هدایت شده از نمازشب ۳۱۳
من شما رو به یک تجارت بسیار بزرگ و پرسود در دنیا و آخرت دعوت میکنم حتماااا شریک شید👌
یکی از بزرگترین و برترین سرمایه گذاری که میتونید در تمام عمرتون انجام بدید😍
یه چیزی رو بگم بهتون مطمنا خیلی هاتون این تجربه رو داشتید اگر میخواید برکت زندگیتون بیشتر بشه برای عید غدیر کار کنید هر چقدر در توان دارید حتی شده یه پرس غذا از خونه ی خودتون به بیرون بدید و بگید برای عید غدیره اگر هم دوست داشتید میتونید هم قدم با بچه های خیریه امام زمان عج بشید و ثوابی ببرید غیرقابل فهم و درک😊
حتی اگر شده پول قرض بگیرید و این کار را رسم کنید تا شما اولین نفر در این کار باشین چرا که اولین نفر بودن برای خدا ارزش بسیار داره و خداوند به اولین نفرها لطف ویژه ای میکنه🤩
❤️به اندازه ی عشقت به امیرالمومنین علی بن ابی طالب ع یا علی بگو تا به گوش همگان این روز بزرگ رو برسونیم
من نمیگما یکی از تجربه گران زندگی پس از زندگی میگفت اونجا دیدم که هر کار خیری میکردم تا ۵۰ نسل قبلم میرسید😇
نمیخواین با سهیم شدن تو این کار خیر تا ۵۰ نسل قبلتون هم خیر ببرن؟
رفقای امام زمانی من چند روز دیگه باقی نمونده تا عید غدیر از قافله کار خیر جا نمونی تموم نیت هاتون چراغ روشن برای دنیا واخرتتون میشه وان شاء الله گره گشای تموم مشکلاتتون🤲
6037997970921756
6037997950404534
مرکز نیکوکاری حضرت بقیت الله (عج)
کد دستوری بدون نیاز به نت
*8877*162533#
دوستان غذا زرشک پلو مرغه و هر پرس ۱۲۰ تومنه👆
دوستان عزیز و گل شهدایی سلام🌺
به دلیل سرعت پایین اینترنت و عدم امکان سرچ مطلب شاید نتونیم پست های معرفی شهدارو هر روز بگذاریم ، چنین شرایطی که پیش اومد فقط نام شهید و ختمی که قرار هست بهشون هدیه کنیم داخل کانال قرار داده میشه.
📎زندگینامه
👈شهید محمدحسین محمد خانی👉
🍃شناخته شده با نام حاج عمار در سوریه🍃
از زبان مادر شهید بزرگوار🌷
💫محمدحسین متولد 9 تیر 1364 در تهران هست، از کودکی ارادت خاصی نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) علی الخصوص امام حسین(ع) داشت. طوری که پدرش همیشه میگفت علت عاقبت بخیر شدن محمدحسین حضورش تو هیئت ها بود.😊
از همون بچگیش به جنگیدن و بازیهای مربوط به آن علاقه داشت🗡 و در منزل با وسایل خونه سنگر درست میکرد و به قول خودش "جبهه بازی" میکرد.
حدود سال 74 که کلاس پنجم دبستان بود بسیج ثبت نام کرد.در دوران راهنمایی و دبیرستان مقید به مراسم اعتکاف بود و در زمان دانشگاه علاقه شدید و پا فشاری برای اردوی راهیان نور داشت، در زمان دانشگاهش(دانشگاه آزاد شهر یزد) مسئول بسیج دانشجویی بود.محمدحسین برپا کننده کنگره آسمانی عروج دانشگاه بود و با پافشاری و زحمت فراوان 8 شهید گمنام را در دانشگاه تدفین کردند.🌷🌺
در دانشگاه،مقطع کارشناسی را در رشته مهندسی عمران به پایان برد و در دوره ارشد دانشجوی رشته مدیریت امور فرهنگی بود. 😊🌷
سال1389 به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.🌹🇮🇷💪
زمانی که به یزد رفت و خونه جداگانه گرفت دیوار خونش پر از پرچم و بیرق بود.😍🚩
بعد از مدتی با چند تن از دوستان دانشجویش هیئت
"علمدار حسین(ع)" را راه انداخت که برنامه هایش تو خانه خودش برگزار میشد.
