فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خیانت به روایت پزشکیان و شهید کاظمی
@khatevelayat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ طوفانی که جهان را درنوردید
♦️علی مرتضی-فعال رسانه ای از لبنان:
رئیس شبکه المیادین یک بار به من گفت؛ طوفان الاقصی همه را برده است.
زندگی شخصی من پس از 7 اکتبر تغییر کرده است و ابتدا در آفریقا بودم و سپس به لبنان آمدم.
من روایت هایی زیادی را دیدم و می توانم از قدرت بالای نیروهای رزمنده حزب الله برای شما روایت کنم.
@khatevelayat
بزرگترین سرمایهگذار عربستانی از ایران رفت
🔻گروه سافولای عربستان سعودی که بزرگ ترین سرمایه گذاری سعودیها در ایران بود، کل داراییاش را در ایران به ارزش 705 میلیون ریال عربستان معادل 188 میلیون دلار فروخته است. صافولا یک هولدینگ بینالمللی تولید مواد غذایی عربستان سعودی با تمرکز عمده بر خاورمیانه و آفریقا است.
🔻 این شرکت در ایران در زمینه تولید و توزیع روغنهای خوراکی، غذاهای دریایی، محصولات پخته و شیرینی فعالیت داشت و بخش مهمی از بازار روغن نباتی ایران را در اختیار داشت.
🔻رسانههای سعودی گفتهاند این معامله پس از خروج این شرکت از سرمایه گذاری های خود در مراکش و عراق در سال 2023 به عنوان بخشی از استراتژی خود برای خروج از تمام بازارهای غیر عمده صورت میگیرد.
🔻سافولا حتی پس از قطع رابطه ایران و عربستان و زیان حاصل از آن، ترجیح داد در بازار ایران بماند اما حالا استراتژیاش تغییر کرده است.
#ایران
#سعودی
@khatevelayat
🔷هاآرتص :احتمال تنش و اختلاف بین ترامپ و نتانیاهو بر سر ایران
تل آویو دردسری بزرگ برای طرح مهم ترامپ در خاورمیانه است
@khatevelayat
🔺علی ربیعی در سال ۹۹ گفت به خاطر FATF نمیشه واکسن وارد کرد.
الان هم میگوید رشد هشت درصد که قانون برنامه هفتم است، نظریه باطل است.
@khatevelayat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 نگرانی اینترنشنال از زمزمه توافق یمن و چین علیه صهیونیستها
ادعا شده است که یمنیها با چین به توافقی دست یافتهاند و طبق آن، چین در ازای آزادی عبور کشتیهای خود از دریای سرخ، تسلیحات پیشرفتهای را در اختیار یمن قرار میدهد.
البته بعید به نظر میرسد یمن تحت هر شرایطی، اجازه عبور کشتیهای طرف قرارداد با صهیونیستها را صادر کند.
@khatevelayat
خاک های نرم کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
آب دهان هدهد
#قسمت_سی_و_یک
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
کار خودش بنایی بود حدس زدم مرا هم می خواد ببردبنایی. به هر حال زیاد اهمیت ندادم. یکدست لباس کهنه ردیف کردم در مغازه را بستم و همراهش راه افتادم
حدسم درست بود؛ کار بنایی تو خانه یکی از علمای معروف، از همان هایی که با رژیم درگیر بودند و رژیم هم راحتشان نمی گذاشت آستین ها را زدم بالا و پا به پاش مشغول شدم.
به قول خودش زیاد بند نیاوردم همان اول کار بریدم ولی به هر جان کندنی که بود دو، سه ساعتی کشیدم. بعدش
یکدفعه سرجام نشستم
خسته و بی حال گفتم:«من که دیگه نمی تونم.»
خوب می دانست که من اهل بنایی و این طور کارهای سنگین نبوده ام شاید رو همین حساب زیاد سخت نگرفت. حتی وقتی لباس ها را عوض کردم و می خواستم بزنم بیرون، با خنده و با خوشرویی بدرقه ام کرد.
فردا دوباره آمد سراغم و دوباره گفت:« لباس کارت رو بردار که بریم»
یک آن ماندم چه بگویم ولی بعد گفتم:«دستم به دامنت !راستش من بنیه ی این جور کارها راندارم .»
