روضه ،ختم جوان
سبک دشتی
✍به قلم مریم صالحی مرزیجرانی
الهی ای فلک دیگر نگردی۲
عزیزم روبه زیر خاک وکردی
جوان بودی نه وقت رفتنت بود۲
نه وقت زیر خاک و خفتنت بود
چرا پرپر شدی آلاله ی من؟۲
کجا رفتی و دختر خاله ی من
بسوز ای دل از این جور زمونه۲
الهی مادری تنها نمونه
زداغ سینه سوزت ای عزیزم۲
ببین اشکهای حسرت که میریزم
خدا صبری بده طاقت بیارم۲
به یاد مهربونیش بی قرارم
گلی داشتم فلک از ریشه چیده۲
که او اززندگی خیری نديده
لالالالا بخواب ای یاس پرپر۲
میریزم خاک عالم بر روی سر
لا لا لا لالا لا نیلوفرمن۲
چه زود دامن کشیدی از برمن
خدا صبر دلم دیگه تمومه ۲
سرخاکت دلم میگیره بونه
بخواب آروم بخواب دورت بگردم۲
تو رفتی ازغمت دنیای دردم
😭😭😭😭😭
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
روضه ختم برادر
ای نور دل حیدر شمع شهدا عباس با محنت و درد و غم ما رو به تو آوردیم
آقا زنجیر به پا داریم صد جور و جفا داریم زنجیر به پا داریم از بهر خدا عباس
آی آنهایی که کربلا رفته اید. آی جمعیتی که نهر علقمه رفته اید. امشب می خواهم برایتان زیارت ابالفضل(ع) بخوانم.
« اَلسّلامُ عَلَیکَ أیّهَا العَبدُ الصّالِحُ المُطیعُ لِلّهِ وَ لِرَسولِهِ وَ لاَ میرِالمُومنینَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَنِ أشهَدُ أنَّکَ قَد قُتِلتَ مظلوماً لَعَنَ اللهُ مَن قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللهُ مِن ظَلَمَکَ وَ لَعَنَ اللهُ مَن حالَ بَینَکَ ماءِ الفُرات. »
راوی می گوید: یک وقت گرد و غبار بلندشد، دیگر من ابالفضل(ع) را ندیدم. رفتم بالای بلندی تا ببینم در چه حالی است. وقتی نگاه کردم، بمیرم دیدم خون از بازوهایش می ریزد. دستهایش را از بدن جدا کردند. اما دست شما شیعه ها سالم است تا خدمت کنند.
یا ربّ مددی که ره به جانان ببرم این آ ب فرات بهر طفلان ببرم
رنگ حسین(ع) پرید. حالش منقلب شد. آمد سر بالین برادر چه برادی!
قدر چمن را بلبل افسرده می داند غم مرگ برادر را برادر مرده می داند
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
#ختم خوانی برادر
داغ برادر
اول به نبی حضرت خاتم صلوات
♻️دوم به علی شیر دو عالم صلوات
♻️سوم به گل وجود پاک زهرا
♻️چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
♻️از بهر حسین آن شه کرببلا
♻️وآن تشنهٔ در مقتل ماتم صلوات
(✅(#السلامعلیکیااباعبداللهالسلامعلیالحسینوعلیعلیابنالحسینوعلیاولادالحسینوعلیاصحابالحسینعلیهالسلام))@roze_daftari
⏺مجلس و محفل به یاد یه عزیز برادره...
یاد کنیم همه برادرایی که اسیر خاکها هستند...
🔅تو بودی غمگسارم ای برادر
🔅همیشه در کنارم ای برادر
🔅تو رفتی قامتم از غم شکسته
🔅دگر یاری ندارم ای برادر
🔅پس از مرگ تو ای امید جانم
🔅سیه شد روزگارم ای برادر
🔅تو بودی یاورو پشت و پناهم
🔅ز هجرت بی قرارم ای برادر
⬅️آی کسی برادر از دست دادی...
آی کسی که داغ برادر دیدی...
داغ برادر سنگینه...
آخه برادر پشت و پناهه خواهره..
همهٔ امید خواهر برادره...
تو داغ برادر اونی که آتیش میگیره خواهره...
الهی خواهری داغ برادر نبینه...
