eitaa logo
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
36 دنبال‌کننده
436 عکس
86 ویدیو
0 فایل
کورگم : گم‌شده‌اے که هیچ‌گاه پیدا نمی‌شود ... اندراحوالات ذهن مغشوش ... تو بهش می‌گی : بی‌شعوری ... من می‌گم : رڪ بودن ...! من این‌جام :))) : https://harfeto.timefriend.net/16840925523426
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از ترور یه روحانی توی بانک و زیر گرفتن یه روحانی با ماشین؛ این‌بار تو قم به دو طلبه حمله کردن و یکی رو با چاقو شهید کردن.. البته بازم ضارب سطل ماست نداشته که مذهبی صورتی‌ها نگران نشدن! 🗣آدم ـــ‌کــورگــم
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
بعد از ترور یه روحانی توی بانک و زیر گرفتن یه روحانی با ماشین؛ این‌بار تو قم به دو طلبه حمله کردن و
لعنت به استانداردهای دوگانه‌ای که حتی مثلاً خودی‌ها نشون می‌دن. الان اگه جای همه‌ی این سه اتفاق، یه آمر به معروف به یه کاشف حجاب می‌گفت "تو" یه عده تو مملکت خودشونو جر می‌دادن تا اون آمر بیاد برای عذرخواهی... توی نهاد ریاست جمهوری هم یه کمیته ویژه بررسی ساخته می‌شد برای این اتفاق...! ـــ‌کــورگــم
https://eitaa.com/madarepesareshoja/775 الحمدالله که این روزگار تلخ‌تر از زهر بگذشت😐💔😂
یکی از حق‌ترین بیت شعرها که نشون می‌ده ما آدما وقتی از کسی دل‌خوریم که دستمون بهش نمی‌رسه، سر یکی دیگه خالی می‌کنیم، اینه: گُنه کرد ، در بلخ ، آهنگری به شوشتر زدند گردن مس‌گری ...! ـــ‌کــورگــم
بعضی چنلا رو که می‌گردم و تکستاشونو می‌خونم، انگار تو بهشت زهرا دارم از بین قبرا می‌گذرم و نوشته‌های روشونو می‌خونم!!! بگید شوخیه همه چی...!!! واقعا این‌قدر داغونید؟!!!!😐💔 ـــ‌کــورگــم
خدا جونم، بسه دیگه!! بسه... گرفتیم که برای آرامش ما کیا رفتن... گرفتیم که برای آزادی ما کیا رفتن... گرفتیم که برای امنیت ما کیا رفتن...! هر نفهمی هم که تا الان نفهمیده، دیگه نمی‌فهمه!!! بسه خدایا... بسه!!!!🥀💔 ـــ‌کــورگــم
📣 به مناسبت روز ملی خلیج فارس/ خلیج فارس خانه ماست 🔸خلیج فارس و نام پرتو افکن آن مناسبتی است که ایرانیان در مام وطن و دیگر نقاط گیتی در روز دهم اردیبهشت ماه هر سال به عنوان «روز ملی خلیج فارس» به پاسداشت میراث گرانسنگ ایرانیان باستان گرامی می دارند و با افتخار می گویند که موج‌ های جهانگرد، می‌ کنند زیارت‌ خلیج‌ِ آبیِ پُر آفتاب‌ِ فارس‌ زبان را.
رئیس‌پلیس آگاهی سراوان ترور می‌شه، یک مدافع ناموس من و تو توی سبزوار شهید می‌شه، به دو روحانی در قم حمله می‌شه، نماینده خبرگان رهبری که شخصا برای کارهای بانکی در شعبه حاضر بوده ترور می‌شه؛ اما هنوز آن‌چه در ذهن مخاطب نقش بسته یه سطلِ ماسته! قدرت و ضعف رسانه یعنی این! 🗣سعید ساداتی ـــ‌کــورگــم
از خون جوانان وطن لاله دمیده...😔🥀. 1 فاتحه قرائت کنید برای این شهید بزرگوار... ـــ‌کــورگــم
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
خدا جونم، بسه دیگه!! بسه... گرفتیم که برای آرامش ما کیا رفتن... گرفتیم که برای آزادی ما کیا رفتن...
