در این لحظات بود که حسین بن علی خود را بالای سر او رساند.
"با رفتن تو دیگر کمرم شکست!💔"
چون حسین تنها ماند، خود به تنهایی عزم جنگ کرد.
برای آخرین بار به کنار خیمه ها آمد و با زنان، دختران و کودکان وداع کرد.
چون دید علی اصغر از تشنگی بیتاب شده، اورا برسر دست گرفت و از کوفیان خواست تا اورا سیراب کنند و به او برگردانند؛اما حرمله با تیری سه شعبه گلوی علی اصغر (ع) را هدف قرار داد.💔
تیر گلوی طفل شش ماهه را شکافت و همانجا بر روی دستان پدر جان داد.
"خدایا! آنچه این همه مصیبت را بر من آسان میکند، این است که تو همه را میبینی.💔"