5.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه حال و روزت این نیست ایرانی نیستی😁
والا یه عمری منتظره ضربه زدن بودیم حالا دارین طرف زجر کش میکنید...مزه نمیده که اینطوری😅
خداییش اسرائیلی بدبخت اگه زیر حملات نمیره این روزا از ترس میمیره 😂
صرفا جهت مزاح و عوض شدن حال و روحیه بخشیدن به سربازان 😄
https://eitaa.com/ktab_reyhan
9.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام صبحتون با آرامش😌
https://eitaa.com/ktab_reyhan
📚بهترین مسافر من
✍️داستان یک کشتی قدیم به اسم چوبین است که به خاطر کهنه شدن، مسافران زیادی ندارد و این مسئله علاوه بر ناراحتی این کشتی، باعث غمگین بودن ناخدای کشتی نیز شده است. دختر کوچک ناخدا مریض است و ناخدا پولی برای درمانش ندارد.
کشتی های جوان و نو همیشه چوبین را مسخره می کنند و چوبین هم ناراحت است که نمی تواند برای ناخدا کاری بکند. یک شب ماهی ها و مهتاب خانم که می بینند چوبین ناراحت است، به او می گویند به زودی یک مسافر خیلی مهم برای آن ها می آید.
چند روز مردی که روی بازویش خالکوبی دارد به سراغ ناخدا می آید پول خوبی برای یک سفر به کشور عراق به ناخدا پیشنهاد می کند. ناخدا به خاطر قدیمی بودن چوبین ابتدا قبول نمی کند ولی چوبین به ناخدا اطمینان میدهد که می تواند از پس این سفر بربیاید. مسافران سوار کشتی می شوند، یکی از مسافران کنیزی مهربان است که باهمه کنیزها فرق دارد…
کتاب بهترین مسافر من از زاویه دید کشتی کوچکی ماجرای سفر و ازدواج نرجس خاتون با امام حسن عسگری را روایت می کند. این کتاب با تصویرگری های زیبا برای گروه سنی 6-10 سال نوشته شده است.
📚حـــــــــریر
داستان حجاب در صد سال اخیر برای ما قصه پرغصهای بوده است. بالا و پایین زیاد داشته و در دشمنی با آن کارهای زیادی کردهاند. این داستانها را هم اغلب از زبان قهرمانهایش خواندهایم. آدمهایی که نام و یادشان در تاریخ ماندگار شده است. اما آدمهای معمولی چی؟ آدمهایی که نه تحصیلات خاصی داشتهاند نه از خانواده نامآوری بودهاند و نه کار خیلی متفاوتی انجام دادهاند. آنها هیچ کاری نکردند؟ تنها تماشاچیانی خاموش بودهاند؟
یک نمونهاش حریر قصه ما. حریر یک دختر ساده روستایی است. پسری هم که به خواستگاریش آمده و جواب بله را از او گرفته آدمی ساده و معمولی است. رمان جدیدی که انتشارات کتابستان معرفت، آن را منتشر کرده است، «حریر» نام داد و خانم فاطمه سلطانی آن نگاشته است، ماجرایی است رخداده در تاریخ معاصر ایران. داستان آن در روستای سرآبله قم و دوره پهلوی اولی روایت میشود. داستانی که ابتدایش با شیرینی آغاز میشود اما هر چه جلوتر میرویم رنگ و لعاب آن عوض میشود و شکل دیگری میگیرد.
ماجرایی که اشک را به دیده میآورد و عبرتهای فراوانی در آن نهفته است. حریر هفده ساله، هنوز چند دقیقه هم کنار شوهرش نبوده است که دزدیده میشود و این ابتدای داستانی است که میخواهد از حجاب و نقش آدمهای معمولی درباره حجاب بگوید. آدمهایی که ویژگی خاصی نداشتهاند، اما کارهایشان تلنگری است قهرمانانه برای ما.
حریر فرصتی است تا دریابیم برای انجام دادن کارهای بزرگ لازم نیست حتماً آدمهای متفاوتی باشیم.
https://eitaa.com/ktab_reyhan
✍️بخشی از کتاب
با صدای کلکشیدن زنها، وقتی که قاطر از جلوی خانهشان رد شد، چشم از عباس گرفتم. میان اینهمه هیاهو که صدا به صدا نمیرسید، چند پسربچه با فریاد از کوچۀ بالای امامزاده سرازیر شدند سمت میدانگاهی. بااینکه بعید بود، انگار باد کلمۀ «ممد بغدادی» را به گوشم رساند. دست خودم نبود که بند دلم پاره شد. اول دایرهزنگی عمه زری از صدا افتاد. ساز و کرنا هم همراه نفسهای زنان قطع شد. در یک آن، همه لالمانی گرفتند و فقط صدای داد بچهها بود که چهارنعل میدویدند و از ته حنجره فریاد میزدند: «ممد بغدادی اومد.»
