eitaa logo
ڪۅچــﮫ بــــإغــــــ شـــــ؏ر
79 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
0 ویدیو
0 فایل
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی کاش یارب که نیفتد به کسی کار کسی هر کس آزار من زار پسندید ولی نپسندید دل زار من آزار کسی 💭 استاد شهریار ⏯ مدیر : @mohajere313
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او بس که دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او @kochebagh_sher
بیا، کاین دل سر هجران ندارد بجز وصلت دگر درمان نــدارد به وصل خود دلم را شاد گردان که خسته طاقت هـجران ندارد @kochebagh_sher
تقدیر، نه در رمل نه در کاسه ی چینی ست؟! آینده ی ما دورتر از آیینه بینی ست ما هر چه دویدیم، به جایی نرسیدیم ای باد! سر انجام تو هم گوشه نشینی ست از خاک مرا برد و به افلاک رسانید این است که من معتقدم؛ عشق زمینی ست یک لحظه به بخشایش او شک نتوان کرد با این همه تردید، در این باره یقینی ست شادم که به هر حال به یاد توأم، اما خون می خورم از دست تو و باز غمی نیست @kochebagh_sher
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد ؛ بختم از یار شود، رختم از اینجا ببرد ... @kochebagh_sher
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی   رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت... چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی   ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی   سایه‌ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی   باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی   چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی   کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی @kochebagh_sher
چرا رفتی، چرا؟ من بی قرارم، به سر، سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ @kochebagh_sher
شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید من شبم تو ماه من بر آسمان بی‌من مرو خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل تو گلی من خار تو در گلستان بی‌من مرو @kochebagh_sher
ای آنکه به ملک خویش پاینده تویی وز دامن شب صبح نماینده تویی کار من بیچاره قوی بسته شده بگشای خدایا که گشاینده تویی @kochebagh_sher
طاووس من! حتی تو هم در حسرت رنگی ! حتی تو هم با سرنوشت خویش در جنگی ! یک روز دیگر کم شد از عمرت، خدا را شکر امروز قدری کمتر از دیروز دلتنگی از «خود» گریزانی چرا ای سنگ! باور کن حتی اگر در کعبه باشی باز هم سنگی عمریست در نی شور شادی میدمی، اما از نی نمی آید به جز اندوه آهنگی دنیا پلی دارد که در هر سوی آن باشی در فکر سوی دیگری! آوخ چه آونگی @kochebagh_sher
او رفت وصبر رفت و تحمل تمام شد  از هم گسست سلسله اختیار ما گفت از تو یاد میکنم؛اما وفا نکرد یادش بخیر؛یار فراموشکار ما  @kochebagh_sher
به جرم عشق تو بگذار آتشم بزنند برای کشتن حلاج دار کافی نیست @kochebagh_sher
ما نه سقراط، نه افلاطونیم منطق و فلسفه ی اکنونیم هر چه همرنگ جماعت شویم باز هم وصله ی ناهمگونیم از تماشای انار لب رود سیر چشمیم ولی دلخونیم من و آیینه به هم محتاجیم من و آیینه به هم مدیونیم به طوافم مبر ای سرگردان ما از این دایره ها بیرونیم @kochebagh_sher