#یک_روایت_عاشقانه
به سوریه که اعزام شده بود
بعضۍشبها با هم در فضای مجازۍ چت میکردیم..
بیشتر حرفهایمان احوالپرسۍ بود
او چیزی مینوشت و من چیزی مینوشتم
واندڪ آبۍ میریختیم بر آتش دلتنگۍمان...
روزهای آخر ماموریتش بود
گوشۍ تلفن همراهم را که روشن کردم
دیدم عباس برایم کلۍ پیام فرستاده است...!
وقتۍ دیده بود که من آنلاین نیستم
نوشته بود:
آمدم نبودۍ؛ وعدهۍ ما بهشت..🥲
-همسرشهیدعباس دانشگر
نوشتهبود؛
انقدمیامگلزارشهدا...
تاهمینجاخاکمکنن:))💔🚶🏿♂'˼
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 اصلا رقیه نه،
مثلا دخترخودت ...
_ماجرای غسل دختربچه های شهیدِ جنگ ۱۲ روزه
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
یکی از شیعیان که نامش رمیله بود بیمار شد.
به گونهای که نتوانست به مسجد آید.
چند روز بعد که حالش بهتر شد به نماز آمد.
حضرت امیر (ع) به او فرمودند: ای رمیله بیمار شدی؟ سپس اندکی سبکی در خود احساس کردی و به نماز آمدی؟
رمیله گفت: آری ای سرور من. شما چطور آگاه شدید؟
حضرت فرمودند: ای رمیله، هر مرد یا زن مومنی که بیمار شود، ما هم بهخاطر او بیمار میشویم.
و هر اندوهی به او برسد، ما هم اندوهگین میشویم.
و هر دعایی بکند برایش آمین میگوییم.
و هر گاه ساکت باشد برایش دعا میکنیم...
✍🏻کتاب دانشنامهی امام علی (ع)
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالتون خوب شد مارم دعاکنید💔
#مهدیرسولی
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
34444دوباره-یاد-قدیما-افتادم.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
دوباره یادِ قدیما افتادم..
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
خُمـوٓلْ¹³⁵
دوباره یادِ قدیما افتادم.. ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄ @khomool128 ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
خیلی قشنگه،
از خاطراتِ خانواده ی جانبازان💔
حتما گوش بدید
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_قصه درست از اون جایی شروع شد..
"کربلایی حسین ستوده
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
یه مادری میگفت: 80کیلو پسر جَوونم رو دادم، 2کیلو استخون پس گرفتم!💔
منو از چی میترسونید؟ :)