انگار که یه بچه دستش رو گذاشته باشه روی کلید برق. هی با دکمهش بازی کنه، هی لامپ رو خاموش و روشن کنه، حافظهم هی تاریک و هی روشن میشه. هی یادم میآد و نی یادم میره.
#انتهایپاراگراف - #باروتسوخته
دست خودم نیست؛ اما صدام بغض داره. از اونا که توش عجزه، از اونا که کر هم باشی، میشنوی.
#انتهایپاراگراف - #باروتسوخته
- من که گفتم خستهام. گفتم دیگه حال ادامه دادن ندارم، اما باور نکردی! یعنی هیچکس باور نکرد.
#انتهایپاراگراف - #باروتسوخته
ولی اگه یک بار توی زندگیش واقعاً معنی عشقِ بفهمه میفهمه که چی بود که مولانا رو مولانا کرد و چی بود که به خاطرش مجنون آواره شد. شما برای من همچین کسی بودید و همچین حسی به شما داشتم. اگه اشتباه باشه یعنی همهٔ چیزای دیگهٔ زندگیم هم اشتباهه.»
#انتهایپاراگراف - #آبنباتلیمویی