امان امان...3
◀️یا رسول الله2
به پیغمبر خبر دادن.....یا رسول الله، عمه جانت صفیه داره میاد...
میخواد بدن مُثله شده برادرش حمزه سیدالشهدارو ببینه...
پیغمبر فرمود نزارید خواهر جلو بیاد..
نزارید خواهر بدن برادرو ببینه...
آخه خواهره طاقت نمیاره...
پیفمبر اومد عباشو رو بدن حمزه سیدالشهدا کشید...
(میگه صفیه اومد کنار بدن برادر...)
اما بمیرم..
همین که نگاهش به بدن برادر افتاد...
دیدن بی هوش شد رو زمین افتاد...
⬅️(نمیدونم این خواهر چطور با برادر خداحافظی کرد...)
(چی میخوام بگم)
میخوام بگم اونجا صفیه دو تا محرم داشت..
یه طرف پیغمبر، یه طرف امیرالمومنین...
زیر بغلاشو گرفتن...بلندش کردند...دلداریش دادن...احترامش کردند...
(حق صاحب عزاست دیگه)
☑️(..نام صاحب عزا...)نمیدونم اون لحظه ای که خبر فوت برادرتو نو دادن چه حالی داشتی...
همه اونایی که داغ برادر دیدن، میگن وقتی خبر به ما دادن زانوهامون سست شد...
بی اختیار نشستیم...دیگه توان برا حرکت نداشتیم..
انگار دنیا رو سرمون خراب شد..
عالم برا ما تیره و تار شد...
امان امان...
⬅️میخوام یه چیز بگم ....
آی داغ دیده ها...اگه داغ برادر دیدید...
همه اومدن دلداریت دادن...زیر بغلاتو گرفتن...تسلای دلت بودن...باهات عزاداری کردند...
میخوای ناله بزنی دلتو ببرم کربلا....
(سبک عجب رسمیه)
▪️عجب رسمیه رسم زمونه
▪️برادر میره خواهر می مونه
▪️یکی اسیرو یکی شهیده
▪️ای وای حسینم ای وای حسینم
⬅️میخوام بگم ای کاش یه نفرم بود کریلا...زیر بغلای زینبو میگرفت...از کنار بدن برادر بلند میکرد...
اومدند زیر بغل زینب رو گرفتند نه والله...کسی اومد تسلیت بگه نه والله...
🔘اومد گودی قتلگاه...
دیگه نگم چه کردند ...
همین قدر بگم،.یه وقت صدای ناله بیبی سکینه بلند شد...
صدا زد... #یا_اَبتا_اُنظر_الی_عَمَتیَ_المَضروبه...
بابا پاشو ببین عمه جانم زینبُ دارن میزنن...
🔻آخ امان از دل زینب...
🔺چه خون شد دل زینب...
🔘الهی نبینی اونچه که زینب دید...
کاری کرده بودن با بدن حسینش....
خواهر بدن برادرو نشناخت...
🔈(نمیدونم این خواهر چطور با برادر وداع کرد)
اما بگم عمه سادات چطور وداع کرد؟؟ ...
یه وقت نگاه کردن دیدن لبها رو گذاشت به رو رگهای بریدهٔ حسین....
🍁گر چه من دیگر نمیبینم گُلِ روی برادر را
🍁خاطراتش را در این غمخانه مهمان میکنم
🍁گوهر یکدانه ای نازنین برادرم
🍁تا ابد نامت درون سینه پنهان میکنم
.... #وسَیعلَمُالّذینَظَلَمواأَیمَنقَلَبٍینقَلِبونَ.....
