خُمـوٓلْ¹³⁵
آیـــه های نجیب و کوتــاهم شبی از ناقه ام تنــزل کرد..
غنچه های شبیه آلاله..
روی چین های دامنم گــل کرد:) 💔
خُمـوٓلْ¹³⁵
دستی از پشتِ خیمه ها آمد.. لاجَرَم راهِ چارهِ ام گُم شُد.. 🥀
در هَیاهویِ غارتِ خیمه..
ناگهان، گوشواره ام گــُـم شُد... 💔
و در آخـــر..
یــٰـارَبَّ الْحُسینْ،
بِحَقِّ الْحُسینْ،
اِشْفِ صَدرِ الْحُسین،
بِظهورِ الْحُجَّه..:) ❤️🩹