر نگران آن بودم که قبل از تاریک شدن هوا به قاسمآباد برسم چون در شب تردد ممنوع بود بعد از منطقه تی ۲ هوا تاریک شد ایست بازرسی نیروهای زینبیون که رسیدم آنها می خواستند از ادامه مسیر من جلوگیری کنند که با اصرار زیاد آنها را متقاعد کردم که به مسیر خود ادامه بدم با رسیدن به قاسمآباد و در جریان گذاشتن برادر نوا و دلیل نیامدن نیروها اول برادر نوا تصمیم گرفت که چند روز را کنسرو بدهیم اما بنده مخالفت کردم چون در آن گرمای هوا و شرایط سخت نگهداری کنسرو ها، واقعاً نیروها میلی به خوردن کنسرو نداشتند و در آنجا به برادر نوا گفتم می توانیم مدیریتی بکنیم و ادامه کار را بدون نیروها انجام بدهیم برادر نوا باور نداشت که دونفری بتوانیم از پس پخت ۱۷۰۰ پرس غذا آن هم در هر وعده به مدت پنج روز بر بیاییم
@khatevelayat
4.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برگشت دیگه سر نداشت...
#شهدا_شرمنده_ایم
@khatevelayat
3.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تلنگر مدیرعامل موسسه همشهری به مسئولین درمورد مسئله حجاب و سلبریتیها
محسن مهدیان:
آقای مسئول حواست هست سلبریتی که کشف حجاب میکنه مسئلهش حجاب نیست؟ جریحهدار کردن عفت عمومیه؟
پروژه دشمن درباره حجاب، ساخت یک نماده... خودشون میگن دیوار برلینه، ردش کنیم تمومه!
@khatevelayat
8.38M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀روبه روی عکس شهید عکس شهیدان🥀
@khatevelayat