خُمـوٓلْ¹³⁵
بار آخر که علی اومد خونه یه حال و هوای دیگه ای داشت.. و یه هفته بعدش شهید شد:) 🖤
علی شب قبل از شهادتش به برادرش زنگ زده بود و حلالیت گرفته بود؛
و ساعت پنج صبحش (دو روز بعد از شهادت آقا) به شهادت رسید..
خُمـوٓلْ¹³⁵
نقل از مادر شهید: علیِ من خیلی خوش برخورد و مهربون بود، علی خیلی خنده رو بود:) من هرچی از علی بگم
ارادتش به حضرت ابوالفضل ع، ستودنی بود:)
خُمـوٓلْ¹³⁵
روستای پدرِ علی اصلا شهیدی نداشت و علی اولین شهیدِ اون روستا شد:) 🖤
- گاهگاهی آنقدر زیرفشار روحی کوفته میشوم که برای فرار از درد و غم دست به دامان ِ شھـٰادٺ میزنم . .
آقامصطفیچمران میگفت . . .