در زلزله بم به صورت خودجوش به یاری زلزله زدگان شتافت.🌸🏃♂
به شهید همت علاقه ی خاصی داشت و همیشه موقع شروع صحبتهایش میگفت به یاد شهید همت صلوات😘😍
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
از بچگی با شهدا آشنایی داشت، زندگی نامه ی اکثر شهدا رو از حفظ بود و در آخر به آنها پیوست🌺
وقتی برایش رفتیم خواستگاری🙈 به خانواده عروس گفت هرجا که اسلام در خطر باشه و مظلومی نیاز به کمک داشته باشه وظیفه ماست که به کمک بریم.
📚منبع:کانال منتسب به شهید
🆔 @khatme_quran313
✋السلام علیک یا اباعبدالله
دوستان بزرگوار! سلام🌸
به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری ماه محرم ختم قرآن این هفته بصورت ویژه به
🚩سید و سالار شهیدان،حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
🏴ام المصائب، اولیاء مخدره بیبی زینب کبری(س)
🚩یاران شهید دشت کربلا
🏴و نیز سفیران شهید حضرتش: جناب قیس بن مسهر و جناب مسلم بن عقیل
و شهدای دلخواهتون
👈نیت برگزاری ختمها همانند گذشته:
🌹سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج)
🌹حاجتروایی کلیه عزیزان شرکتکننده در ختم
🌹و دفع تمام بلایا خواهد بود.
نیت کنید و بسمالله...
جهت شرکت در ختم لطفا فقط کلمه "جزء" را به دو آیدی زیر ارسال بفرمایید👇 نیازی به تشکر و استیکر نیست.
@shahidaneh99
@yamahdi_adrekniii313
رامین محسنی از بچه محل ها و دوستان قدیمی شهید:
🌷۲۶ سال سابقه رفاقت با وحید را داشتم که به همین دلیل با اطمینان کامل می گویم نمونه بود. در همه این سال ها به یاد ندارم که در رفاقت بی معرفتی کرده باشد»
🌷وحید یک عمر نوکری امام حسین (ع) را کرد و بین اهل محل به بچه هیئتی شناخته می شد. برای انجام کارهای هیئت همراه بود و از هیچ کمکی دریغ نمی کرد. هر وقت می خواستیم برای دهه محرم هیئت بر پا کنیم، وحید قبل از همه بچه های محل می آمد و بعد از همه می رفت.۲۹ سال با وحید رفیق بودم و در همه این سال ها کاری نکرد تا من را ناراحت کند. شاید من او را ناراحت کرده باشم اما او هیچوقت چنین کاری را نکرد».
🌷وحید خیلی مردمدار بود. اهل کار خیر بود اما پنهانی. خوب به یاد دارم که همیشه میگفت برای کار خیر همین که خدا بداند کافی است و نیازی نیست بنده اش چیزی بداند. اما من غیر مستقیم خبر داشتم که به خیلی ها کمک می کرد و شخصیتش طوری بود که اگر میفهمید کسی گرفتار است از هیچ کمکی دریغ نمیکرد.
🌷۲۰ روز پیش که برای آخرین بار او را دیدم گفت اگر حاج قاسم اجازه بدهد می خواهم به کربلا بروم. اما قسمت این بود که وحید روی دستان مردم کربلایی شود.وحید از محافظان حاج قاسم بود «بیخود نبود که حاجی، وحید را انتخاب کرد. وحید از همه نظر نمونه و بسیار به حاج قاسم نزدیک بود. هر جا که حاج قاسم حضور داشت وحید هم همانجا بود». وحید تازه عقد کرده بود و می خواست خواست همین روزها دست همسرش را بگیرد تا سر زندگی اش برود.
@Khatme_quran313
🌷وصیت نامه شهید وحید زمانی نیا🌷
بسم رب الحسین (علیهالسلام)
سلام و درود بر یگانه عالم بشریت حضرت حجت بن الحسن (عج) و نایب بر حق ایشان حضرت امام خامنهای و تمامی شهیدان و فدائیان راه حق. اینجانب وحید زمانینیا از این فرصت استفاده کرده و در وصیتنامه خود حرفهای دلم را بازگو میکنم.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ. (گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته می شوند ، مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.)
