من از لیلی و مجنون درس عشقم را نمیگیرم ؛
که باشد حضرتِ زهرا هنوزم لیلیِ حیدر:))))
علی درباره فاطمه اش گفت ؛ نگاهش ، پناهِ خستگی هایم ، دلش ، قرار روزهای بی قرارم ، نه دلش را شکستم و نه دلم را شکست . او آرامِ جانم بود ؛ و من آرام دلش ..
عدهای از مردم قریش
با "حسادت" و با طعنه میگفتند :
یا رسولالله ؛
فاطمهات را ، پارهی تنت را ،
با مهریهای ناچیز ،
آن هم به ازدواج علی
که آه در بساط ندارد درآوردی ؟
حضرت فرمودند :
من او را به ازدواج علی در نیاوردم !
شبی که به معراج رفتم ، خداوند
او را به عقد علیبنابیطالب درآورد .
قد و بالایِ علی از چشمِ زهرا دیدنیست ..
وای وقتی میرسد دریا به دریا، دیدنیست (:
خُمـوٓلْ¹³⁵
میزبانِخانوادهیشهیدعلیلرزنگنههستیم:)
اونمتوشبیکههمسرشوننقلمیکننسالگردازدواجشونبود💔
خُمـوٓلْ¹³⁵
وقتی از پسر شهید خواستن برامون دعاکنه، بغض توی گلوش داغونمون کرد..
اون لحظه ای که گفت :"خدا کاش شهادتو قسمت ماهم بکنه ؛اینکه بعضیا با بیماری از دنیا میرن ،این دارای مقام نیست؛شهادت جنسش فرق میکنه!:)"
خُمـوٓلْ¹³⁵
وقتی از پسر شهید خواستن برامون دعاکنه، بغض توی گلوش داغونمون کرد.. اون لحظه ای که گفت :"خدا کاش شهاد
و اینها فقط حرفهای یک پسربچهست..💔
چی بهش گذشته که این حرفارو با بغض میزنه؟