- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
منتظرت ماندم؛
مانند انتظارم برای برگشت فرد درون آینه.
- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
-
دوستت نداشتم؟
گل هایت که هدیه بر من بود را هنوز دارم؛البته خشك شده اش را.
- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
هیچام؛مانند نامههایی که هرگز ارسال نشدهاند.
- کنتهٔگمشدهدرعتیقهفروشیبارونی '
-
بعضی نبودن ها ؛ صدا دارند.