از تمامی خانواده، بستگان و دوستان میخواهم که پشتیبان انقلاب اسلامی باشند و رهبر معظم انقلاب را در این راه پر خطر تنها نگذارند تا انشاءالله پرچم نظام اسلامی به دستان مبارک امام زمان (عج) برسد. من در این راه هیچ ترسی از مرگ ندارم زیرا راه ما حق است و دشمنانمان باطل. همیشه از خدای خویش خواستهام مرگ این حقیر در رختخواب رقم نخورد بلکه لیاقت و سعادت فدا شدن در راه اسلام و تشیع اهل بیت (ع) را از خدای خویش خواستار بودهام.
بارالها، امیدوارم گناهانی که تا به حال کردهام را ببخشی و از سر تقصیرات این بنده پر گناه بگذری. خدایا، تو را به اباعبدالله الحسین (ع) قسم میدهم که ما را از فیض شهادت محروم نفرما و از پدر و مادر و دوستان خویش میخواهم که فقط و فقط برای مظلومیت حضرت ثارالله (ع) گریه کنند.
از تمامی افرادی که این بنده حقیر را میشناسند میخواهم که مرا حلال کنند و اگر بدهکاری به آنان دارم از خانوادهام طلب کنند. دوست دارم در قبرم همراه من پیراهن مشکیام که با آن به هیئت میرفتم دفن شود و همچنین تربت اباعبدالله الحسین (ع) را روی چشمان، زبان، دست و سینهام بگذارید تا آن دنیا شفیع من باشند.
حرف دیگر من با پدر و مادر عزیزم هست که به آنها میخواهم بگویم که شما را عاشقانه دوست داشته، دارم و خواهم داشت. از دوستان میخواهم در مجالس ترحیمم روضه اباعبدالله (ع) خوانده شود ولاغیر.
من این دلم به عشق تو یکدست میکنم
راه دلم به غیر تو بن بست میکنم
از راه گوش خوردن باده کسی ندید
من «یا حسین» میشنوم مست میکنم
الحقیر وحید زمانینیا»
@Khatme_quran313
🌸بخشی از وصیتنامه شهید محمدرضا دهقان امیری
🌺این حقیر از همه شما عزیزان تقاضای حلالیت دارم و تشکر میکنم از پدر و مادر عزیزتر از جانم که تمام تلاش خود را برای نشان دادن راه سعادت به فرزندانشان انجام دادند و این حقیر حتی نتوانستم قدر کوچکی از این فداکاریها را پاسخ دهم.
🌼از همه دوستان دانشگاه و مسجد و استادانم و مربیانم درخواست حلالیت دارم و اگر حقی بر گردن من دارید درگذرید.
🌻صبر را سرلوحه کار خود قرار دهید و مطمئن باشید هر کس از این دنیا خواهد رفت و تنها کسی که باقی می ماند خداوند متعال است.
🌷اگر دلتان گرفت یاد عاشورا کنید و مطمئن باشید غم شما از غم ام المصائب خانم زینب کبری (ع) کوچکتر است.
منبع: نوید شاهد
@khatme_quran313
وی پس از اینکه بارها در عملیاتهای جبهه مبارزه علیه رژیم صدام از جمله عملیات محرم، والفجر مقدماتی و رمضان حاضر شد، بارها مورد آسیب و جراحت قرار گرفت، اما سرانجام، در صبحگاه ۲۳ اسفندماه سال ۶۳، در جریان عملیات بدر که فرماندهی گردان خطشکن را به عهده داشت، سرش مورد اصابت گلوله دشمن واقع شد و آغوش آبهای نیلگون هورالعظیم پذیرای مردی شد که سالها شوق زیارت حضرت دوست را در دل داشت.
پیکر گلگون سردار شهید حاج محمد طاهری پس از دو هفته و در ایام نوروز به وطن خود روستای مهدیآباد بازگشت و سنبل سفره هفتسین نوروز را به گلی سرخ تبدیل کرد، این پیکر آرام خفته در بستر خون، هدیه سال نو دوستان و همراهان بود که در خاک همیشه مقدس وطنش جای گرفت.
@khatme_quran313
در اوج انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)، کودکی 13ساله بود، امّا در مبارزات ضدرژیم و انقلاب، اعم از حضور در مراسم، تظاهرات، شعارنویسی و پخش اعلامیه، نقشی فعّال داشت.همزمان با شروع جنگ تحمیلی، چون دیگر جوانان میهن اسلامی ایران جهت اعزام به جبهه سراز پا نمیشناخت.
حسین وقتی به سنّ ازدواج رسید سنّت رسول گرامی اسلام را به جای آورد. با دختری عفیف از خانوادهای متدیّن ازدواج کرد؛ امّا متأسفانه از این شهید گرانقدر فرزندی به یادگار نمانده است.
