eitaa logo
[کتابـخـانه‌ےجیبـی]
66 دنبال‌کننده
66 عکس
3 ویدیو
0 فایل
به نظر من از انسان‌ها با درک‌تر، کتاب‌هایی هستند که نویسنده‌ای با عمق جان در آن قلم زده و گاهی ما با خواندن بندی چندخطی با خود تکراری می‌کنیم چقدر او، من هست. -کپی؟استفاده شخصی مشکلی نداره؛
مشاهده در ایتا
دانلود
مادر‌بزرگ همیشه می‌گفت: به درد رویاهات که نخوری، گاهی تو بیست‌سالگی، گاهی تو چهل‌سالگی، میری تو کمای‌زندگی. اون وقته که مجبوری دست بزاری زیر چونه‌ات و در انتظار بوق ممتد نفس‌هایت، با تیک‌تاک ساعت همخوانی کنه. -چایت‌را‌من‌شیرین‌میکنم
مردن فقط در خاک دفن شدن نیست، همین که چیزی برای از دست دادن نداشته باشی ، یعنی مرده‌ای. -چایت‌رامن‌شیرین‌میکنم
مبارزه؟ مگه چیزی برای از دست دادن دارم تا مبارزه کنم؟ -چایت‌را‌من‌شیرین‌میکنم
چند روز دیگر اجازه‌ی زندگی داشتم؟ دو ساعت؟ دو روز؟ دوماه ؟نمی‌دانم ... همه را نذر دوباره دیدنش می‌کنم. -چایت‌را‌من‌شیرین‌میکنم
از نظر من نفرت همون ترس بزک شدست. فقط سرخاب،سفیداب به صورتش مالیدیم و داریم خودمون و گول می‌زنیم . ترس هم که تکلیفش معلومه باید جفت پا پرید وسطش باید حسش کرد. -چایت‌را‌من‌شیرین‌میکنم
گاهی مرگ بهترین گزینه است برای زندگی . -مثل‌بیروت‌بود
امنیت چیزی است که تا آن را از دست ندهی، قدرش را نمی‌دانی. -مثل‌بیروت‌بود.
گاهی فراموشی، عین سیب سرخ ، هزارم یک خاصیت داره؛ خصوصا اگه پاییز باشه .. -مثل‌بیروت‌بود
کاش زندگی دکمه‌ای به نام "دورتند" داشت.. -مثل‌بیروت‌بود
می‌دانستم آدم بدهای زندگی ما شبیه چهل دزد بغداد نیستند و خون می‌خورند تا در مکتب کفتار مقبول بیفتند. -مثل‌بیروت‌بود
کاش کسی شانه‌ام را تکان میداد و فریاد می‌زد : پاشو !خواب بد میدیدی! -مثل‌بیروت‌بود
خدا همیشه بنده‌هاشو امتحان می‌کنه. یه روز با نعمت و خوشی، یه روزم با بلا و مصیبت. مهم اینه که ما چطوری از هر دو امتحان بیرون بیاییم.» -خواب باران