خندید گفت: «بیا بریم امروز زیاد به ات کارسخت نمی دم»
یک ذره هم دوست نداشتم حرفش را رد کنم ولی از عهده ی کار هم بر نمی آمدم دنبال جفت و جور کردن بهانه ای شروع کردم به خاراندن سرم گفت: «مس مس کردن و سر خاروندن فایده ای نداره برو لباس بردار که بریم.»
جدی و محکم حرف می زد من هم تصمیم گرفتم حرف دلم را رک و راست بگویم گفتم: «آقای برونسی، من اگر بیام کار کنم این طوری هم برای خودم زیاد فایده و اجری نداره،هم اینکه دست و پای تو رو هم تنگ می کنم.»
خنده از لبش رفت. اخم هاش را کشید به هم و برام مثال آن هد هد را زد که آب دهانش را ریخت رو آتش نمرود، همان آتش که با کوهی از هیزم برای حضرت ابراهیم علیه السلام درست کرده بودند خیلی قشنگ و منطقی این موضوع را به انقلاب ربط داد و گفت تو هم هرچی که بتونی به این علما و روحانیون مبارز خدمت کنی جا داره.
@khatevelayat
خاک های نرم کوشک
زندگینامه شهیدعبدالحسین برونسی
حکم اعدام
#قسمت_سی_و_دو
🌕🌑🌕🌑🌕🌑🌕⚫️
که می خواست برود با غسل شهادت می رفت می گفت:« این جوری اگه اتفاقی هم بمیرم ان شاء الله اجر شهید رو دارم.»
روزها کار و شب ها هم درس می خواند ۱ هم این که شدید تو جریان انقلاب زحمت می کشید.
یک شب یادم هست با همان طلبه ها آمدند خانه چند تا نوار همراش بود گفت: «مال امامه، تازه از پاریس اومده» طبق معمول رفتند تو اتاق و نشستند پای ضبط.
کارشان تا ساعت یازده طول کشید هنوز داشتند نوار گوش می دادند برق سر در حیات روشن بود. زن صاحب خانه باهامان قرار و مدار گذاشته بود که هر شب ساعت ده برق سر در حیات رو خاموش کنیم زن عصبانی و بی ملاحظه ای بود. دلم شور این را می زد که سر و صداش در نیاید.
تو حیاط می پاییدم که یک هو سر و کله اش پیدا شد راست رفت طرف کنتور برق، نه برد و نه آورد، فیوز را زد بالا! زود هم آمد دم زیرزمین.
«شما می خواین تا صبح نشینین و هر جور نواری رو گوش کنید؟!»
صداش بلند بود و نخراشیده، عبدالحسین رسیدگفت: « مگه ما مزاحمتی داریم براتون حاج خانم؟»
سرش را انداخته بود پایین و تو صورت زن نگاه نمی کرد زن صاحبخانه گفت:« چه مزاحمتی از این بدتر ؟! »فکر کردم شاید منظورش روشنایی لامپ سر در حیاط است رفتم بیرون گفتم :«عیبی نداره، ما فیوز رو می زنیم بالا و این لامپ رو خاموش می کنیم.»
خواستم بروم پای کنتور ،نگذاشت،یکدفعه گفت:« ما دیگه طاقت این کارهای شما رو نداریم.»
پاورقی
۱- شهید برونسی مدت ۵ سال در کنار کار وزندگی دروس حوزوی را هم تحصیل کرد.
@khatevelayat
.
﷽؛
✧ #حديث_روز شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳
🏷 آن زمان را به یاد آر!
🔅 #امام_هادی_علیه_السلام :
✓ «به ياد آور زمانى را كه در جمع خانواده خود به حال مرگ افتادهاى و نه طبيبى مىتواند مانع رفتن تو شود و نه دوستى مىتواند كارى برايت بكند».
⁙ «اُذكُرْ مَصرَعَكَ بَينَ يدَيْ أهلِكَ، و لا طَبيبَ يَمنَعُكَ، و لا حَبيبَ يَنفَعُكَ».
📚 أعلام الدين: ص٣١١
📅 مناسبت امروز: ۳ رجب، #شهادت_امام_هادی علیهالسلام
@khatevelayat