عاقبت این سردارمخلص، شجاع، بیریا و گمنام جبههها در تاریخ 1365/10/25 در عملیات كربلای 5 با نوشیدن شهد شیرین شهادت، روح بلند و ملکوتیش از جسم کوچک و خاکیش به رضوان پر کشید و در جوار ربّش آرمید.
در تاریخ 1365/11/13 پیكر پاكش زینت بخش دستهای امّت حزب الله اردكان شده، پس از تشییع با شکوه و وداع با جسمش٬ پیكر مطهر او درگلزار شهدای اردکان به خاک سپرده شد؛ ولی رشادتها٬ حماسهها و دلاور مردیهایش هنوز ورد زبانهاست. بعد از شهادتش مردم و حتّی دوستان و نزدیکانش فهمیدند چه گوهر گرانبهایی از دست جبههها رفته است.
@Khatme_quran313
🌺 شهید حسین هریری در تاریخ ۳ آبان ماه سال ۱۳۶۸ متولد شد.
📙در دانشگاه علمی کاربردی قوه قضاییه خراسان رضوی (دادگستری مشهد) دوره کارشناسی در رشته حقوق قضایی به عنوان دانشجو پذیرفته شد.
🌼نام جهادی او سید عمار بود و به عنوان نیروی تخریب چی فعالیت می کرد.
🌹سرانجام در تاریخ ۱۳۹۵/۸/۲۲ در سوریه، استان حلب به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
📞پیش از آن که شهید هریری به سوریه اعزام شود پیامی را به دوستان خود ارسال کرده و در آن گفته بود:
🥀«میروم تا انتقام سیلی مادرم را بگیرم.»
منبع: کانال شهید هریری
@khatme_quran313
🌷شهید عبدالرسول زرین
🔸متولد پنجم مرداد ماه سال ۱۳۲۰ در یکی از توابع گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد است.
🔸به نقل از دکتر علیاصغر زرین، فرزند پنجم شهید
🔸پدر در اطراف گچساران به دنیا آمد و اجدادشان از بزرگان آن خطه بودند. متأسفانه پدربزرگ پدرم در درگیریهای آن زمان خانها و خانزادهها کشته میشود. پدر، پدر و مادرش را در کودکی از دست میدهد. از آنجایی که اموال زیادی هم داشتند خوانین منطقه اموال پدر را غصب میکنند. تا اینکه پدرم به سن ده سالگی میرسد. با وجود سن کم خیلی باهوش و شجاع بود و به دنبال احقاق حقش میافتد، اما تعدادی از دوستان پدربزرگم به او میگویند که اگر در این منطقه بمانی توسط همینها کشته میشوی و بنابراین با پای پیاده از راه کوه و دشت راهی شهرضای اصفهان میشود. آن زمان یازده دوازده سال داشت. ایشان به تنهایی در سن چهارده سالگی در اصفهان زندگی خوبی را برای خودش فراهم میکند و روی پای خودش میایستد. یک مغازه لباسفروشی داشت که بعد از ازدواج با مادرم مغازه چینیفروشی را هم همراه لباسفروشی در محله دروازه شیراز (خیابان شیخ صدوقی) اصفهان دایر میکند.
🔸🔸🔸🔸🔸
🔸آشنایی شهید عبدالرسول زرین با روحانیت و مسجد در دوران طاغوت به زمانی برمیگردد که در اصفهان در نزدیکی مغازهاش به مسجد باباعلی عسگر رفت. از آنجا با مسجدیها و هیئتها و افراد مذهبی آشنا شد. به قول ایشان آشنایی با روحانیت و مسجد تحول عظیمی در من ایجاد کرد و با اسلام آشنا شدم. پدر علمای اسلام را خیلی دعا میکرد، چون میگفت آنها باعث شدند راه را پیدا کنم. ایشان دیگر از مسجد باباعلی عسگر دل نکند.
🔸پدر ذاتاً انسانی ظلمستیز و جویای حق بود و از همان دوران کودکی نمیتوانست در برابر ظلم کوتاه بیاید.
