#خانوما
🔴یکی از نشانه های نداشتن اعتماد به نفس در خانوما اینه که وقتیا ز دست همسرشون ناراحتن فقط #سکوت میکنن، بادی به غبغب میدن و چهره ای گرفته دارن!
👌یه خانم قوی
وقتی ناراحته😞
☝️اولا که خودش اول با خودش سنگاشو وا کرده و میدونه این ناراحتیش #منطقیه و از روی حسادت و بدبینی و خود کم بینی نیست...
✌️وقتی مطمئن شد که ناراحتیش به جاست... در زمان مناسب خیلی ساده، بدون حاشیه و با لحنی #متین و محکم میره سر اصل مطلب و مشکلش رو مطرح میکنه
⛔️نه اینکه سه روز قیافه بگیره، بعد هم مدام شوهرش بپرسه چی شده و اونمبگه هیچی
#آشیونهتونگرم ☕️ 🔥
✿💞ڪانالگـرمِ حس خوب زندگے💞✿
@Hesszendegi
♥️🍃
"دسـت از تاییـد هـمسر خـود برنداریـد...!"
بیشترین گلایه آقایان از همسران خود این است که میگویند: "همسرم مرا قبول ندارد"..
#آشیونهتونگرم ☕️ 🔥
✿💞ڪانالگـرمِ حس خوب زندگے💞✿
@Hesszendegi
#احساس_پنهان
🌿🌿🌺🌺🌿🌿
_برو بابا دو نفر تحویلت گرفتن توهم زدی....
_ باشه من میرم پیش استاد و بهش میگم طرح منو دزدیدی.... ببینم میخوای چیکار کنی....
چیزی که شنیدم باور کردنی نبود... خانم حسینی به طرف دانشکده رفت.... صفایی دوید و چنگ انداخت و از پشت گرفتش.... کشیدش عقب و گفت چرا فکر میکنی همه چیز مال توئه؟ اون طرح مال خود مهرانیه.... برو از خودش بپرس.....
خانم حسینی دستشو گرفت و پیچوند پشتش...... گفت از خودشم میپرسم.... اما اول تکلیفمو با تو روشن میکنم.....
خوشم میومد هیشکی حریفش نبود....
صفایی داد زد و گفت دستمو شکستی دیوونه..... داری از حسادت میترکی که من رفتم جاتو گرفتم؟ دیدی همچین تحفهای هم نبودی.....
نمیدونم چی یواش به خانم حسینی گفت که دستشو ول کرد و از دانشگاه رفت بیرون....
خبرخوش دوستان، این داستان کامل شده و همه پارتهاش اماده هست برای عضویت در کانال وی ای پی به آزاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
#ادامـهدارد...
به قلم م. ر
کپی و نشر بدون اجازه نویسنده شرعا حرام است..
🌷🌷🌷🌷🌷
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مشتاقی ومهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهدشد پایان شکیبایی
حافظ
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
از خاک افریده شده ایم ،
پس چرا شکوفه ندیم؟!🌸
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
زیباتَرین شِکلِ وَفاداریست بی شَک
ماندَن به پای خویشتَن دَر روزِ سَختی❤️✨
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
برون زِ خویش کجا می روی
جهان خالی است...
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
مثل یک رادیوی از همه جا بی خبرم
پرم از حرف و به یک گوشه خراب افتاده...
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
♥️🍃
زندگی انسان
مانند شبنمی است
که از برگ گلی می لغزد
و فرو می چکد...
پس آن را غنیمت شمارید
و به شادمانی زندگی کنید...
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
@koocheyEhsas
•┈┈••✾•♥️•✾••┈┈•
#احساس_پنهان
🌿🌿🌺🌺🌿🌿
ماشینو برداشتم و رفتم به طرف ایستگاه تاکسی....بین راه دیدمش.... بوق زدم و گفتم خانم حسینی.... برگشت به طرف من.... گفتم سوار شو کارِت دارم....
بدون اینکه چیزی بگه برگشت و رفت.... ماشین و گوشه خیابون پارک کردم و رفتم دنبالش..... گفتم صبر کنید.... بازم توجهی نکرد....
عصبی شدم.... مجبور شدم مچ دستشو بگیرم و به طرف خودم برگردونم.... البته از روی مانتو دستشو گرفتم و دستم هیچ برخوردی با دستش نداشت....
با عصبانیت داد زد و گفت دیگه به من دست نزن عوضی......
یکی ندونه فکر میکنه چیکار کردم باهاش.... نه به اون مهشید که دائم به زور دست منو میگرفت و از خداش بود با من باشه، نه به این که انقدر عصبانی شد....
دستشو از توی دستم بیرون کشید....
🌿
خبرخوش دوستان، این داستان کامل شده و همه پارتهاش اماده هست برای عضویت در کانال وی ای پی به آزاده جون پیام بدید
@AdminAzadeh
#ادامـهدارد...
به قلم م. ر
کپی و نشر بدون اجازه نویسنده شرعا حرام است..
🌷🌷🌷🌷🌷