eitaa logo
خُمـوٓلْ¹³⁵
153 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
1.2هزار ویدیو
20 فایل
در رهِ منزلِ لیلی که خطرهاست در آن؛ شرط اول قدم آن است که مجنون باشی:) به یادِ گمنامانِ زهرا..🌱 #فرزند‌شهید‌سید‌علی‌خامنه‌ای
مشاهده در ایتا
دانلود
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تموم شد:) 💔 ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄ @khomool128 ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
صفر تموم شد.. ان شاءالله امضای حضرت زهرا (س) به عزاداری هاتون:))
خُمـوٓلْ¹³⁵
صفر تموم شد.. ان شاءالله امضای حضرت زهرا (س) به عزاداری هاتون:))
امیدوارم سال دیگه هم بی بی رقیه مثل امسال بهمون کربلا بده:)
ماه ربیع الاول رو به همگی تبریک میگم:) 🌸
سنّ و سالت که بیشتر می‌شود می‌فَهمی کسی را به بهانه‌ای خواستن، بها ندارد.. که عشق اگر عشق است باید بی‌ قید و شرط.. محضِ معشوق باشد و بس ! سنّ و سالَت که بیشتر می‌شود می‌فهمی بعضی از کلماتَت.. بعضی از احوالات قلبی‌َت .. باید فقط مختصٍ یک‌نفر باشد ! می‌فهمی دوری و نزدیکی.. فراق و وصال ..آن‌قدر هَم مهم نیست.. همینکه جایی جز درِ خانه‌ی عشق نباشی.. عشق است.. ! حسین جان! ما عمرمان به پایِ روضه‌های تو رفته .. از ما گذشته تو را، به بهایِ بهانه‌ بخواهیم.. عزیزم ! این کلمه راستش را بخواهی کنارِ اسمِ کسی جز تو نمی‌نشیند.. تو همه‌ی مایی و ما فقط برایِ تو بلندبلند گریه کردیم فقط برایِ تو شب‌ها تا گرگ و میشِ سحر به سر و صورت زدیم.. و صبح‌ها با خورشید به استقبالِ روضه‌َت رفتیم.. حالا تو بخواه تا لحظه‌لحظه‌هایِ این روزگارِ غریب را در پناهِ پرچمَت.. زیر خیمه‌‌َت.. درِ خانه‌یِ تو به عشق .. به عاقبت بخیریِ نگاهت.. نفس بکشیم.. ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄ @khomool128 ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
خانوم‌رقیه ، میشه برای ما جلو بابات پا بکوبی و بگی اینو نگهش دار برای خودم ؟:)))))))))))
hosein sotodemishe-bargardam-agha-sotode (1).mp3
زمان: حجم: 2.8M
میشه برگردم آقا دوباره؟.. ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄ @khomool128 ┄⊰𖣐⊱┄┄┄┄┄┄
چه کسی گفت که در عالَمِ بالاست بهشت؟ هرکجا نامِ حسین است همانجاست بهشت:))
✋🏻!' 'بـرگہ‌ۍامتحـٰان📄' سرکلاس‌استادازدانشجویان‌پرسید: این‌روزهاشهدای‌زیادی‌روپیدامیکنن‌و میارن‌ایران... به‌نظرنتون‌کارخوبیه؟ کیاموافقن؟۱نفر کیامخالف؟همه‌به‌جز۱نفر دانشجویان‌مخالف‌بودن بعضی‌ها‌میگفتن:کارناپسندیه....نباید بیارن... بعضی‌هامیگفتن:ولمون‌نمیکنن ...گیر دادن‌به‌چهارتااستخوووون... ملت‌دیوونن بعضی‌هامیگفتن:آدم‌یاد‌بدبختیاش‌میفته تااینکه‌استاددرس‌روشروع‌کردولی خبری‌ازبرگه‌های‌امتحان‌جلسه‌ی‌قبل‌نبود... همه‌ی‌سراغ‌برگه‌هارومی‌گرفتند. ولی‌استادجواب‌نمیداد... یکی‌ازدانشجویان‌باعصبانیت‌گفت: استادبرگه‌هامون‌رو‌چیکارکردی شما‌مسئول‌برگه‌های‌مابودی استادروی‌تخته‌ی‌کلاس‌نوشت:من مسئول‌برگه‌های‌شما‌هستم... استادگفت:من‌برگه‌هاتون‌روگم‌کردم‌و نمیدونم‌کجاگذاشتم؟ همه‌ی‌دانشجویان‌شاکی‌شدن. استادگفت:چرابرگه‌هاتون‌رو‌میخواین؟ گفتند:چون‌واسشون‌زحمت کشیدیم،درس‌خوندیم،هزینه‌دادیم، زمان‌صرف‌کردیم... هرچی‌که‌دانشجویان‌میگفتنداستادروی تخته‌مینوشت... استادگفت:برگه‌های‌شماروتوی‌کلاس بغلی‌گم‌کردم‌هرکی‌میتونه‌بره‌پیداشون‌کنه یکی‌ازدانشجویان‌رفت‌وبعدازچند‌دقیقه‌با برگه‌ها‌برگشت ... استادبرگه‌هاروگرفت‌وتیکه‌تیکه‌کرد. صدای‌دانشجویان‌بلندشد. استادگفت:الان‌دیگه‌برگه‌هاتون‌رو نمیخواین!چون‌تیکه‌تیکه‌شدن! دانشجویان‌گفتن:استادبرگه‌هارو میچسبونیم. برگه‌هاروبه‌دانشجویان‌داد‌وگفت:شمااز یک‌برگه‌کاغذنتونستیدبگذریدوچقدر تلاش‌کردیدتاپیداشون‌کردید،پس‌چطور توقع‌داریدمادری‌که‌بچه‌اش‌رو‌با‌دستای خودش‌بزرگ‌کرد‌وفرستادجنگ؛الان منتظره‌همین‌چهارتااستخونش‌نباشه؟ بچه‌اش‌رومیخواد،حتی‌اگه‌خاکستر شده‌باشه. چند‌دقیقه‌همه‌جا‌سکوت‌حاکم‌شد! وهمه‌ازحرفی‌که‌زده‌بودن‌پشیمون‌شدن!! تنهاکسی‌که‌موافق‌بـود . . فرزند‌شھیدی‌بودڪه‌سالھامنتظربابـاش‌بودシ💔!