(⭐️شعرا 227⭐️)
♦️ای شیعه مکن وحشت قبرو سکرات
♦️تا حضرت مرتضی است کشتی نجات
♦️در وقت سؤالشان بگو با دو مَلَک
♦️من شیعهٔ حیدرم به حیدر صلوات
@roze_daftari
#روضه_دفتری
#دختر_جوان
در عزای دختر یکی از ذاکرین نوشتم
💢💢💢💢♦️♦️♦️♦️🟢🟢🟢🟢⚫️⚫️✔️
فلک بردی ز باغم حاصل من _زدی آتش تو آخر بر دل من
ندیدی اشک چشم مادرش را _چرا بردی ز باغش حاصلشرا
عجب نامردی ای دنیای فانی _ربودی دخترم را در جوانی
ز خاک غم گِلِ من را سرشتند _به تقدیرم چنین غمرا نوشتند
عزیزم قامت بابا شکسته _شدم از زندگی بیزار و خسته
در و دیوار غبار غم گرفته _ چرا تقدیر ، شانسم کم گرفته
تو ای زیبا گل در خاک و خفته _درود زندگی را زود و گفته
چسازد بعد بابای زارت _بیاید هرشب جمعه مزارت
اگر چه داغ تو بنموده پیرم _مرا از زندگانی کرده سیرم
کنم در خاطرات خود مصوّر _غم آن نو جوان شهزاده اکبر
نبوده در تن تو زخم شمشیر _چو دیده زخم پیکر شد حسین پیر
ترا با عزّ و ناز بر دوش کشیدن _ولی جسم علی صد جا بریدن
نبوده جای بوسه بر تن او _ نموده اربأ اربا دشمن او
بده صبری تو ای خلاق باری _دگر بس کن (صفا) کم کن تو زاری
شاعر حاج قاسم جناتیان قادیکلایی
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
#سالگرد پدر
@khatmkhanimajma
شده یکسال که من باباندارم
به روی قبراوسرمیگزارم
شده یک سال که اورامن ندیدم
چه سختیهازدوریش کشیدم
گلی خرمن کنم سایه نداره
غم داغه باباچاره نداره
یه ساله این خانواده داغه بابادیدن.یه ساله روی ماهه باباروندیدن.آی داغه بابادیده های.آی یتیمای مجلس.داغه باباسنگینه وسخته.ولی برادخترسخت تره.دختری که داغه باباببینه خیلی تنهاوبی پشت وپناه میشه.چون اگه دخترعزت داره احترام داره.همه ازوجودباباست...اگه بابانداشته باشی هیچی تودنیانداری
پس اونایی که بابادارن قدرباباشونوبدونن
هرکی که باباداره قدرباباشوبدونه
اونکه بابانداره ازدله ماخبرداره
اونکه بابانداره سرروی دیوارمیزاره
اونکه بابانداره تودنیاهیچی نداره
امون ازیتیمی.امون ازغریبی.یه ساله داغه بابادیدی.برابابات سالگردگرفتی.دوستان.اقوام.آشنایان اومدن براعرض تسلیت.براتون گل آوردن.گفتن این خونه داغداره.داغه بابادیده.بایدتسلای دلشون باشیم.بهتون احترام کردن...ولی گریه کنای مجلس بابا.یه دختری هم داغه بابادید.بجای اینکه بهش تسلیت بگن.تامیگفت بابا.سیلی میزدن.تازیانه میزدن...😭😭😭😭😭اگه رقیه هم باباداشت کسی جرات اهانت وسیلی زدن بهش نداشت
یتیمی دردبی درمان یتیمی
یتیمی خواری دوران یتیمی
الهی دختی بی بابانباشد
اگرباشددرجمع مانباشد
الهی دختری درزندگانی
نبیندداغه باب مهربانی
سروده وروضه...بی نشان...خادم الزهرا
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از روضه دفتری
#روضه_دفتری_پدر
@roze_daftari
امروز به یاد دخترای...
این بابا بسوز برای رقیه سه ساله امام حسین ع
برا یتیم باید خیلی گریه کنی خیلی زار بزنی
داغدیده ها ی مجلس شما خیلی دلخوشی ها دارین
اگر چه بابا از دست دادین اما کسی به شما بی احترامی نکرد
همه ی مردم اومدن به شما تسلیت گفتن
لحظه ای که پشت سر تابوت بابا میرفتی
پاهات رمق نداشت این خواهرا این مادرا
زیر بغلاتونو گرفتن شما رو تسلیت دادن
کسی شما رو تازیانه نزد اما بمیرم
برا سه ساله ی امام حسین ع
یه دختر بگه بابا اما سر بریده ی بابا شو ببینه
آی مردم مگه قرآن سفارش بچه یتیم ونکرده
شما بگین مگه بچه یتیم سنگش میزنن
پس چرا رقیه ی سه ساله رو سنگش میزدن
دیدین یه دختر که باباش سفر میره یا فرزند شهید این عزیزان که بابا ندارن بعضی صبحها که پامیشن میگن مادر دیشب خواب بابا رو دیدم
آخ بمیرم رقیه هم سر رو خاک خرابه گذاشت
وقتی از خواب بیدار شد ظاهرا خواب باباشو دیده بود
دلش بهونه ی بابا گرفته اما سر بریده ی بابا رو براش آوردن
صدا زد عمه جان کمک کن تا که بردارم
سر بابام از روی زمبن
عمه جون دیگه دست وپام رمق نداره
آخ بمیرم سروگرفت رو سینه گذاشت باهاش درد دل میکنه
بابا ی خوبم بابای مهربونم آخ کی رگهای
گردنت رو بریده بابا بابا
آه بابا بابا چه کسی پیشونیتو شکسته بابا بابا
بابا چرا چند شب(وقته) خبر از بچه هات نگرفتی بابا..