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این لحظه ... این بغض ... این یتیمی الی الابد ریحانه و رضا چند؟! این حسرتی که تا آخر باهاشون می‌مونه چند؟! این آرزوهایی که چند گلوله پرپرشون کرد، چند؟! 💔🥀 منتظر قصاص مسببین هستیم!!! ـــ‌کــورگــم
∞ڪورگـُـم∞🇵🇸
از خون جوانان وطن لاله دمیده...😔🥀. 1 فاتحه قرائت کنید برای این شهید بزرگوار... ـــ‌کــورگــم
📌شهادت روی پیاده‌رو ♦️ساعت به نُه و نیم نزدیک می‌شود؛ حمیدرضا دارد می‌رود دنبال دخترش. آوا خانه رفیقش است. حمید رسیده به فلکه سه گوش. افتاده است توی خیابان ابوریحان. آن دور و برها ظاهرا خلوت است. پرنده یا هر چیز دیگری زیاد پر نمی‌زند. چراغ برق های خیابان نفس شان تازه نیست، خوب نمی‌دمند. کتاب فروشی و مغازه اِسنُوا و دیگر جاها تعطیل است. طبیعی ست؛ ساعت نه و نیم شب، آن هم جمعه چرا باز باشند؟! ♦️چشم تیز می کند. می بیند سه پسر افتاده‌اند به جان دو دختر. نزدیک شان شده‌اند. چنگ می‌اندازند سمت دختران. پسر دستش را چنگک می‌کند دور مچ دختر، می گیرد می کشدش حریصانه. حمید خیابان را رد می‌کند پا می گذارد توی پیاده رو. می رود که مثل همیشه مثل دفعه های پیش سد بزند جلوی آدم های نامردی که دنبال لذت طلبی اند. ♦️پسران می‌خواهند دو دختر را به زور ببرند توی ماشین. ماشین شان را آن طرف پیاده رو یا خیابان گذاشته اند. دختر خودش را می‌کشد عقب. نمی‌دانم داد می زند کمک می‌خواهد یا نه. پسر وحشیانه دختر را می‌کشد. حمید که می‌بیند از آن طرف خیابان می آید. داد می‌زند که ول کنید چه کارش دارید؟! ♦️خودش را می رساند. توی دل دختران لرزه افتاده است. نمی‌دانم حمید آن لحظه دخترش آوا آمده بود جلوی چشمش یا نه. ولی هر چه بود رفته بود وسط معرکه که نجات دهد. پسر سیاه پوش، پیرهن می‌زند بالا چاقو را از کمرش می کشد بیرون. حمید با لگد می رود سمت پسر. پسر دوم می پیچد پشت حمید. حمید یک لگد دیگر می زند به پسر جلویی. پسر دوم از عقب چاقو را تند تند فرو می کند توی گُرده حمید. پسر دیگر از جلو چاقو را می زند توی سینه حمید. پسر سوم که لباس زرد پوشیده، ایستاده است نگاه می کند. چاقوست که از جلو و عقب توی تن حمید می رود. حمید نمی تواند نفر عقب را بزند. فقط مشت هایش می رود به سوی جلو. نفر عقب تا جا دارد با سنگ دلی و تیرگی، تیغ تیز فرو می کند. دو مرد از آن طرف پیاده رو می آیند راه شان را کج می کنند می افتند توی سرازیری خیابان و ناپدید می شوند. نبوده اند انگار هیچ وقت. ♦️دو پسر حمید را ول می کنند می ایستند جلویش چیزهایی می گویند. حمید جواب می دهد دستش را می گیرد سمت شان. سه مرد از پشت حمید پیدای شان می شود. یکی از مردها می رود دو پسر را دور می کند. ♦️خون دارد از از زیر پوست حمید می آید. بالا بافت های لباسش را رد میکند میرسد روی پیراهن. پشتش خیسِ خون شده. روی سینه اش هم خون زده و درد می‌کند. از زیر ماسک سفید رنگش یک کله نفس می کشد قلبش می زند. نمیدانم دارد به چه فکر می کند. آوا را یادش هست؟ آمده بود دنبالش؟ منتظر است. ♦️یک موتوری می رسد. حمید را که می بیند سوارش می کند. پیراهن حمید پرخون تر شده. نمی دانم موتور سوار به حمید چیزی میگوید یا نه. فقط گاز می دهد سمت چهار راه دادگستری. می رود بیمارستان. سر چهارراه یک نفر سرش را از پراید در آورده می گوید: «تلوتلو میخورد». موتورسوار تا می آید کاری کند حمید می افتد روی آسفالت. ترافیک می شود. مردم دوره می کنند. مغازه دارها سرک می کشند قاطی جمعیت می شوند. حمید دردش آمده چیزی می گوید: - کمک ♦️یک نفر زنگ می زند115. اورژانس زود می رسد. حمید را میبرند تو. تا میرسد بیمارستان رفته است توى کما. ♦️آوا نشسته است ثانیه میشمارد پدر بیاید زود برود خانه ولی از حمید خبری نیست. آوا شماره خانه را می‌ گیرد می گوید: بابا نیومده کجاست؟
‌ یادم بچه بودیم میگفتن موتور جز سه فرمول مخفی تجاری دنیا است حالا یک موتور هواپیما رو ساخته و در آزمایش اولیه هم موفق شده. پس ما شدیم دارنده سه فرمول مخفی دنیا 👤محمد رضا مهدی یار ـــ‌کــورگــم