🔸🔸🔸🔸🔸
💍ازدواج ساده و مؤمنانه شهید عبدالرسول زرین
🔸پدر در سال ۱۳۴۲ (۲۲ سالگی) در شهرضای اصفهان ازدواج میکند. ایشان در زمانی که خبری از انقلاب و اسلام در کشور نبود، برای ازدواج دنبال زنی مؤمن میگردد و به حمد خدا مادر را که اهل نماز، روزه و قرآن بود پیدا میکند و با ایشان ازدواج میکند. مادر همیشه میگوید: وقتی پدر به خواستگاری من آمد ایشان را فردی پرکار و زحمتکش و انسانی مومن و متعهد دیدم. برای همین با مهریه کم با ایشان ازدواج کردم. مهمانی خیلی سادهای هم برگزار کردند. حاصل این ازدواج هفت فرزند چهار پسر و سه دختر است. پدر به خاطر شرایطی که در کودکی و نوجوانی داشت، گفته بود میخواهم فرزندان زیادی داشته باشم و در اصفهان خانوادهای تشکیل بدهم.
📚با تصرف و تلخیص از پایگاه خبری حامیان ولایت و مستند گردان تکنفره
@khatme_quran313
✨🌷🍃🌷🍃🌷🍃
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
📜وصیتنامه شهید احمد کاظمی
🌷الله اکبر، اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله، اشهد ان علیاً ولی الله
🍃خداوندا فقط میخواهم شهید شوم شهید در راه تو.
🌷خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده.
🍃خداوندا روزی شهادت میخواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه کس هستی و قادر توانایی، ای خداوند کریم و رحیم و بخشنده، تو کرمی کن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق است.
🌷نمیدانم چه باید کرد، فقط میدانم زندگی در این دنیا بسیار سخت است. واقعاً جایی برای خودم نمییابم هر موقع آماده میشوم چند کلمهای بنویسم، آنقدر حرف دارم که نمیدانم کدام را بنویسم، از درد دنیا، از دوری شهدا، از سختی زندگی دنیایی، از درد دست خالی بودن برای فردای آن دنیا، هزاران هزار حرف دیگر که در یک کلام، اگر نبود امید به حضرت حق، واقعاً چه باید میکردیم.
🍃اگر سخت است، خدا را داریم. اگر در سپاه هستیم، خدا را داریم. اگر درد دوری از شهدای عزیز را داریم، خدا داریم.
🌷ای خدای شهدا، ای خدای حسین، ای خدای فاطمه زهرا(س)، بندگی خود را عطا بفرما و در راه خودت شهیدم کن، ای خدا! یا رب العالمین.
🍃راستی چه بگویم، سینهام از دوری دوستان سفر کرده از درد دیگر تحمل ندارد.
🌷خداوندا تو کمک کن. چه کنم فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوار هستم.
🍃خداوندا خود میدانم بد بودم و چه کردم که از کاروان دوستان شهیدم عقب ماندهام و دوران سخت را باید تحمل کنم.
🌷ای خدای کریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و کریم، تو کمک کن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.
🍃گرچه بدم ولی خدا تو رحم کن و کمک کن. بدی مرا میبینی، دوست دارم بنده باشم، بندگیام را ببین. ای خدای بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا میکنم، از روی سرکشی نیست. بلکه از روی نادانی است.
🌷خداوندا من بسیار در سختی هستم، چون هر چه فکر میکنم، میبینم چه چیز خوب و چه رحمت بزرگی را از دست دادم، ولی خدای کریم، باز امید به لطف و بزرگی تو دارم.
🍃خداوندا تو توانایی. ای حضرت حق، خودت دستم را بگیر، نجاتم بده از دوری شهدا، کار خوب نکردن، بنده خوب نبود... دیگر...
🌷حضرت حق، امید تو اگر نبود پس چه؟ آیا من هم در آن صف بودم، ولی چه روزهای خوشی بود وقتی به عکس نگاه میکنم. از درد سختی که تمام وجودم را میگیرد دیگر تحمل دیدن را ندارم. دوران لطف بیمنتهای حضرت حق، وای من بودم نفهمیدم، وای من هستم که باید سختی دوران را طی کنم.
🍃الله اکبر خداوندا خودت کمک کن خداوندا تو را به خون شهدای عزیز و همه بندگان خوبت قسم میدهم، شهادت را در همین دوران نصیب بفرمایید و توفیقم بده هر چه زودتر به دوستان شهیدم برسم.
🌷انشاءالله تعالی.
🍃منزل، ظهر جمعه ۶ تیر ۱۳۸۲
منبع: گلزار شهدای چیذر
🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃
@khatme_quran313
✨🌷🍃🌷🍃🌷🍃