عجب رسمیه. .....
مرگ بابا کمتر از آه دل یعقوب نیست
او پسر گم کرده بود وما پدر گم کرده ایم
ای چراغ زندگانی ای پدر یادت بخیر
ای بهار جاودانی ای پدر یادت بخیر
روح پاکت ای پدر با امیر الموءمنین محشور باد
خانه ی قبرت زالطاف خدا پر نور باد
داغدیده های مجلس
شما هم داغ بابا دیدین اما بگین ببینم برا آخرین بار کجا بابارو دیدین
آخرین بار کجا با بابا وداع کردین
قربون بچه های ابی عبدالله ع برم وقتی آقا برا آخرین بار اومد تو خیمه ها خداحافظیشو کرد
اومد سوار بر ذوالجناح شد هر چه کرد دید اسب حرکت نمی کنه چته ذوالجناح چرا حرکت
نمی کنی یه وخ اسب آقا با سر اشاره ای به پایین کرد یعنی آقا یکی دست وپای منو گرفته
تا آقا نگاه کرد دید سکینه دختر نازدانه اش است
آخه مردم دختر خیلی باباییه
همه عالم میدونن که دخترا بابا ییند
بابا نیاد نمی خوابند منتظر لالاییند
گفت بابا جون نمیزارم بری بابا
بابابیا برا آخرین بار منو روزانوت بنشون بابا
دست نوازش به سرم بکش بابا
آخه امروز یه جور دیگه خداحافظی میکنی بابا
گذشت ماجرا
رقیه خواهرا عمه ها هم نشسته بودن
یه وخ صدای ذوالجناح بابا رو شنیدن
همه به خیال این که باباشون اومده
از خیمه بیرون اومدن آخ بمیرم
خدا امید هیچ کسی رو ناامید نکنه
همچین که اومد دید اسب بابا اومده اما بابا نیومده یال اسب بابا خونیه
ای وای ای وای...
بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است
وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است
هنگام وداع تو ز بس که گریه کردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده است .
@roze_daftari
#روضه_دفتری
🍂🍁روضه و توسل جانسوز _ ویژۀ وفاتِ حضرتِ ام البنین سلام الله علیها تقدیم به همه ی مادران شهداء _ حاج میثم مطیعی 🍁🍂
┄┅═══•••✾❀✾•••═══┅┄
__
*امشب روضه مو اینجوری شروع می کنم،روز مادرانو و همسران شهداست،مجلس به پاست به یاد بی بی اُم البنین مادرشهید،همسر شهید...امشب با یاد شهدا بریم درِ خونه ی اُم البنین...
شهید علی اکبر رضایی منش،سال شصت و دو مفقود شده در کردستان،تا الان مادرش دَرِ خونه رو نمی بنده،میگه:عزیزم از سفر میاد،پسرم بر میگرده..میگن:وقتی بارون میاد،از خونه میاد بیرون..بهش میگن: مادر!بیا سردِ...میگه:نه الان پیکر بچه ام زیر بارونِ...وقتی برف میاد،ازخونه میاد بیرون..مادر! مریض میشی،حالت بد میشه...میگه:شماها نمی فهمید،من مادرم،بدن بچه ام الان زیر برف و بورانه....
یه مادری هم مدینه منتظربود مسافرش برگرده،ولی نه مسافر خودش،از بچگی براش مادری کرده،حسینم! من خدمت گذار شمام....
