پنجمِ صفرم گذشت و از غمتون نمردم..
حلالم کنید
کربلایی هم نشدم💔
هوای مارو از دور داشته باشید.. 💔
خداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی بهجا ماندهام و پیوسته کسانی را بهسوی آن روانه میکنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.
عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.
"بخشی از وصیت نامه شهید حاج قاسم سلیمانی"
آن چنان در همه جای دل من جا شدهای
که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی..!
آقای اباعبدالله:)
باشد کھ روزگار بچرخد به کامِ دل
باشد کھ غم،خجل شود از صبرِ قلبِ ما🍂
"معصومه صابر"
شدهدلتنگشوی چارهنیابی جزاشڪ!؟
منبه اینچاره ی بیچارهدچارم هـرشب...
سید رضا نریمانی40418می-گفت-میخوام-برم-بشم-فدای-زینب.mp3
زمان:
حجم:
7.3M
یه جون که بیشتر ندارم..
پایِ امامم بذارم:)
#نریمانی
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
خوشـٰابحـٰالڪسۍکہ
بخـٰاطرگنـٰاهـٰانۍکہمـرتڪبشـده؛
گریہمۍکنـدوپشیمـٰاناسـت...!'
-
±اَزفرمـٰایشـٰاتاَمیرالمؤمنین'؏'.💚!'
"مَقر ابوالفضل العباس"
در منطقۀ تفحص، بدنهای شهداپیدا نمیشد. یکی گفت: بیایید به قمربنیهاشم متوسل بشویم. نشستيم و به دستهای علمدار سیدالشهداء
متوسل شديم. درست است که دستهای قمربنیهاشم قطع شد، اما باب الحوائج است. خود سیدالشهدا هم وقتی کارش در کربلا گره میخوردبه
عباس رو میكرد.نشستيم و متوسل شديم؛ بعد از آن بلند شديم و خاکها رو به هم زديم. یک جنازه زیر خاک دیديم، او را بیرون آورديم.الله اکبر! دیديم
اسم این شهید عباس است. شهید عباس امیری گفتيم: شاید پیدا شدن شهیدیبه نام عباس اتفاقی است. گشتيم و یک جنازۀ دیگر پیدا شد که
دست راستش درعملیاتی دیگرقطع شده و مصنوعی بود. او را بیرون آوردند دیدند اسمش ابوالفضل است. فهمیدنداینجا خیمه گاه بنی هاشم است.
گفتيم: اسم این مکان را بگذاریم مقر ابوالفضل العباس:)))
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیدگی کربلا دعامون کن ..💔
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
@khomool128
┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