خُمـوٓلْ¹³⁵
_
همسر شهید نقل میکنند:
من همه ی خواستگارامو رد میکردم اما وقتی محمد خونمون اومد،با اینکه زیاد صحبت نکردیم اما مهرش به دلم نشست؛
طوری که به مادرم گفتم:
اگه محمد نشه،من با هیچکس ازدواج نمیکنم:)
خُمـوٓلْ¹³⁵
_
همسرِ شهید زاهدی پور، خواهر شهید محمدصادق کرباسی هم هستند:)
از لحظه ی وداع میگن..
از اونجایی که وقتی پیکرهارو داخل قبر میگذاشتند،یک بار به سمت مزار همسر و یک بار به سمت برادر میرفتن..💔
میگن اون لحظه نمیدونستم باید برای کدوم داغ اشک بریزم؟
داغ برادر یا همسر؟
خُمـوٓلْ¹³⁵
همسرِ شهید زاهدی پور، خواهر شهید محمدصادق کرباسی هم هستند:) از لحظه ی وداع میگن.. از اونجایی که وقت
نقل کردند:
"اون لحظه فقط برای بیبی زینبس گریه میکردم ..؛من دو شهید دادم و اینطور سرگردانم؛او چه کشید در کربلا با هجده شهید؟💔"
خُمـوٓلْ¹³⁵
دیوانه ترین حالتِ یک عشق زمانیست؛ دلتنگ شوی کاری زدستِ تو نیاید..
درسینهامغمیستکههرشبهزاربار
قدر ِدوقرنبغضگلو ، آهمیکشد ..
[سجادشهیدی]
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو خواب دیدم یه پیر غلام . .❤️🩹 #امامحسن