-عقل؟کجای زندگیت تا همین جهنمی که الان توش هستی ، با عقل جور در اومده؟ اگه قرار باشه تو دنیای سیاست ، چیزی با عقل جور در بیاد که دیگه اسمش سیاست نیست میشه ریاضی.
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
[کتابـخـانهےجیبـی]
اما داستان چشم هایش فرق می کرد با تمام چشمان دنیا
معجونی از عشق و خشم در نگاهش بود اصلا این مرد شبیه به هیچ کس بود..
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
احتیاج به جایی امن داشتم، جایی که روح و جسمم را بازیابی کنم.
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
اونم شبیه من بود، زخمی و وامانده و ناچار. کاش دنیا کمی فرصت استراحت به ما میداد! به خدا قسم که دیگر نمیتوانستم!
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
-خدایا، خستم، خیلی خسته. دلم خواب میخواد، از اون واقعیها.
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
[کتابـخـانهےجیبـی]
خوب میشی همه زخمات خوب میشن بهت قول میدم.. #انتهایپاراگراف -باروتخیس
- ز ... زخمهای رو ... روحم چی؟ او ... اونها هیــ ... هیچ وقت ... خوب ... نــ ... نمیشه. ز ... زخمی هم که ... خو ... خوب نشه، عـ ... عفونت ... میکنه ، آدم رو ... میکشه.
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
-تو همیشه حرفهای بازی کردی، دقیق و بینقص و تمیز، اما چشمهات... نخود تو دهنشون خیس نمیخوره. البته فقط در یک مورد اونم وقتی پای احسـ...
#انتهایپاراگراف -باروتخیس
-با کی میجنگی؟ با خودت؟ گریه که بد نیست منم گاهی وقتا گریه میکنم..
#انتهایپاراگراف ـ باروتخیس