eitaa logo
کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس🇮🇷
13.5هزار دنبال‌کننده
16هزار عکس
2.3هزار ویدیو
64 فایل
گرامی داشت یاد و خاطره پانزده هزار شهید استان فارس با ندای: «فارس و شیراز بهترین نمایانگر تلفیق دین، حماسه و هنر است» خادم الشهدا 👇 @S_morteza_aleali انعکاس خبر👇 @fmadah77
مشاهده در ایتا
دانلود
کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس🇮🇷
🌷روایت عشق 🌷 ﷽ شهید_داریوش_دهداری🌷🌷 نام پدر:علی شغل: معلم تاریخ تولد:۱۳۴۳/۲/۱ تاریخ شهادت: ۱۳۶۵/۱/۳۱ محل شهادت: عملیات والفجر۸منطقه عملیاتی فاو_دریاچه نمک مدفن:کوه چنار_ روستای موردک زندگی نامه شهید داریوش دهداری در سال ۱۳۴۳ در روستای موردک ؛بخش کوهمره دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدایی خود را دبستان روستا گذراند. پس از آن برای ادامه تحصیل مقطع راهنمایی راهی شهرستان کازرون شد و مقطع دبیرستان را نیز در سال ۱۳۶۱ در مدرسه بزرگ مجردرشته علوم انسانی به پایان رساند. در تمامی دوران تحصیلاتش دارای اخلاق نیکو و رفتاری انسانی بود که بار ها آموزگاران او را به عنوان دانش آموزی مرتب ؛منظم؛باهوش؛ و با اخلاق نام می بردند. داریوش سال ۱۳۶۲ طبق سنت حسنه مکتبش ازدواج کرد و ثمره این امر الهی دختری به نام زینب بود. بعداز گذراندن خدمت سربازی در دوره ۲سال تربیت معلم پذیرفته شدوطی گذراندن این دوره چند بار راهی جبهه حق علیه باطل در کردستان وجنوب کشور شد. سال ۶۴ به عنوان معلم در یکی از مدارس شهرستان کازرون مشغول به خدمت بود که با فرمان تشکیل راهیان کربلا به همراه کاروان ۱کربلا از طریق بسیج سپاه پاسداران مجدد به جبهه اعزام شد. سلام برتوای مهدی جان خدایا به سرآمد دوران هجرت وتنهایی کم کم به دوران وصل می رسیم کم کم روزو لحظه دیدارنزدیک می شود. درآخر ای مادرم برای من گریه نکنید برای غریبی امام حسین(ع) واصحابش گریه کنیدو حال که لحظه به لحظه به عملیات نزدیک می شویم ازخدامی خواهم که قدم هایم رادردفاع ازدین خدا مصمم واستوار بگرداند و همیشه ترس و حُبِّ دنیا را از دلم بیرون کند https://eitaa.com/kshohadayefars 🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس
🌷روایت عشق 🌷 حسین چند ماهی یک بار به مرخصی می آمد یک روز با پاهای گچ گرفته به خانه آمد. با اضطراب پرسیدم: مادر پاهایت چطور شده ؟ لبخندی زد و گفت: چیزی نیست مادر موتور روی پایم افتاده... بعد از شهادتش در سوریه فهمیدم در کوه های خان طومان در سال ۹۰ زخمی شده ولی برای اینکه من نگران نشوم چیزی به من نگفته بود. در آن ماموریت بهترین دوستش (کمیل صفری تبار ) را از دست داده بود. خانه آن شهید عزیز در بابل بود. حسین پس از شهادتِ دوستش در مرخصی هایش ابتدا به مادر کمیل سر می زد و بعد به خانه می آمد . و همیشه به مادر کمیل می گفته دعا کنید تا من هم شهید شوم . ✨به روایت مادر معظم شهید✨ 💫شهدای مدافع حرم فسا💫 🔹شهید حسین جمالی 🔹ولادت: فسا_خورنگان 🔹 شهادت:سوریه https://eitaa.com/kshohadayefars 🇮🇷 کنگره ملی پانزده هزار شهید استان فارس