راوی میگه :
دیدم یه دختری داره رو این خارای صحرا میدَوِه !
با اسب سمتش رفتم بگم بیا نترس
دیدم این دختر تا صدای پایِ اسب رو شنید تند تر دوید ...
رسیدم بهش ، دیدم این دو تا دستای کوچولوشو
گذاشت رو گوشاش ....!
گفت مسلمونی ؟!
تاحالا قرآن خوندی؟!
فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ ...
نزنیــا
نزنـی آقا..
من بابا ندارم 💔
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به کدامین گناه..💔
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابایی ...💔
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ء . دختر حرملھ در اوجِ حسادت میگفت
خوش به حالش رقیه عجب عمویی دارد
ـ ـ #رقیهسادات | #محرم
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
Mahmood karimi ~ UpMusic517_70215248881787.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
به ماه آسمون میگفت..💔
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
خُمـوٓلْ¹³⁵
شهادتت مبـارک آقای صبورِ کربــلا💔
برایت بمیرم آقا؛
که هرآن مرثیه را خَلق شنیدند،
شمادیده ای آن را.. 💔
مهدی رسولی1_12365018569.mp3
زمان:
حجم:
35.8M
_کاشمیشدشبسومجونموبراتبدم:)
#روضه
#مهدیرسولی
خُمـوٓلْ¹³⁵
_کاشمیشدشبسومجونموبراتبدم:) #روضه #مهدیرسولی
با این روضه باید مرد... 💔
مداح به دختر سه ساله ای در مجلس روضه گفت نمیترسی اینجا دارن داد میزنن؟!
دختر بچه گفت نه عموم اینجاست مراقبمه💔🥺
مجلس دوباره به هم ریخت💔
و آه از رقیه (س) 🥺
یه بنده خدایی دختر کوچیک داشت دخترش مریض بود.....بچه فلج بود
همه گفتن نبرش اونجا....
گفت:نه!میبرم اونجا خود حضرت رقیه(سلام الله علیها)شفاش میده
بردش دمشق حرم بی بی،
خادم های حرم میگن هر روز بچه به بغل میومد زیارت
بعد چند روز میبینند اومده اما بچه باهاش نیست
باباهه داد میزنه میگه:
کی گفته تو جواب میدی...):؟
کی گفته تو شفا میدی....):؟
من پاشدم اومدم حرمت..
همه گفتن نبرش...):
گفتم نه!رقیه(سلام الله علیها)دخترمو شفا میده....):
الان بلیط گرفتم امروز دارم بر می گردم،آخه با چه رویی برگردم؟....💔):
برگشت هتل...
دید دخترش داره دور اتاق میدوه و گریه می کنه...
بچه ای که فلج بوده....):
دختره به باباش میگه:چرا منو ول کردی رفتی؟....):
باباهه میگه:تو چطور میتونی راه بری؟
دخترش میگه:تو که رفتی تنها شدم
ترسیدم
خیلی گریه کردم
یهو یه دخترکوچولو اومد....):
گفت:چیشده؟
گفتم:بابام رفته...
تنهام می ترسم...):!
گفت:بابات الان میاد.بیا تا اون موقع باهم بازی کنیم
گفتم:من فلجم....):💔
گفت:عیبی نداره بیا
دیدم می تونم راه برم !
باهم بازی کردیم....):
قبل اینکه تو بیای
گفت:بابات داره میاد....من دارم میرم
ولی به بابات بگو دیگه سرم داد نزنه...💔):
کسی سر بچه یتیم داد نمیزنه🙂•