گفت:اون مادر شهید،احمدش رفت،والفجر مقدماتی شهید شد،همسایه ها فامیل اومدن گریه می کردن،چیزی نمی گفت،عملیات بعد ابوالقاسمش رفت شهید شد،دو تا پسر داد،به شوهر گفت:چرا نشسته ای؟پاشو اسلحه ی بچه هام رو بردار،همه دارن آماده میشن، رفت،والفجر هشت شد،همه اومدن،زن ها اومدن،فامیل اومدن توی خونه،خیلی بی تابی می کردن،جوانات رو از دست دادی،شوهرت رو از دست دادی..میگن:یه وقت بلند شد به سینه میزد،می گفت:*
تموم زندگیم مال حسینِ
دلم همواره دنبال حسینِ
*خودش رفت،توی اون حج خونین سال شصت و شش،گفته بود: حالا نوبت منِ،رفت،صف اول برائت از مشرکین شهید شد، "شهیده کبری تلخابی"...
عرض روضه من باشه،منم یه مادری رو میشناسم،همش صدا می زد:تموم زندگیم مال حسینِ.....
امشب مدینه ات رو بگیر،از بی بی اُم البنین مدینه بگیر،بری بین الحرمین،سر به دیوار بذاری براش روضه ی اباالفضل بخونی...*
این گدا سوی مدینه سفری میخواهد...
تا بیاید حرمت راهبری میخواهد
سلام من به بقیع و به چهار قبر خرابش
سلام من به بقیع و چهارقبر رفیعش
*مرحوم مامقانی نوشته در کتاب تنقیح المقال...: وقتی بشیر آمد وارد مدینه شد،مردم رو جمع کرد،بی بی ام البنین آمد،بی بی جان! بچه هات رو کشتن....از حسینم چه خبر؟ دستای علمدار کربلا رو جدا کردن..از حسینم چه خبر؟ بی بی جان! نبودی عمود آهن به سر پسرت زدن... از حسینم چه خبر؟ بی بی جان با لب تشنه سر از بدنش جدا کردن... یه وقت صدا زد ای بشیر! " قَدْ قَطَّعتَ نِیاطَ قَلبی " بندهای دلم رو پاره کردی..." أولادی وَمَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین " همه ی زندگیم فدای حسین...همه ی بچه هام فدای حسین...*
تموم زندگیم مال حسینِ
دلم همواره دنبال حسینِ
#روضه
#مادر_شهید
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
بنال ای نی که دنیا بی وفاهه
خدا داند که دل بستن گناهه
چقدر خوب است که با ایمان بمیرم
بزیر سایهٔ قرآن بمیرم
چو مردان غیور و با سخاوت
که نائل گشته اند و بر شهادت
به مثل این که مادرشهید است
به دنیا زحمت بی حد کشیده است
به داغ لاله اش نالید و هرشب
فغان و ناله اش بود است و برلب
همی نالید شهیدم در کجایی
دوچشمم شد سفید هجر جدایی
پسرجان در عزایت من غمینم
چگونه جای تو خالی ببینم
امیدم هست بیایم در جوارت
بخوابم در لحد اندر کنارت
پسرجان سوز قلبم را ندانی
اگر گویم بسوزد هر زبانی
از آن روز که ترا تابوت دیدم
خدا داند کمان آسا خمیدم
زداغ تو پسر جان مرده بودم
چقدر قصه عزایت خورده بودم
اگر مردم مرا اندر کنارش
نمائید دفن مرا توی مزارش
که شاید روی زیبایش ببینم
گلی از گلبن رویش بچینم
خداداغ جوان درمان ندارد
جوانمرده به تن او جان ندارد
@khatmkhanimajma
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
#نوحه _ مادر_ شهید _
ای مادر شهید، ماه عزا رسید
دلم تنگه برای روضههای تو
دلم تنگه برا سوز دعای تو
دلم تنگه برا سوز دعای تو
مادر حلالم كن...
انگار تو حسینیه
چادر به كمر بستی
نذری میپزی مادر
مشغول دعا هستی
تا روز ابد هستم
مدیون دعای تو
مثل پسرت امسال
خالی شده جای تو
مادر حلالم كن...