بعد از آن یک لحظه سکوت، انگار صور اسرافیل را زده باشند، هرکس بهسمتی میدوید. هر مردی دست زن و دخترش را گرفته بود و میبردشان تا سوراخی پیدا کند و بچپاندشان آن تو. زنها همه از پشتبامها سرریز شدند پایین و دِر خانههای منتهی به میدانگاهی باز شد و هرکس که توانست خودش را پرت کرد توی حیاط. تنها من بودم که مات و حیران مانده بودم روی قاطر و البته، چند پیرزن که کسی کاری با آنها نداشت و عمه زری. علیسان که دست دراز کرد تا زیر بغلهایم را بگیرد و پیادهام بکند، اول صدای سم اسبهای آژانها از پیچ کوچهبالایی به گوش رسید و بعد سروکلۀ خودشان پیدا شد. درست جلوی کاروان عروس، که حالا آب رفته بود و هاجوواج وسط میدانگاه ایستاده بود، اسب ممد بغدادی شیههای کشید و ایستاد. قلبم با دیدن سبیلهای از بنا گوش دررفتهاش که مثل شبق مشکی بود، لحظهای نزد. پشتسر ممد بغدادی با آن جثۀ کوچک که میان چرکزی روسی گم شده بود، ششهفت سوار قزاق با تفنگهای برنو که آماده بودند برای تیرانداختن، ایستاده بودند. گیج از حضور بیوقت وکیلباشیِ رضاشاه که بیشتر به دزدی گردنهگیر شبیه بود، مانده بودم چه کنم. بهقدری گیج بودم که مغزم تعطیل شده بود انگار. عادت بچگیام بود. از همان عادتها که با شیر میآیند و با مرگ میروند. وقتهایی که میترسیدم خودم را میزدم به کوچۀ علیچپ. به هرچیزی فکر میکردم بهجز عامل ترس. جای هر کاری، این بار هم حواسم را دادم به لباس قزاقی او. دو طرف سینۀ چرکزی ممد، برق دو رج جای فشنگِ تزیینیِ نقره، که میناکاری شده بود و آویزهای نقرهکوب کمربندش که تسمۀ سیاهرنگی بود، چشم را میزد. ولی بیشتر از همه شوشکهای که از پهلویش به کمربند آویزان کرده بود، به دل خوف میانداخت. بهمحض قرارگرفتن اسبها، کدخدا و چند نفری از ریشسفیدان ده خودشان را رساندند پای اسب ممد بغدادی. کدخدا که با آن قد کوتاهش، مجبور بود سرش را بالا بگیرد تا ممدِ سوار بر اسب را ببیند، دستش را به کلاهش گرفت و گفت: «خوش اومدی جناب وکیلباشی. قدم رو چش ما گذوشتی. بفرما، بفرما یه آب و چپقی تازه کن.»
https://eitaa.com/ktab_reyhan
📚#معرفی_کتاب:کبوترپرطلا🌟
✍به قلم:سیده مرضیه مرعشی
👨👩👧👦 رده سنی:کودک
📚🌟یک داستان کودکانه زیبا از سفر #اربعین 👌🤩
هم معنویت و هم کمی طنز باتصوبر رنگی متناسب با داستان🌟📚
خانواده 5 نفره آقای فرهمند
با پای پیاده برای زیارت اربعین،راهی سفر کربلا شدن
خوندن ماجراهای شاد و پرهیجان این سفر برای کودکان لذت بخشه☺️
https://eitaa.com/ktab_reyhan
📚 مجموعۀ حلقات انسان 250 ساله
در این کتاب با استفاده از بیانات حضرت آیتالله خامنهای نگاهی یکپارچه از سیرۀ سیاسی و روش مبارزاتی ائمه علیهمالسلام ارائه شده است. این کتاب برای مخاطبان عام، بهویژه دانشجویان و طلاب سطح یک مفید است.
🌼عنوان کتاب، برگرفته از سخنان معظّمله است و گویای این نکته که تمام کارهایِ ائمه علیهمالسلام ـ پس از شهادت پیامبر اکرم در سال 11 هجری تا شهادت امام حسن عسگری در سال 260 ـ در طول این 250 سال کارِ یک انسان با یک هدف و با تاکتیکهای مختلف است. گویی ائمه، انسانِ واحدی بودند که 250 سال زندگی کرده. این «انسانِ واحد» به قرینههای بسیاری که در تاریخ زندگی ایشان وجود دارد و بنابر وظیفهای که خدا بر عهدۀ آنها گذاشته، درصدد برقراری حکومت اسلامی در جامعۀ اسلامی بودند. و در این راه مبارزات سیاسیِ بسیاری داشتهاند.
🌼در این کتاب بیش از آنکه دلایل اثبات نظریه و جزئیات وقایع زندگانی ائمه مطرح شده باشد، سعی شده تحلیل درستی از وقایع تأثیرگذار تاریخ صدر اسلام، مانند دوران حکومت امیرالمؤمنین واقعۀ صلح امام حسن با معاویه، قیام امام حسین، حفظ جریان تشیع توسط امام سجاد گسترش دامنۀ تشیع توسط امام باقر و امام صادق، مبارزۀ مخفیانۀ امام کاظم، ماجرای ولایتعهدی امام رضا و گسترش تشکیلات شیعه در زمان سه امام آخر. به عبارت بهتر این کتاب بیشتر از آنکه کتابی تاریخی باشد که به ریز و درشت وقایع تاریخ ائمه اشاره کرده باشد، کتابی تحلیلی است برای معرفی درستِ شیوۀ زندگانی ائمه و مقصود و هدفی که برای آن مبارزه کردهاند.
https://eitaa.com/ktab_reyhan
هدایت شده از کتاب ریحان
📚🌹جملات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد کتاب و کتابخوانی
🍀بهترین کتابها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهای والا و انقلابی هدایت کند.
🍀نقش کتاب یک نقش بیبدیل است، البته بهترین کتابها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهای والا و انقلابی هدایت کند، و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد.
🍀توصیه میکنم این کتابهایی را که دربارهی شهدا نوشته شده، دربارهی ایثارگران دوران دفاع مقدّس نوشته شده و شخصیّتهای اینها را تشریح میکند، بخوانید؛ هم کتابهای شیرین و پرجاذبهای است، هم ذهن شما را با مسائل بسیاری آشنا میکند.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
اربعین حسینی تسلیت باد🖤🖤