بعضیا میگن ایران هنوز ابر قدرت جهانی نشده.
مهم نیست که ابر قدرت شده یا نه!
مهم اینه که ابر قدرت ها ازش میترسن🇮🇷
اللهم احفظ قائدنا #امام_خامنه_ای
عشق یعني، یڪ #علي رهبر شده
🌸اللهم احفظ امامنا الخامنه ای🌸
🖤@chamran🖤
شما ؛
رفتید
ولی یادتان
دستِ مرا رها نمیکند..!
#عملیات_کربلای۵
#صبح_و_عاقبتمون_شهدایی
@koolebar_hashtrood
بر شادی پیغمبر و زهرا صلوات
بر آینه ی علی اعلی صلوات
هم مولد اصغر است و هم روز جواد
بر کرب و بلا و طوس یکجا صلوات
میلاد امام جواد و حضرت علی اصغر علیهما السلام مبارک باد.
@koolebar_hashtrood
روزنامه اطلاعات - ۱۲ بهمن ۱۳۵۷
امــام آمـد
@koolebar_hashtrood
#دلنوشته
تک تک تان پر گشودید و رفتید؛ رفتید و هیچ نام و نشانی از شما بر جا نماند. از شما در تاریخ به اسم کبوترهای یاد می شود که آشیانه شان را رها کردند تا به جنگ سختی ها و به جنگ ناجوانمردی ها بروند. شما کبوترانی هستید که بال هایتان زیر حجم این ناجوانمردی ها شکست و از بین رفت اما همچنان ادامه دادید. اکنون که هیچ نامی از شما بر جا نمانده، شما را همان کبوتران عشقی می نامند که رسم عاشقی را خوب به ما آموختند. شهدای گمنام، شهادت گوارای وجودتان.
@koolebar_hashtrood
هدایت شده از مسیر هشترود
سلام
سخنراني فرمانده سپاه عاشورا ساعت18:30امروزچهارشنبه12بهمن(كانال عاشوراييان روبيكا)
لطفا در وقت مقرر در کانال فوق حضور یابید.
یاران شتاب کنید...
گویند قافله ای در راه است
که گنهکاران را درآن راهی نیست،
آری...
گنهکاران را راهی نیست،
ولی پشیمانان را می پذیرند.
#شهید_اوینی
@koolebar_hashtrood
از زبان مادر غوّاص شهید:
نوجوانم شاد، امّا سرکش و عاصی نبود
این لباس “تنگ و چسبان” مال رقّاصی نبود
داغ من را مادر عباس میفهمد فقط
دست و پا بسته قرار و رسم غوّاصی نبود
#سلام_صبحتون_شهدایی
@koolebar_hashtrood
❣شهیدی که ...
در کربلای چهار اذانش ناتمام ماند...
در عملیات کربلای 4 میگویند گردان ولیعصر (عج) خط را میشکند، بعد شما ادامه میدهید. کانالی بود که به اروند وصل میشد. منتظر ماندیم تا غواصها کارشان را آغاز کنند. شب قبل از آغاز عملیات، آسمان پر از آتش بود و رزمندگان تا صبح مشغول نیایش و مناجات بودند. بچهها در سیاهی شب به نماز شب ایستادند. تنها خواستهای که از دل و جانشان بیرون میآمد و بر لبشان مینشست، #شهادت بود. بسیاری از هم وداع کرده و یکدیگر را به آغوش میکشیدند.
منتظر شروع عملیات بودیم، بالاخره سپیده از راه رسید. صدای اذان عادل محمدرضا نسب و برادر پرکار، خفتهها را از خواب بیدار کرد. همه آستینها را بالا زده و وضو گرفتند. در چند قدمی عادل که اذان میگفت. حمید همراه «منصور خدایی» (دیدبان گردان) ایستاده بود.
اذان داشت به انتها میرسید که ناگهان غرشی رعب آور در همه جا پیچید، غرش توپخانهی دشمن بود. گلولهای میان حمید و عادل افتاد و ترکشهایش قیامتی به پا کرد. هر سه باهم شهید شدند، پرکار روی دستهای رزمندگان بلند شد، خون از نوک انگشتانش بر زمین میچکید، لبانش تکان میخورد آنان اذان و نماز ناتمام خود را با آخرین ارتعاشات گلوی خونین شان به پایان رساندند.
#شهید_حمید_پرکار
#کربلای_چهار
@koolebar_hashtrood