تابوت شهیدت رو
وقتی كه بغل كردی
یك كربوبلا برپا
با اهل محل كردی
تو صحن حسینیه
با این گل پرپر
گفتی به همه: بچهم
قربون علیاكبر
مادر حلالم كن...
تو قلب حسینیه
عكس پسرت قابه
فردای قیامت هم
پشت سر اربابه
فرزندتو میدیدی
تو سینهزنا هر شب
اون مست علیاكبر
تو همنفس زینب
مادر حلالم كن...
یاد پسرت بودی
وقتی كه منو دیدی
یه چفیه بهم دادی
سربندمو بوسیدی
گفتی پسرم عباس
تو جبهه علمداره
پیغوم نبری مادر
چَن وقته كه بیماره
مادر حلالم كن...
افسوس نشد مادر
شمع پسرت باشم
افسوس نشد مادر
مثل پسرت باشم
گفتی نفس آخر
فردا رو میخوای مادر
دستت به ضریح دل
چشمت به لب رهبر
مادر حلالم كن...
.
ای مادر شهید، ماه عزا رسید
دلم تنگه برای روضههای تو
دلم تنگه برا سوز دعای تو
دلم تنگه برا سوز دعای تو
@khatmkhanimajma
ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
(#در مقام مادران شهید
⬛️⬛️⬛️🌹🌹🌹➖➖➖⬛️⬛️⬛️⬛️🌹🌹🌹➖➖⬛️⬛️⬛️
ای نام قشنگت سبب عزّ و وقارم
ای کوکب رخشان به میان شب تارم
ای تاج درخشندهٔ بر فرق سر من
یکتا گوهر عالم هستی مادر من
ای آنکه ندارد به جهان مهر تو همتا
غیر از احد و قادر سبحان ،حی یکتا
ای آنکه وجود تو بُوَد دار و ندارم
غم نیست به دل وقتی تو باشی به کنارم
ای خاک کف پای تو شد بوسه گه من
مهتاب تو هستی ، به شام سیه من
برعرش اگر جای تو باشد که عجب نیست
رضوان چو مأوای تو باشد بی سبب نیست
فرموده نبی تحت قدوم تو بهشت است
اینگونه بزرگی خدا بر تو نوشت است
من کمتر از آنم مدح تو شعر سُرایم
ترسم که از این امر خطیر بر نیایم
ای مادر نیکوی من ای نور امیدم
پرورده زدامان تو هستم که شهیدم
هر خصلت نیکو که بگویی ز تو دارم
آزادگی و درس شهامت شده کارم
نام تو بلند است که مادر به شهیدی
با هدیه فرزند به مقامت تو رسیدی
از دامن تو دسته گلی رفته به معراج
تا حشر به فرق تو کند جلوه چنان تاج
دانم که صفا مدح شهید از تو نیاید
الا که خدا قفل لبانت بگشاید
شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی
@khatmkhanimajma
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
در فراق مادر دو شهید
الا ای مادر زحمت کشیده / در این عالم بجز محنت ندیده
الا ای مادر ای یارو وحیدم/ بدامان تو آزاد پروریدم
زشیر پاک شهیدان پرویدی / خدا داند چقدر سختی کشیدی
تو مادر لاله هایت سرفرازند/ براه دین و کشور عشق بازند
تو دیدی پیکر پاک و مطهر / دوفرزندت فدای دین و کشور
تو مادر معدن صدق وصفایی/ الان چند روزه که از ما جدایی
کنار سفرهٔ علی رضایی / گهی مهمان اصغر ماسوائی
تودر خلد برین مأوا گرفتی/ به پیش لاله هایت جا گرفتی
بلی داغ جوان دیدی بدوران/ دل تو خون شده در مرگ آنان
شکستی و خمیدی غصه خوردی / غریبانه تو مادر جان سپردی
فدای اون دل پر مهر مادر / که تا بودی به ما بودی تو یاور
چگویم مثل تو پیدا نگردد/ زنی با این خصال پیدا نگردد
دگر صوت مناجاتت نیاید / دگر کی بهر ما آغوش گشاید
شهیدان بهرتان مهمان رسیده / کنیز سیده حوران رسیده
الهی همنشین گردان به زهرا / که یک عمری به عشقش بوده دنیا
(صفا ) وصفش بر گو به یاران / که گردد همنشین با شهیدان
شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی
@khatmkhanimajma