اگه زندگیم رو یه کتاب در نظر بگیریم من اون فصلی که مربوط به تو میشه رو نخونده رد میکنم؛
اینو بدونید؛
همیشه یه کم حقیقت پشت 'شوخی کردم'
یه کم آگاهی پشت 'نمیدونم'
یه کم احساس پشت 'مهم نیست'
و یه کم درد پشت 'خوبم' وجود داره . . .
«بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم
مبادا خسته شوی
و بیمِ آن دارم که سکوت کنم
مبادا گمان کنی که دیگر برای
قلبم مهم نیستی!»
- نزار قبانی
خوردهایم، نوشیدهایم، با شگفتی به تماشای ستارهها نشستهایم، چند نفری را دوست داشتهایم، کمی اعتراض کردهایم، کمی زندگی کردهایم، کمی دیگر نیز زندگی خواهیم کرد . . .