از آتش دل، شب همه شب بیدارم
چون شمع ز شعله تاج بر سر دارم
از روز دلم به وحشت، از شب به هراس
وز بود و نبود خویشتن بیزارم
#مهدی_اخوان_ثالث
@kochebagh_sher
بس حلقه زدم بــر درو حرفی نشنیدم
من هیچ کسم یا که درین خانه کسی نیست
#بیدل_شیرازی
@kochebagh_sher
عاشقم بر فلکی نورانی
ز اختران پنجرهٔ نقره بر آن
من از آن پنجرهٔ روحانی
در فضای ابدیت نگران
#ملک_الشعرای_بهار
@kochebagh_sher
به استخاره
سراغ از دلم مگیر که عمریست
کتابی ام که به غیر از عذاب آیه ندارد
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher
شب که می رسد از کناره ها
گریه می کنم با ستاره ها
وای اگر شبی ز آستین جان
بَر نیاورم دست چاره ها
#حسین_منزوی
@kochebagh_sher
یک نگاه مهربان، ما را بس است
پرتویی از آسمان، ما را بس است
ما تهی دستان عاشق پیشه ایم
سفره لبخند و نان، ما را بس است
#رحیم_زریان
@kochebagh_sher
موج راز سر به مهری را
به دنیا گفت و رفت
با صدف هایی که
بین ساحل و دریا گذاشت.
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher
بگیر از من این هر دو فرمانده را
«دل عاشق» و «عقل درمانده» را
اگر عشق با ماست، این عقل چیست؟
بکُش! هم پدر هم پدرخوانده را
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher
ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
در برومندی ز قحط برگ و بار اندیشه کن
از نسیمی دفتر ایام برهم میخورد
از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن
#صائب_تبریزی
@kochebagh_sher
آن را که غمی
چون غم من نیست چه داند
کز شوق
توأم دیده چه شب میگذراند
#سعدی
@kochebagh_sher
سنین عمر به هفتاد میرسد ما را
خدای من که به فریاد میرسد ما را
گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند
دگر چه فایده از یاد میرسد ما را
#شهریار
@kochebagh_sher
سکــه ی زندگــی دو رو دارد
گاه غمگین و گـاه غمگینــی
#فاضل_نظری
@kochebagh_sher