18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری
با چشای خیس اومدم
اسممو بنویس نگو ردم...💔
خُمـوٓلْ¹³⁵
ای جانم :)
روزهایی که گریه کردیم
برای کربلا
برای اربعین
برای شش گوشه
برای جمع کردن کوله
برای حسرت
هیچ وقت نگذشت.
روزهایی که رفقایمان خداحافظی
کردند
روزهایی که عزیزانمان را راهی
مهران و خسروی کردیم
روزهایی که با بعضی مداحی ها
گوشت و جگرمان سوخت
روزهایی که در شهر کوچکمان دلتنگی هایمان
بزرگتر بودند
هیچ وقت فراموش نمیشود و نمیگذرد!
بیپناهکہشدی؛صدایشکن !
اوحسینِوِترالمَوتوراست . . .
میداندتکوتنهاشدنیعنیچہ،
درآغوشتمیگیرد :))🥺
به سیل اشک میشوییم راه کارونها را...
هنوز از جبهه میآرند تابوت جوانها را🥀
امان از اینچنین سوزی که در داغ عزیزان است..
امان از اینچنین داغی که میبُرّد امانها را..؛
به دنبال جوان خوش قد و بالای خود بودیم...
غریبانه ولی بردیم با خود استخوانها را💔
اگر دریا نمیگنجد به کوزه، با چه اعجازی
میان چفیه پیچیدند جسم پهلوانها را؟🍂
خبر دادند یوسفها به کنعان باز میگردند..:)
ندانستیم با تابوت میآرند آنها را
به روی شانۀ لرزان مردم یک به یک رفتند
خدا از شانۀ مردم نگیرد این تکانها را...
خُمـوٓلْ¹³⁵
رفیق بابای منی:)،
باتو خوشم
باتو که نوکرات همه کفن میشن.
ولی خودت بی کفنی... 🥲
آقای امام حسین 🖤
به هنگام دلتنگی به آسمان نگاه کن
ما نگاه های تو را به طرفِ آسمان میبینیم...
بقره آیه ١٤٤