[کتابـخـانهےجیبـی]
-
میدونسـتم یه روز تموم میشه. از اولین باری کـه با هم صحبت کردیم میدونستم .
ولی با این حال امیدوار بودم که حداقل واسه یک بار هم شده به اتفاق خوبی که افتاده گند نخوره..
#انتهایپاراگراف - #۳۶۵روزبدونتو
من خوشحال بودم، اما میدانستم دارم در غم فرو میروم.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
رنگ آسمان آدم را وصل میکند به زمان و زمان آدم را وصل میکند به واقعیت. و فقط وقتی نمیدانی کی است میتوانی فکر کنی یک وقت دیگر است.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
و هر جا هر غمی بود ما در آن فرو میرفتیم، چون این طور ساخته شده بودیم و این کار را خیلی خوب بلد بودیم.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
اشک تمام آدمها را گریه میکرد و آنچنان خودش را سپرده بود به گریه که پس گرفتنش غیر ممکن بود.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
وقتی بود، امن و شاد وصلم میکرد به دنیایی که جلوی رویم بود همه چیز کمتر ترسناک بود .
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
به یک ماه بعدش فکر کردم که دیدمش، و وقتی پرسید چطورم، نتوانستم طاقت بیاورم و به اندازه ی تمام روزهای آن ماه گریه کردم و نتوانستم بگویم چه طور دارم له میشوم در مدرسه ، هرجمله ای که نمیفهمم شبیه سیلی است که نمیدانم چرا میخورم.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
چند وقته که دیگه گریه نمیکنه، دعوا نمیکنه، ولی حرف هم نمیزنه، یه وقتهایی عین گیاه میشه؛میره توی دنیای خودش، تا صداش نکنی چیزی نمیشنود.
#انتهایپاراگراف - #آذرباد
تا زمانی که جا برای روایتهای تمام قربانیان تاریخ باز نشود، ما قادر به شناخت داستانی که ما را به یکدیگر پیوند میدهد نخواهیم بود؛ داستان مقاومت و یک اشتیاق شکستناپذیر برای آزادی.
#انتهایپاراگراف - #آیاوطنمرابهیاددارد؟
«میترسم نامهای که سراسر شادی باشد هرگز نوشته نشود، پس بگذار به تو بدون شرط خاصی بنویسم؛ از ذوقِ نامه نوشتن محرومم نکن.»
#انتهایپاراگراف - #غزهبازمینویسد