خشتـــ بهشتـــ
#داستان #آغاز_یک_تحول قسمت اول: دختری از یه خانواده مذهبی بودم. در گذر ایام عاشق ی
#داستان🌈
#آغاز_یک_تحول✨
#قسمت_دوم💥
قسمت ٢
بالاخره به این نتیجه رسیدم که تو این سفر حداقل دیگه باهاشون ارتباطی نداشته باشم لذا یه موضوعی رو بهونه کردم، با ایشون قهر کردم و سیم کارتم رو خاموش کردم.
کاروان به حرکت خود به سمت استان خوزستان ادامه داد. 🚌
غروب آفتاب به شهر اندیمشک رسیدیم، بعد از توقفی کوتاه در دوکوهه عازم اهواز شدیم. شب را در اهواز سپری کردیم.🌘
فردای آن روز عازم منطقه فکه شدیم. در منطقه فکه، کانال کمیل و حنظله رو زیارت کردیم.
وقتی روحانی کاروان، ماجرای کانال کمیل و حنظله را برامون تعریف کرد، از شهید شاخص این کانال، شهید ابراهیم هادی و مرام و اخلاقش برامون گفت خیلی حالم عوض شد و بیشتر از کاری که کرده بودم خجالت می کشیدم.😔
شهید هادی تحول عجیبی رو در روحم پدید آورد. اونجا یه دفترچه یادداشتی بود که دلنوشته ها رو توش یادداشت می کردند. منم یه یادداشت گذاشتم که" شهید هادی عزیر دستم رو بگیر تا بتونم از این گناه نجات پیدا کنم."
دوباره سوار اتوبوس ها شدیم که به سمت قتلگاه فکه برویم.🚌
مسیر کانال تا قتلگاه فکه حدود 10کیلومتر شاید هم کمتر یا بیشتر بود.
بالاخره به قرارگاه فکه رسیدیم. کاروان با سینه زنی و مداحی روی رمل های فکه حرکت خودش رو به سمت گودال قتلگاه آغاز کرد.
ادامه دارد....
🖊 #علمدار_کمیل
╭━━━⊰❀⊱━━━╮
||•🇮🇷 @marefat_ir
╰━━━⊰❀⊱━━━╯